In this monograph, Adam Winn proposes that the ancient Greco-Roman literary practice of imitation can and should be used when considering literary relationships between biblical texts. After identifying the imitative techniques found in Virgil's Aeneid, Winn uses those techniques as a window into Mark's use of the Elijah-Elisha narrative of 1 and 2 Kings. Through careful comparisons between numerous pericopes of both respective narratives, Winn argues that the Markan evangelist has, at many points, clearly and creatively imitated the Elijah-Elisha narrative and has relied on this narrative as a primary source.
Adam Winn (PhD, Fuller Theological Seminary) is assistant professor at the University of Mary Hardin-Baylor College of Christian Studies. He is the author of The Purpose of Mark's Gospel: An Early Christian Response to Roman Imperial Propaganda (Mohr Siebeck, 2008) and editor of An Introduction to Empire in the New Testament (SBL, 2016).
مقدمه: تقلید ادبی در دوران باستان، نوآوری امتیاز محسوب نمیشد و برعکس هنرمندان بهتر کسانی بودند که به خوبی از سنت تقلید میکردند. شاعران، نویسندگان و خطبا موظف بودند که از الگوهای ادبی پیروی کنند و برای مثال ویرژیل بدون آن که بکوشد پنهان کند از هومر تقلید میکند.
اناجیل هم در چنین فضایی نوشته شدهاند و بیش از آن که زندگینامۀ عینی عیسی باشند، آثاری ادبیاند و باید مانند آثار ادبی خوانده شوند.
انجیل مرقس، قدیمیترین انجیل است و به خاطر همین معمولاً میگویند منبع دیگری نداشته و صرفاً از منابع شفاهی استفاده کرده. اما لازم نیست منبع اناجیل خود یک انجیل باشد. کتاب نشان میدهد که انجیل مرقس آگاهانه میکوشد از روایت دو پیامبر بزرگ عهد عتیق، ایلیا و الیشع پیروی کند و هم در چهارچوب کلی روایت و هم در جزئیات اعمال عیسی از روایات ایلیا-الیشع الگوبرداری میکند.
مؤلف تأکید میکند که الگوبرداری مرقس از روایت ایلیا-الیشع الزاماً به معنی آن نیست که مرقس در پیام الهیاتی خود هم از روایت ایلیا-الیشع پیروی کرده باشد.
آغاز فعالیت عیسی نخستین کلمات انجیل مرقس اشاره به آیاتی از عهد عتیق است که وعده میدهد پیش از آخرالزمان ایلیا دوباره ظهور خواهد کرد. سپس یحیی با ظاهری کاملاً شبیه ایلیا (پشمینهپوش، با کمربندی چرمین) توصیف میشود.
عیسی پس از تعمید گرفتن از یحیی، درست همچون ایلیا چهل روز در بیابان به سر میبرد و حیوانات و فرشتگان خدمتش میکنند. سپس صیادانی میبیند و با یک اشاره، صیادان شغل و زندگیشان را رها میکنند و از پی عیسی میروند. درست همان طور که ایلیا، الیشع را در حال کشاورزی میبیند و با یک اشاره، الیشع شغل و زندگیاش را رها میکند و به دنبالش میرود.
معجزات عیسی معجزات عیسی و ایلیا-الیشع، بسیار شبیه به هم است:
• زنده کردن مردگان: ایلیا (و الیشع) مردگان را زنده میکنند. عیسی نیز پسر دختر رییس کنیسه (مرقس ۵: ۳۵-۴۳) را زنده میکند. • شفای جذامیان: الیشع یک جذامی را شفا میدهند (۲ پادشاهان ۵: ۱-۱۴) و عیسی نیز جذامیان را شفا میدهد (مرقس ۱: ۴۰-۴۳). • زیاد کردن غذا: ایلیا به قدرت اعجاز کاری میکند که آرد ناچیز زنی بیوه به مدت سه سال تمام نشود (۱ پادشاهان ۱۷: ۸-۱۵) و الیشع نیز با بیست قرص نان جمعیتی صد نفره را خوراک میدهد و غذا زیاد میآید (۲ پادشاهان ۴: ۴۲-۴۴). عیسی نیز با پنج نان و دو ماهی، جمعیتی پنج هزار نفره را خوراک میدهد و غذا زیاد میآید (مرقس ۶: ۳۰-۴۴).
مصائب عیسی در هر دو روایت سه مرتبه پیشگویی میشود که ایلیا/عیسی بناست به زودی از شاگردانشان جدا شوند. الیشع سه بار سوگند میخورد که دست از پیروی ایلیا نخواهد کشید، و پطرس به رغم سوگندی مشابه، سه بار عیسی را انکار میکند.
عیسی پس از مرگ رستاخیز میکند. الیشع نیز پس از مرگ سرشار از حیات بود و گرچه خود رستاخیز نکرد، اما وقتی مردهای را در قبر او انداختند، مرده پس از برخورد به استخوانهای الیشع زنده شد.
سرانجام (گرچه این در مرقس موجود نیست) هم ایلیا و هم عیسی به آسمان صعود میکنند. ایلیا به شاگردش الیشع میگوید: «اگر شاهد صعود من به آسمان بودی، روحالقدس به تو خواهد رسید، وگرنه نه.» شاگردان عیسی نیز شاهد صعود عیسی به آسمان بودند و پس از آن روحالقدس را دریافت کردند.
Thoroughly convincing. Not only is the section detailing Virgil's imitation of Homer great, but Winn also finds similarities between Mark's narrative and Elijah-Elisha that no one has found before. Very cool.