اکبر رادی (۱۰ مهر ۱۳۱۸ - ۵ دی ۱۳۸۶) نمایشنامهنویس معاصر ایرانی بود.
اکبر رادی در شهر رشت زاده شد. او در ده سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. رادی که دانش آموخته رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود، تحصیل در دوره کارشناسی ارشد این رشته را نیمه کاره گذاشت و پس از طی دوره تربیت معلم، به شغل معلمی روی آورد.
اکبر رادی از قلههای تئاتر معاصر ماست با نزدیک نیم قرن تجربۀ نمایشنامهنویسی، که بر خلاف بزرگان دیگر این عرصه مثل ساعدی و بیضایی سراغ داستاننویسی و سینما نرفت و به استثنای یک مجموعۀ داستان (جاده، شامل هفت قصه) همواره نمایشنامهنویس باقی ماند. مجموعۀ روی صحنۀ آبی شامل 20 نمایشنامۀ اوست؛ هر کتاب یک دهه از کار رادی را در بر میگیرد، از ابتدای دهۀ 40 تا انتهای دهۀ 70. جلد سوم که مربوط به دهۀ 60 است شامل نمایشنامههای پلکان، تانگوی تخم مرغ داغ، آهسته با گل سرخ و شب روی سنگفرش خیس است؛ که البته تانگوی تخم مرغ داغ نسخۀ بازنویس نمایش ارثیۀ ایرانی است که رادی آن را در دهۀ 40 نوشته بود. همۀ نمایشنامهها بلندند، 4 نمایش کتاب در مجموع حدود 560 صفحه حجم دارند. رادی به گفتۀ خودش تحت تاثیر چخوف بوده. جهان نمایشنامههای او جهان انسانهای به بنبست رسیده و مستاصل است، و دغدغۀ اصلیاش عدالت. در مقدمۀ نمایش پلکان مینویسد:«...اگر وظیفۀ قلم اجرای عدالت در جهانی است که عرضه میکند، پس به حرمت قلم، به آن پنج قطره خونی که از زیر یک جلیقۀ مشکی به پنج پله چکیده است، شهادت میدهم که در این جستجو وسوسهای جز اجرای عدالت نداشتهام.» یا در شب روی سنگفرش خیس از زبان یکی از شخصیتها:« و من کتابی نوشتم به قطر هشتصد صفحه، دربارۀ کلمهای که همین قدر عجیب، رازگونه و نفوذناپذیر است، عدالت...» رادی استاد دیالوگنویسی است. شخصیتهای گوناگون با خاستگاههای مختلف خلق میکند، عالم و عامی، فقیر و غنی. از شاگرد قهوهخانه تا پزشک متخصص قلب، از آخوند تا استاد دانشگاه؛ و چنان ماهرانه کلمات را بر زبانشان جاری میکند که گویی سالها در قالب آن شخصیتها زندگی کرده است. نمایشنامههایش پایانی کوبنده و غیر منتظره دارند و ذهن خواننده را مدتها بعد از پایان نمایش با خود درگیر میکنند. مطالعۀ این مجموعه برای همۀ عاشقان تئاتر و نمایش فارسی لازم و البته لذتبخش است.