Jump to ratings and reviews
Rate this book

خانمچه و مهتابی

Rate this book
عنوان: خانمچه و مهتابی؛ نویسنده: اکبر رادی؛ مشخصات نشر: ت‍ه‍ران‌: آگ‍را‏‫، 1382، در 102 ص، موضوع: نمایشنامه از نویسندگان فارسی قرن 14 هجری قرن 21 م

88 pages

First published January 1, 2003

5 people are currently reading
94 people want to read

About the author

اکبر رادی

39 books60 followers
اکبر رادی (۱۰ مهر ۱۳۱۸ - ۵ دی ۱۳۸۶) نمایش‌نامه‌نویس معاصر ایرانی بود.

اکبر رادی در شهر رشت زاده شد. او در ده سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. رادی که دانش آموخته رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود، تحصیل در دوره کارشناسی ارشد این رشته را نیمه کاره گذاشت و پس از طی دوره تربیت معلم، به شغل معلمی روی آورد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
17 (18%)
4 stars
23 (24%)
3 stars
37 (39%)
2 stars
12 (12%)
1 star
4 (4%)
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
Profile Image for SARAH.
245 reviews317 followers
March 7, 2015
؟این نمایشنامه که به شیوه سیال ذهن روایت شد ... داستان پیره زنی دچار نسیان و الزایمر است در اسایشگاهی در سعادت اباد!درمورد بر جسته ترین نمایشنامه نویس معاصر چه می توان نوشت؟کلام عاجز است.... بعضی از منتقدان نمایشنامه را گنگ و اشفته تعریف کردند .من مخالفم گنگی در خدمت اثر و شخصیت است خانجون ذهن سالمی ندارد پس این ابهام در خدمت اثرو شخصیت است اما عجب زبانی !چه تسلط بی مثالی دارد این مرد بزرگ به زبان کوچه و بازار .به قول خودش زبان اثرش توفنده و جهنده است می پیچد و درخود میبلعد خواننده و تماشاگر
را!قراره برم سراغ اثار دیگری از رادی. شاید پلکان ،شاید تانگو تخم مرغ داغ
به همه ی دوستداران درام نویسی و نمایشنامه در ایران توصیه میکنم مروری بر اثار اکبر رادی داشته باشند :)
Profile Image for Ava.
168 reviews223 followers
August 17, 2010
فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصه ای غریب و حدیثی عجیب هست

این بیت رو تو اولین صفحه زمزمه می کنید و راهی می شید که یه قصه ی غریب رو بخونید.

نمایشنامه ی کوتاهی ِ که درش زن های مختلف لا به لای ِ خواب ها و خاطره ها و واقعیت به هم تبدیل می شند. از قشر ها و طبقه های مختلف اجتماعی که همه یکسان گرفتار ِ پوچی و نا امیدی اند. یه ذهنیت کاملن ایرانی که نه تنها شخصیت ها ی زن رو قربانی نشون می ده، دلقک های ترحم انگیزی هم از مردها ی سلطه جو اش می سازه.

یه عدالتی داره این نمایشنامه. یه عدالت به معنای ظلمی که به همه تحمیل می شه. یه عدالت به معنی ِ رویایی که با همه اشون هست ولی محقق نمی شه: سعادت آباد. سعادت آبادی که پشت قباله ی یه شاهزاده ِ قجری ِ و فروخته می شه تا تو کازینو های ِ پاریس آبروی ِ قجر رو حفظ کنه.

"خانجون" راوی ِ این عدالت ِ. خانجونی که یه بار باد زاییده و این بار "خانمچه" ، مار سیاه هندی اش رو. اولی تو همه ی زندگی اش پیچیده و دومی نفرین قدیمی مادر ِ گلین ِ که اومده همدم هشتاد و هشت سالگی خانجون تو "خانه آفتاب" باشه.


طبق معمول ، چیزی که بیشتر از همه مایه ی تحسین من از رادی ِ دیالوگ نویسی اش و لحن های فوق العاده ای ِ که می سازه. چرخش زبان اش از رومانتیک و فرانسه قاطی ِ فارسی حرف زدن ِ لیلا، به نوستالوژی ای که تو کلام خانجون موج می زنه و بعد به گلین: " قر می دم جونم. بشکن می زنم. ایناش!.. خودم رو سر ِ گذر باد و هوا می دم. "
فقط ماهرو و سامان باب ِ میل ام نبودن که این جا نقش دو تا به اصطلاح نویسنده و هنرمند رو دارن و نمایش روشنفکرهایی که یه پا گیوه و یه پا صندل می پوشن تا خودشون رو در حد ِ کوتوله های ِ لی لی پوت پایین نیاورده باشن.


پ.ن: فکرمی کنم به این که چه قدر از فضایی که رادی توش زندگی می کرده دورشدیم و خوشحالم.
Profile Image for Mahdi.
223 reviews46 followers
November 28, 2021
این نمایشنامه خیلی عجیبه و از لحاظ فرم، محتوا و حتی زبان، جسورانه‌ترین و بی‌پرده‌ترین نمایشنامه‌ی رادیه... شاید اگه نمی‌دونستم رادی این نمایشنامه رو نوشته و می‌خوندمش، یک درصد هم فکر نمی‌کردم کار اکبر رادی باشه!
Profile Image for Sahar Khoshghadam.
85 reviews23 followers
September 24, 2016
عالی بود. اگر اهل نمایشنامه خوانی هستید این نمایشنامه رو از دست ندید.بخش اصلی کتاب تقابل سه نوع زن است از سه طبقه ی اجتماعی مختلف که به نوعی دغدغه ای مشترک دارند، سه نوع زن که تا آخر مشخص نمیشه آیا زاییده ی ذهن پیرزنی رنجور و بیمارند یا نه حقیقتا وجود دارند.کما اینکه هر کدام از این حدس ها که درست باشد باز هم به زیبایی کتاب و دیالوگها و شخصیت پردازیها لطمه ای وارد نمی شود.از نظر من این نمایشنامه بیان دردهای پنهان جنس زن در طول قرنهاست که به نظر می رسه ماهرو نقش یک منتقم رو بازی میکنه منتقمی که ما رو در توصیف صحنه ی جان دادن همسرش شریک می کنه بدون اینکه تلاشی برای دور کردن مرگ انجام بده و چقدر این بخش پایانی کتاب جذاب روایت شده.
Profile Image for Nima Jahanbin.
41 reviews4 followers
April 27, 2017
خانمچه و مهتابی یکی از متفاوت ترین و مهمترین نمایشنامه های اکبر رادی است. و از این رو از مهمترین و متفاوت ترین نمایشنامه های ایرانی نیز محسوب می شود.
نمایشنامه ساختمانی هفت قطعه ای دارد که زمان هایی بسیار متفاوت را از نظر صحنه ای و تاریخی در بر می گیرند و ساختار نمایشنامه شبکه ی در هم پیچیده ای از روایات، تاریخ، داستان ها و رویدادهای و نماد هاست.
هرچند خانمچه و مهتابی سرشار از نماد و سمبل است اما رادی عقیده داشت اگر به دنبال سمبولیسم در این اثر برویم به دردسر می افتیم و به راستی که نماد ها و نشانه ها در این نمایشنامه مثل یک هزارتوی بی انتها نمود می یابند.
اما بدون شک خانمچه و مهتابی از سمبولیسم بهره برده است و همچنین می توان آن را نمایشنامه ای با رگه های پر رنگ سوررئالیسم دانست. سورئالیسمی مبنی بر نظریات فروید درباره خواب به ویژه کتاب تفسیر خواب وی که در این نمایشنامه حتی از آن نیز یاد می شود و درواقع کلید حل معمای این نمایشنامه است.
علاوه بر این می توان ایده اجرایی اصلی این نمایشنامه را بر اساس نمایش های ایرانی و نقالی دانست. (به این نگاه که نویسنده در مصاحبه و نامه های خود اشاره می کند که اثر اولیه تک بازیگر بوده و سپس صحنه ها و داستان ها رابه نمایشنامه اضافه کرده است.) این نمونه هم چنین در طراحی صحنه کار نیز دیده می شود که اشاره می کند که صحنه شبیه یک شهر فرنگ است.

کاراکتر های نمایشنامه:
خانجون
سارا
شارل
لیلا
حاکم
زن روستایی
غلام
گلین
آموتی
سردسته اعراب
گروه اعراب
زنی تنها در بیابان
سامان
ماهرو
عالیجناب
گارسون

لازم به ذکر است که دو نمونه از این نمایشنامه موجود است که تفاوت عمده ای باهم دارند. یکی چاپ اول که توسط انتشارت آگرا چاپ و منتشر شد و چند سال پیش دوباره تجدید چاپ شد و نسخه بعدی که توسط نویسنده مجددا بازنویسی شد توسط نشر قطره به صورت مجزا و در دوره چهار جلدی آمده است . هرچند این دونسخه به ظاهر چندان متفاوت نیستند اما در نسخه بازنویسی شده بخشهایی حذف شده اند که به کلی روایت را تحت تاثیر قرار داده اند و از طرفی نشانه هایی برای مشخص شدن هرچه بیشتر تاریخ هرصحنه اضافه شده است.
Profile Image for Kowsar Bagheri.
446 reviews241 followers
June 17, 2020
تا بدین‌جایی که از آثار رادی خوندم (ده نمایشنامه)، «خانمچه و مهتابی» به‌لحاظ فرمی خاص‌ترین و‌ متفاوت‌ترین نمایشنامه‌ی رادی بوده که البته این الزاماً به‌معنای بهترین‌بودن‌ش یا خالی‌ازاشکال‌بودن‌ش نیست. علی‌رغم ایرادها و آشفتگی‌ها، به‌نظرم این نمایشنامه حداقل به‌لحاظ فرمی نقطه‌ی بدیع و متفاوتی تو کارنامه‌ی رادیه.
پ.ن: دوباره بهش رجوع خواهم کرد.
Profile Image for Mahtab.
64 reviews2 followers
May 18, 2024
آثار اکبر رادی، کلهم اجمعین دارای یک بازی زبانی پیچیده هستند و این اثر، به طرز غیرمعمولی جریان سیال ذهن را به تصویر می‌کشید و تو تئوری‌های راجع به شخصیت‌ها را از ذهنت سُر می‌دادی پایین.
علی ای حال، داستانی‌ بود بس بعید از قول یک نویسنده مرد، برای یک اشاره ملموس به نادیده گرفته شدن حقوق زنان در هرطبقه اجتماعی، از بدو تاریخ تا عصر حاضر.
سومین اثری بود که از اکبر رادی خواندم و به گمانم، بعد از "لبخند باشکوه آقای گیل"، بیشترین عمق را برایم داشته است.
Profile Image for Hasan Abbasi.
181 reviews10 followers
February 24, 2018
و زمانی خواهد آمد برای زایش نسل های آینده ... زمانی که انسان دیگر انسان نمیزاید ... در این تردستی زن رنج کشیده ، با بدنی کج و معوج و زبانی آتشین نقش زایشگر را به به طریق خود اجرا خواهد کرد ...اوست که تصمیم خواهد گرفت در انتقام از مردان دیگر انسان نزاید و انتخاب های زیادی برای او خواهد بود ... برای زن آینده ...
نمایشنامه مستقل از زبان در هم پیچیده و ادبیات سیالش تلاشی برای به تصویر کشیدن طغیان نیروی زنانه ذهن زنان است . رادی در جستجوی یافتن زبان زنانه به حاشیه رانده شده از مفاهیم خالص زنانه ایرانی مانن زایش ، فاحشگی و طرد شدگی استفاده میکند تا شکلی کاملا زنانه به درونمایه طغیان انسانی نمایشش بدهد . و شاید جزو پنج نمایشنامه ایرانی هست که توسط مردان در مورد زنان و با تلاشی برای به وجود آوردن ادبیات زنانه نگارش شده است . مانند افرا از بهرام بیضایی و گلدونه خانم از اسماعیل خلج .
Profile Image for Amene.
816 reviews84 followers
November 17, 2023
من واقعا لذت بردم و معتقدم رادی نابغه بوده چقدر خوشم میاد از اینکه همیشه بارها بازنویسی کرده کارهاش رو.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
December 13, 2021
تو به حرف های من اعتنایی نکردی عزیزم من میخواستم تو رو از کشیدن تابلوی آخر زندگی منصرف کنم و تو داشتی طناب گره میزدی، که رفتی روی صندلی. بعد سرتو محاذی حلقه گرفتی و یک لحظه چشم هاتو بستی.دعا که نمیخوندی غم کسی رم نداشتی واستغفار؟ نه! فقط پاشنه پاتو گذاشتی روی لبه صندلی و آهسته فشار دادی، اونقدر فشار دادی که صندلی برگشت و دمر شد. آه ... چه میزان سن بدیع،چه منظره هولناکی تو توی هوا دست و پا میزدی و من در فاصله دو متری مقابلت ایستاده بودم و نگاهت میکردم.
Profile Image for Mojdeh.
32 reviews
November 23, 2012
من پوچم..پس هستم
وحالا که هستم پس من چی؟
23 reviews
Read
June 6, 2015
I watched the this play and I compare play with book the story is speaking about old woman
Displaying 1 - 12 of 12 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.