Jump to ratings and reviews
Rate this book

تیغ و ترمه و تغزل

Rate this book
نشر آفرینش 18 فروردین، 1389
شابک: 978-964-6287-85-3
قطع کتاب: رقعی
وزن: 550 گرم

216 pages, Paperback

First published April 1, 2010

2 people are currently reading
31 people want to read

About the author

حسین منزوی

24 books106 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (33%)
4 stars
13 (39%)
3 stars
5 (15%)
2 stars
3 (9%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for M Sabet.
64 reviews7 followers
April 26, 2013
...

با ما چه رفته است که خورشید مهربان
در زیر ابرهای کدورت نهان شده‌است؟

با ما چه رفته است که ناگاه از دو سو
گل‌گفتن و شنیدن‌مان، بی‌زبان شده‌است؟

بر ما چه آمده که دل مهربان تو
ناگاه با من این‌همه نامهربان شده‌است

بر ما چه آمده‌است که ناگاه جام‌مان
جای شکر - دوباره - پر از شوکران شده‌است؟

چیزی که دوست خواست ندانم چرا نشد
دائم همان‌ که دشمنمان خواست، آن شده‌است
××
در چله‌ی شکفتگی خویش، باغمان
پژمرده‌ی طلسم کدامین خزان شده‌است؟

زخمی زدی عمیق‌تر از انزوا به من×
بیهوده نیست «منزوی‌»ات ناتوان شده‌است

׫زخمی بزن، عمیق‌تر از انزوا» یا چیزی شبیه به این را سال‌ها پیش خواندم و گویا از «پل الوار». ضمناً این اولین و آخرین غزلی است که من تخلص کرده‌ام!
Profile Image for Lnaz.
9 reviews2 followers
September 20, 2013
در دست گلی دارم ، اینبار که می آیم
کانرا به تو بسپارم ، اینبار که می آیم
در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم ، اینبار که می آیم

هم هر کس و هم هر چیز ، جز عشق تو پالوده است
از صفحه پندارم ، اینبار که می آیم
خواهی که اگر سنجی ، می سنج که جز مهرت
از هر چه سبکبارم ، اینبار که می آیم
سقفم ندهی باری ، جایی بسپار، آری
در سایه دیوارم ، اینبار که می آیم
باور کن از آن تصویر آن خستگی ، آن تخدیر
بیزارم و بیزارم ، اینبار که می آیم
دیروز بهل جانا! با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم ، اینبار که می آیم
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.