اکبر رادی (۱۰ مهر ۱۳۱۸ - ۵ دی ۱۳۸۶) نمایشنامهنویس معاصر ایرانی بود.
اکبر رادی در شهر رشت زاده شد. او در ده سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. رادی که دانش آموخته رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود، تحصیل در دوره کارشناسی ارشد این رشته را نیمه کاره گذاشت و پس از طی دوره تربیت معلم، به شغل معلمی روی آورد.
نمایشنامه باز هم به نظرم خیلی رو بود یعنی هر شخصیت رو بدون اینکه فکری بخواد ناخودآگاه میفهمیدیم نماد چه قشریه... فکر کنم سه امتیاز برای این نمایشنامه منصفانهست.
اکبر رادی در نمایشنامه افول، بازتاب قانون اصلاحات ارضی رو بر اهالی روستایی در شمال کشور به تصویر کشیده. این نمایشنامه همچنین ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه اون زمان رو هم نشون میده، به اختلافات فرهنگی مثل شکاف نسل ها ، تقابل بین جامعه روشنفکران و عوام ،اختلاف ارباب و رعیت هم پرداخته؛ و علت ناکامی جنبشهای اجتماعی اون زمان رو هم آسیب شناسی کرده . در بین نمایشنامه های ایرانی، اولین کار از رادی هست که خوندم و نسبت به نمایشنامه کلاته گل ساعدی و ناگهان نعلبندیان; یک سر و گردن بالاتر بوده. اما همچنان نمایشنامه ها رو گرفتار اطناب و زیاده گویی و ایدئولوژی زدگی میبینم. پیام های ایدئولوژیک بسیار گل درشت از دهان بازیگران پرتاب میشن . اما این نمایشنامه حداقل کاراکتر زن درست و حسابی داشت و دیالوگ واقعی برقرار می کرد.
دومین نمایش نگارش شده اکبر رادی که در اواخر دهه ۳۰ پس از نمایشنامه روزنه ابی نگارش شد ... درونمایه تقابل نسل نو و نسل سنتی در بستری روستایی و فئودالی است ... دختر ملاکی در روستایی از توابع گیلان با مهندسی بی چیز ازدواج میکند ... مهندس پس از ورود به روستا نقشه هایی برای ازادی گیله مردهای فقیر مانند ساخت مدرسه ی جدید ، چاه و ... میکشد که این به مذاق ملاکان خوش نمی اید و ادامه کشمکش حول محور همین موضوع سپذی میشود ... واقع گرایی ایبسنی و فضاسازی های مکانی و زمانی و شخصیت سازی واقع گرایانه که این نمایش رو به فضاهای نمایشهای واقع گرایانه چخوفی بسیار نردیک میکنه از ویژگی های اثر میباشد
به نظرم نمایشنامه های اکبر رادی خیلی خوب اتفاق ها رو به تصویر میکشه. جذابه و آدمو همراه میکنه. و این دومین نمایشنامه ای بود که ازشون خوندم و دوسش داشتم. یک روزه تمومش کردم گویا داشتن دنبالم میکردن😁
افول بر اساس وقایع روز، همچون اصلاحات ارضی نوشته شده است و تاثیر آن را بر روی مردم روستایی سعی داشته نشان دهد. اما چیزی که آقای نویسنده در آن موفق نبوده است. مشخص کردن ضدقهرمان است.