بر سردر خانقاهش نوشته شده : " هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ، چه آن کس که به درگاه باری تعالی به جان ارزد ، البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد." " من نگو یم که بهشت و دوزخ نیست ، من گو یم مه دوزخ و بهشت را به نزدیک ما جایی نیست . زیرا که این هر دو آفر یده است و اینجا که منم آفر یده را جای نیست." " پرسید ، خواهید که با خضر صحبت کنید ؟ صوفیی گفت : خواهیم. گفت ک تو را چند سال باشد؟ گفت : 60 سال . گفت : این عمر از سرگیر . تو را او آفر ید ، صحبت با خضر کنی ؟ صحبت من با اوست. در تمنای من نیست که با آفر یده صحبت کنم." "اگر کسی سرودی بگو ید و به آن حق را خواهد ، بهتر از آن بود که قرآن خواند و بدان حق را نخواهد." " خداوندا من در دنیا چندان که خواهم از تو لاف خواهم زد. فردا هر چه خواهی با من بکن.