انگار بهار هنوز نیومده داره با خودش اتفاقات خوبی میاره.
قطعاً دوران خدمت سربازی، تا اینجا سختترین و بدترین دورۀ زندگیم بوده. سربازی هرقدر مزخرف باشه، قابل تحمله؛ اتفاقاتی که حینش افتاد، اون رو اینقدر سخت و طاقتفرسا کرد. نمیخوام باز همۀ ماجراها رو تعریف کنم؛ قبلاً تو ریویوهای مختلف بخشهای قابل بیانش رو گفتهم. فقط میخوام بگم بالاخره هرطور که بود، با ماهها دوندگی تونستم چهار ماه زودتر تمومش کنم. هفتۀ پیش خدمت من تموم شد و امروز شیمیدرمانی مامان! بهترین خبر رو هم امروز گرفتیم که مامان دیگه نیازی به پرتودرمانی نداره. یعنی میشه این بهار و سال جدید، یه شروع جدید باشه برای روزهایی که نه خیلی، لااقل کمی، یه ذره دلمون خوش باشه؟
این یک ستاره رو هم با نفرت تمام میدم به منفورترین کتاب قفسۀ گودریدزم.
مجموعه اطلاعاتی که سربازهای وظیفه ی ناجا باید بدونن در غالب پرسش و پاسخ جمع آوری شده. مباحثی مثل مبانی انتظامی ، رزم انفرادی، آیین نامه، بهداشت، قوانین تیراندازی، مباحث عقیدتی سیاسی و ...