در نهایت "بی کتابی" ناچار شدم وقتم را صرف این کتاب بکنم که از هیچ لحاظی ارزشمند نیست. با وجودی که چیزی بیش از ده سال میان چاپ اول و دوم کتاب، فاصله است، متعجبم چطور نویسنده در صدد برطرف کردن این همه اشتباه برنیامده و گویا دوستان نویسنده و خوانندگان چاپ اول هم تلاشی نکرده اند به آقای باقی بگویند که برخی از مطالب به صورت آشکاری اشتباه است. مثلن برخی نقل قول ها مثل این گفته ی که به "ولتر" نسبت می دهند؛ "با تو مخالفم اما تمام تلاشم را می کنم تا نظرت / عقیده ات را بگویی" یا بهرحال چیزی شبیه به این. آقای باقی این گفته را به "ژاک ژان روسو" نسبت داده! و گاه برخی اشتباهات املایی آشکار، و از آن ناشکیل تر روایت کاملن جانبدارانه، یکطرفه، و گاه بی بنیاد از انقلاب. به نوعی که برخی از تحلیل ها از وقایع، بی شباهت به تحلیل های "کیهان" نیستند. در بسیاری جاها برای زور تپان کردن یک نظریه، از استدلال های پرت و بی ربطی استفاده شده است. از جمله ضعف های بی شمار کتاب، یکی هم منابع و ماخذ است که با وجودی که آقای باقی پیوسته و جانبدارانه بختیار و شاه و ازهاری و قره باغی و سولیوان و هایزر وو... عین حسین شریعتمداری به خیلی چیزها از جمله دروغ و تحریف و غیره متهم کرده است، بیش از نیمی از استنادهای کتاب به نوشته های همین آقایان است. هرجا خواسته نظریه هایش در مورد "اسلامی" بودن انقلاب و "نابغه" بودن آقای خمینی که یک تنه علیه دنیا و غرب ایستاده و غیره و غیره را ثابت کند، از همین آقایان و بدتر از همه از خاطرات اشرف پهلوی و دیگران سند و مدرک آورده. در عین حال جالب است که تنها آنجا که این افراد از انقلاب و مردم با شگفتی و تحسین یاد کرده اند، گفته هایشان مورد استفاده ی آقای عمادالدین باقی قرار گرفته اما بقیه ی مطالبشان به هیچ وجه مورد نظر نویسنده نبوده است. از طرف دیگر سرتاسر کتاب به شکل بسیار کودکانه ای سعی شده تفهیم شود که غرب و به ویژه آمریکا، تنها تلاش داشتند با یک کودتای نظامی "انقلاب اسلامی" را متوقف کنند چرا که از "اسلام" وحشت داشتند. همه جا نظرات شخصی و یک جانبه و....