این که دلتنگِ توام، اقرار میخواهد مگر؟! ________________
زندگی هولناک است وقتی چشمی برای دیدن گوشی برای شنیدن و قلبی برای فهمیدن نداشته باشی زندگی گریه ی کودکی ست که مادرش را در ازدحام خیابانی بزرگ گم کرده است زندگی هولناک است وقتی در آن گم شده باشی.
پر زدن از دام ابریشم ب من هم می رسد شادمانی های بعد از غم ب من هم می رسد برگ ها از شاخه می افتند و تنها می شوند از جدایی گر چ می ترسم ب من هم می رسد هر کجا هستم من از یاد تو غافل نیستم در خیابان شاخه ی مریم ب من هم می رسد گندم گیسوی تو از باغ مینو بهتر است از گناه حضرت آدم ب من هم می رسد گر چ از من هیچ کس غیر از وفاداری ندید بی وفایی های این عالم ب من هم می رسد هر کجا سروی ب خاک افتاد با خود گفته ام نوبت هیزم شدن کم کم ب من هم می رسد