کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله (ص) دی 1360 - تیر 1361
اين يك كتاب منبع بسيار غني و ارزشمند است كه از آن ميتوان دهها كتاب و فيلمنامه و زندگينامه استخراج كرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر اين كتاب، همان ظرافتهاي حيرتانگيزي است كه از مجموع آن، تابلوي پرشكوه و با عظمت عملياتي چون فتحالمبين و بيتالمقدس پديد آمده و برترينهاي هنر جهاد و ايثار و شجاعت و ابتكار را در مجموعه نمايشگاه بينظير هنرهاي انقلاب اسلامي، نشان ميدهد. اين مردان بزرگي كه نام آنها بسي آسان بر زبان و دل غافل ما ميگذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هيجانند كه با سيد شهيدان(ع) آنها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگين بود. سلام خدا و بندگان برگزيده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد. در روز و شبهايي از آبان و آثار 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نيوشيده شد.
حسين بهزاد و علي گلبابايي در يك تلاش مشترك چهارساله نخستين كتاب از مجموعه پژوهشي ـ تاريخي خود، با عنوان حماسه 27 كه دربرگيرنده ششماهه آغازين سوابق عملياتي تيپ 27 محمد رسولالله از دي 1360 تا تيرماه 1361 ميباشد را به رشته تحرير درآوردهاند.
شکل گیری تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ع) نه در یک فضای ایمن و راحت، بلکه در بحبوحه جنگ تحمیلی شکل گرفته است. اینکه افراد با سرعتی باور نکردنی خودشان سازماندهی یک تیپ را انجام دهند و با کمی ها و کاستی های آن بسازند و کار را جلو ببرند. باور نکردنی است که افراد این تیپ، هنوز از گرد راه نرسیده از جبهه های غرب، وارد جبهه های جنوب می شوند و با قدرت ایمان و باور به توانایی های خود، نقش پذیری بسیار بالایی در عملیات های پیش رو دارند و از بهترین یگان های عمل کننده هستند. شاید اگر آنها هم میخواستند بنشینند تا امکانات کافی و لوازم مناسب برسد، هنوز خرمشهر از ایران جدا افتاده بود و حتی مناطق بیشتری از این خاک را به تاراج برده بودند... خود کتاب هم به شدت جذاب و جالب است. اینکه واقعا مانند یک خبرنگار در آن صحنه حضور دارید، مکالمات بیسم ها را می شنوید، در اتاق های فرماندهی حضور دارید و حتی با رزمندگان در صحنه نبرد همراه هستید، از ویژگی های منحصر به فرد در این سری کتاب های تاریخ شفاهی و کتبی است. این دومین جلد از این سری کتاب بود که مطالعه کردم و مشتاقم تا همه سری لشگر ۲۷ را بخوانم.
یه مشکلی که من همیشه تو کتابای دفاع مقدسی داشتم و دارم اینه که وقتی خاطرات رزمندهها رو نقل میکنن اصلا سر و ته عملیاتها مشخص نیست! کلا فقط یه سری رزمنده هستن که میرن تو یه منطقه میکشن و کشته میشن و بعد هیچی! همیشه از خودم میپرسم خب الان این منطقه دقیقا کجا بود؟ هدف عملیات چی بود؟ الان موفقیتآمیز بود یا نه؟ و کلی سوال دیگه. این چیزا باعث میشه نتونم اونقدری که دوست دارم از این بخشها استفاده کنم.
ولی به نظرم همپای صاعقه تنها کتابی بود که خوندم و این مشکل رو باهاش نداشتم. اینجا اولین بار بود که عظمت عملیاتهای آزادسازی خرمشهر رو درک کردم و تازه فهمیدم ماجرا چی بوده اصلا! این کتاب هم بخشهای فنی داره و عملیاتها رو دقیق توضیح میده و هم بخشهای فردی و احساسی، مثل ماجرای گم شدن شهید وزوایی وسط عملیات یا سلحشوری شهید قجهای...
من به شدت از خوندنش لذت بردم و بعضی جاها اصلا نمیتونستم کتابو زمین بذارم و همینطور پشت سر هم میخوندم!