دردوران دبستان هم دوستش داشتم .هم بعضی داستانها مرادردنیای تاریکی فرومیبرد..گاوی که یک شاخش عسل وازشاخ دیگرش شیرمی آمد وپسرک قهرمان داستان راسیرمیکرد..ماه پیشانی که درآب سفیدروی خودرامی شست وماهدرپیشانی وستاره درچانه اش می رویید..وخواهربدجنسش که درآب سیاه صورت میشست وعقربی درچانه وماری درپیشانی اش می رویید...
شاهکاری از نویسنده ای که عاشق وطنش و فرزاندان وطنش و میراث گذشتگان سرزمین مادری اش است. مجموعه ای از افسانه های اصیل و باستانی ایران که خاستگاه بسیاری از قصه های افسانه ای هستند که در خیلی از کشورهای دنیا با افتخار نقل می شوند. داستان نمکی،ملی، نمکک، ملک خسرو، ماه پیشانی، کره دریایی، گاو پیشانی سفید،نارنج و ترنج، شاه و وزیر، چهل گیش ،نخودی و دیو، کچلک، مرد سه زنه، رمالباشی، گل خندان، نمدی، خاله قورباغه، چهل دزد، راه و بیراه، خیرو شر، مرغ سعادت، سعد و سعید، گل زرد، نخودو، جستیک نخودی و سنگ صبور!
آخرین سال های قصه گویی صبحی را به یاد دارم، صدایی گرم و مهربان داشت، عاشق قصه گویی به ویژه برای کودکان بود، خیال می کنم کسی را با این همه صمیمیت و اعتقاد در کاری که انجام می دهد، بسیار کم دیده باشم. قصه های کم طرفدار نیز، از زبان "آقای صبحی" شیرین و شنیدنی بودند.