«پری بهانهها» مجموعهای از ١٠ مثنوی است با مضامینی عرفانی, عدالت محور، شهادت طلبانه، اجتماعی و ... که عناوین برخی از آنها عبارت است از؛ کتیبه بیداد، بهار غمگین (مثنوی گلها)، آی مردم، قبض و بسط (مثنوی شهادت)، حضور یک وجود، اقامتگاه راز و ... سراینده این کتاب راجع به زبان شعری «پری بهانهها» میگوید؛ «این مثنویها، غزلهای من هستند در قالب مثنوی، در واژههای این اشعار از آن زمختی مثنوی خبری نیست.» در بخشی از ” مثنوی شهادت“ میخوانیم: سبک باران خرامیدند و رفتند / مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران، لحظهای تمکین نکردند/ ترّحم بر من مسکین نکردند سواران از سر نعشم گذشتند/ فغانها کردم اما برنگشتند اسیر و زخمی و بیدست و پا من/ رفیقان! این چه سودا بود با من!