در این کتاب، نویسنده، مسائل مربوط به انسانشناسی را از دریچه بحث هبوط و عروج انسان با نگرشی تطبیقی ـ البته با تأکید بر انسانشناسی فلسفه و عرفانی اسلامی و توحیدی - بررسی میکند. کتاب از هفت فصل و هر فصل از هشت بخش تشکیل شده است. رویکردهای مختلف در انسانشناسی و هستیشناسی، مراتب عالم هستی و رابطه بین آنها، تبیین قول نزول و صعود انسان، ابعاد تاریخی و جغرافیایی هبوط و... از جمله مباحثی است که مؤلف به آنها پرداخته است. این اثر حاصل تردیدی که به ده سال تدریس مستمر نویسنده در درس «انسان در اسلام و دیگر مکاتب» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. نویسنده در طی اثر کوشیده است که از اصطلاحات تخصصی کمتر استفاده کند تا بنیادهای معرفتی و زمینههای وجود شناختی هبوط به صورت روان و فارغ از استدلالهای عمیق فلسفی و یا اصطلاحات دقیق عرفانی بیان شود. فصل اول کتاب، به بیان برخی نکات مقدماتی اختصاص یافته استو در فصل دوم با عنوان «غیب و شهادت» به جغرافیای هبوط و مراتب وجودی آن اشاره شده است. در فصل سوم و چهارم با عناوین «نزول و تجلی» و «صعود و سعادت»، حقیقت نزول و صعود را تبیین میکند. قوس نزول و صعود، مسیری است که مراتب هبوط و عروج انسان را تعیین میکند. در فصل پنجم با عنوان «عشق و محبت»، از آشیان و وطن انسان در هندسه هستی بحث میشود و از محبوب و مطلوب او سخن به میان میآید و همچنین به تفاسیر مختلفی درباره عشق پرداخت میشود. فصل ششم به داستان هبوط آدم از خانه وجود او میپردازد و مسیر حرکت و نزول انسان را بیان میکند. انسان پس از آنکه از خاک آفریده شد و خدای تعالی از روح خود در او دمید، سخن میگفت، تا اینکه عصیان و گناه وی سبب هبوط او به عالمی شد که در حجاب « خود» کاذب و دروغین او ظاهر میگردد. بازگشت آدمی به عالمی که از آن رانده شد، جز با فنا و فدا کردن خود کاذب تحقق نمییابد. در فصل ششم با عنوان «هبوط اساطیری» به نخستین مرحله هبوط اشاره میشود که با تمثلات مشرکانه اساطیری آغاز میگردد. حدود ضمن آنکه دارای حقیقتی معنوی آسمانی و متافیزیکی است، از ابعادی تاریخی و جغرافیایی نیز برخوردار است. تصویری که آدمی در تطورات تاریخی هبوط از آدم و عالم، ترسیم میکند، متناسب با موقف و جایگاه تاریخی و اجتماعی او است. این تصویر در طول تاریخ، مراتب نزولی خود را یکی پس از دیگری طی میکند. فصل هفتم نیز با عنوان «غربت و بیگانگی» به بیان خصوصیات عالمی میپردازد که انسان هبوط کرده، در دنیای مدرن برای خود ترسیم کرده است.
دکتر حمید پارسانیا روحانی علوم اجتماعی خواندهای است که همواره برای دانشجویان علوم اجتماعی در تهران سخنان متفاوتی داشته. او که سالهاست هر هفته برای تدریس از قم به تهران میآید، از مبنای فلسفه اسلامی و عرفان نظری برای اهالی علوم اجتماعی همیشه سخنانی تازه درباره اندیشه اجتماعی اسلام داشته. قلم روان و فخیم حمید پارسانیا یکی دیگر از دلایل توجه به آثار مکتوب او در میان دانشجویان علوم اجتماعی و علوم سیاسی است. از وی تا کنون کتابهای متعددی در حوزه تاریخ و اندیشه اجتماعی و سیاسی اسلام منتشر شده که از این میان میتوان به کتابهایی مانند «حدیث پیمانه»، «علم و فلسفه»، «سنت، ایدئولوژی، علم»، «هستی و هبوط»، «هفت موج اصلاحات»، «عرفان و سیاست»، «سکولاریسم و معنویت؛ مبانی معرفتی و سیمای اجتماعی»، «نماد و اسطوره»، «مبانی و تطورات برهان صدیقین» و «اخلاق و عرفان» اشاره کرد. وی مدتی ریاست دانشگاه باقرالعلوم و سردبیر فصلنامه معروف «علوم سیاسی» را برعهده داشت و علاوه بر مشاغل مدیریتی متعدد در شورایعالی انقلاب فرهنگی، دفتر تبلیغات اسلامی قم و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، نگارش سرمقاله های فصلنامه علوم سیاسی را نیز برعهده داشت.
نویسنده در انتها معتقد است: انسان غیر معتقد به وحی، پس از طی مراحل مختلف فکری امروز به این نتیجه می رسد که خودش غایت خویش است و آنچه خویشتن خویش ارزش میداند، ارزشمند است. لذت و میل و رغبت و شهوت او هدف غایی اوست لذا این انسان، دیگر گمشده ای ندارد تا بدنبالش بگردد. این بشر محکوم به ایستایی و سکون در خویش است.