چه کردند ناموران، ۲۰ روایت طنزآمیز از سرگذشت انسانهایی است که به برکت نبوغ و یا خباثت خود به شهرت رسیدهاند. و از آنجا که نصف بیشتر مطالب این کتاب چاخان است، مطالعهی آن حتی به کسانی که حوصله ندارند زندگینامه بخوانند، توصیه میشود.
سرباز از شدت غضب، کبود شد و چون خیال میکرد ارشمیدس هم، مثل فیل، زنده و مردهاش صد تومن است و فرق فیل و فیلسوف را فقط در جثهشان میدانست، بیمعطلی شمشیرش را بیرون کشید و سر از تن آن جلیل مبارک نفس جدا کرد و جنازهاش را (البته در دو قسمت) نزد مارسلوس برد. سردار فاتح همین که چشمش به جسد خونین ارشمیدس افتاد، بر سر سرباز خطاکار نعره زد: «آخر، فیلسوف مرده به چه درد من میخوره؟» سرباز سادهدلانه جواب داد: «اصلاً فیلسوف به چه دردی میخوره، قربان؟
کاوه میرعباسی متولد ۱۳۳۴ و دانش آموختهی رشتهی کارگردانی سینما و ادبیات اسپانیایی است. میرعباسی بیش از ۴۰ کتاب و مجموعهی داستان را به فارسی ترجمه کرده است.
من بعد از خواندن یک کتاب فوق العاده (با ایده و داستان، و یا سبک جدید)، جز تحسین و احتمالا توصیه اش به دیگران کاری نمی کنم. اما نویسنده ها فرق دارند. بعد از خواندن چنین کتابی ممکن است تصمیم بگیرند از ایده و داستان و سبکش استفاده -تقلید؟ کپی؟- کنند و بهترش را بنویسند. مثل رولینگ که حتما بعد از خواندن گروشام گرینچ چنین تصمیمی گرفته، هری پاتر را نوشته و موفق هم شده. یا مثل کافه پیانو که نویسنده اش به وضوح گفته بعد از خواندن ناتوردشت تصمیم به نوشتن کتاب گرفته، ولی چندان موفق نشده. یا مثل همین کتاب، که از اسم و سبک و داستان هایش پیداست بعد از خواندن چنین کنند بزرگان، نجف دریابندری، چنین تصمیم گرفته و حداقل به نظر من اصلا هم موفق نبوده. این کتاب به نظر من اصلا به پای چنین کنند بزرگان نمی رسد. شاید اگر چنین کنند بزرگان را قبل از این نخوانده بودم، به کتاب سه ستاره می دادم. ولی در مقام مقایسه، همین یک ستاره کافی ست.