این نمایشنامه داستان مردی است که برای فرار از گذشته خود به مکانی بکر و دور پناه آورده و قهوه خانه سر راهی اسماعیل آقا را از او میخرد... اما آرام آرام رازهایی از مرد و اسماعیل آقا و زنی تنها که در آن حوالی زندگی میکند آشکار میشود و معلوم میشود همه آنها برای فرار از گذشته و در پی آزادی از هر آنچه پیشتر بودند به آنجا پناه آوردهاند.
اولین نمایشنامه ای بود که از حمید امجد خوندم و بسیار مشتاق شدم کارای بعدیشون رو هم بخونم خیلی جذاب بود با پایانی غیرقابل پیش بینی