گردآوریِ مقاله هایی است درباره ی پیدایی عکی برداشتن از آغازش و اینکه راهش را چگونه پیش می برد این فن در ایران. برای آنکه جستجوی در تاریخِ این فن دلچسب است بی گمان مجموعه ای است خوشایند و البته که تازه. همین که بدانستم آقا رضا عکاس باشی نخستین حرفه ای دورانِ خویش بوده است در عکاسی و شاگردش عباسعلی بیگ نخستین گرداننده ی عکاسخانه ی دولتیچه بسا مرا بس. گرچه پس از خواندن این متن باربینی آن عکس ها که از آلبومخانه ی مبارکه ی کاخ گلستان در نت پخش شد چندی پیش بسیار دلپسندتر است و فهم بهتری از دیدن آنها دارم. همان عکسها که در پستو پنهان شده است و هر حکومت که مستولی بوده است بر این سرزمین تن زده است از آشنایی با هر چه که ما را نشان خودمان بدهد بیایید زشتی و نادانی و کثافت هامان را در کنار زیبایی و شگفتی ها مان از نو نگاه کنیم و دست کم شاید بدانیم که زده ایم به راهِ بیراه که از قضا می کشد خودش را به فاضلابِ تاریخ کخ دیگر مجالی نیست. دیگر این انزوا را نباید بیش از این پیش برد و باید دانست که ما چه بوده ایم و چرا اینگونه ایم تا شاید ، بلکه اندکی بچرخیم زاویه را و عدسی را بگردانیم تا تصویری شفاف ثبت کنیم روی شیشه که هنگامِ چاپ دقیق تر تماشا کنیم احوال خویش را حالا بماند که در این سالیانِ بلندی که از سر گذرانده ایم زشت پسندترین و مبتذل ترین شکلِ خودمان را تصویر کرده ایم. چه عکسی است این وارونگی ای که پنداشته ایم شکلِ درستِ ماست که از ماست که بر ماست
همیشه ناصرالدین شاه را به عنوان شاهی علاقمند به عکاسی می شناختم. اما با خواندن این کتاب برایم روشن شد که دقیقا همزمان با اختراع عکاسی در اروپا، ناصرالدین شاه با علاقه ای که به عکاسی داشت باعث شد تا عکاسی در ایران رواج پیدا کند و زمینه های آموزش آن را به خوبی فراهم کرد. در اوایل اختراع عکاسی برای چاپ عکس نیازمند تجهیزاتی بوده و کار آسان نبود با این وجود این تجهیزات همواره در ایران فراهم می شده است. نکته جالب دیگر این که در آن زمان عده ای برای عکس برداری از اماکن و شهرها گمارده شدند که از آن زمان عکس های مفیدی باقی مانده است. آن چه برایم بسیار جالب بود این که در زمان قاجار حدود 23 کتاب در مورد عکاسی ترجمه، تالیف و چاپ شده است. با مقایسه این رقم با تعداد کتب حاوی اطلاعات بروز که امروزه در رابطه با عکاسی چاپ می شود می توان به اهمیتی که در آن زمان به عکاسی داه می شد، پی برد.
در شرح کتاب می خوانیم: « تاریخ عکاسی در ایران، تقریباً پیشینه ای همپای ظهور این پدیده در جهان دارد. سیر پیدایی و تحول این پدیده در ایران که با حمایت خاص شخص ناصرالدین شاه همراه بوده است، موجب رشد و ترقی و توسعه این فن و هنر در سال های آغازین خود در ایران شده است و این موضوع آنجا بیشتر رخ می نمایاند که برخی از کاربردهای عکاسی همزمان و یا در برخی موارد پیشروتر از سایر نقاط جهان در ایران نمود پیدا کرده است.» در این کتاب که بصورت مصور چاپ شده، تاریخ عکاسی در ایران و گوشه های ناشناخته آن به تصویر کشیده شده است. عنوان های بعضی از مقالات این مجموعه عبارتنداز: «ناصرالدین، شاه عکاس»، «گزارش های تصویری در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار»، «نگاهی گذرا به پیشینه کاربرد عکاسی در کاوش های باستان شناسی در ایران»، «فنون عرضه و نمایش عکس در دوران قاجار»، «چند کتاب و نوشته ی ناشناخته در تاریخ عکاسی ایران»، ««واژه گزینی برای کلمات و اصطلاحات فنی عکاسی از آغاز سال 1260 قمری (1844 میلادی) در ایران» و «رویکرد ادبی در کتاب های دستنوشته مربوط به عکاسی در دوران قاجار». در بخش پایانی نیز خلاصه ای از مقالات به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
بسیار از خواندن این کتاب لذت بردم. هرچند که به باور من نیاز به ویرایش داشت ولی در کلیت بسیار خواندنی بود. به علاقهمندان به عکاسی پیشنهاد میکنم این کتاب را بخوانند.