این کتاب به بررسی بیان، یکی از سه قلمرو زیباشناسی سخن (فنون باغت) میپردازد و شیوههای گوناگونی را که سخنور برای بازگفت و بازنمود اندیشهی خویش، به گونهای زیبا و هنری، به کار میگیرد بر میرسد. به چهار زمینهی اصلی فن بیان، تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه، هر یک، فصلی ویژگی یافته، گونههای هر یک از آنها برشمرده شده و با نمونههایی چند از ادب پارسی شناسانده میشود. برای واژههای مغلق این دانش برابرهایی پارسی گذارده شده که در واژهنامهی پایان کتاب آمده است.
میرجلال الدین کزازی در ۲۸ دی ۱۳۲۷ در کرمانشاه در خانوادهای فرهنگی چشم به جهان گشود. از همان دوران کودکی به فرهنگ و ادبیات ایران علاقه وافری نشان میداد. دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی گرفت. سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دورههای گوناگون آموزشی را سپری کرد و به سال ۱۳۷۰ به اخذ درجه دکتری در این رشته نائل آمد. او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کردهاست و در آن سالیان باهفتهنامههای کرمانشاه همکاری داشته و آثار خود را در آنها به چاپ میرسانیدهاست. او اینک عضو هیات علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خردی با آن آشنایی یافتهاست، با زبانهای اسپانیایی و آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تا کنون دهها کتاب و نزدیک به سیصد مقاله نوشتهاست و در همایشها و بزمهای علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کردهاست. چندی را نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان پارسی اشتغال داشته است. او گهگاه شعر نیز میسراید و نام هنریاش در شاعری زُروان است. گفتنی است، ایشان در سخن گفتن، هرگز از واژههای تازی بهره نمی برند
بیان یک کتاب دیگه از سهگانه زیباشناسی سخن کزازیه. همون نظری که در مورد جلد بدیع داشتم رو عینا در مورد همین دارم. بنظرم مجموعهٔ خیلی تروتمیز و آبرومندیه و واقعا بکار میاد.
این کتاب رو کامل نخوندم و البته نیازی هم نیست، چون کتاب مرجع حساب میشه و میتونم هروقت که خواستم رجوع کنم بهش. فصل استعاره و تشبیه رو نیاز داشتم و خوندم. حکایت من و این کتاب البته قدیمیتر از این حرفاست. من اینو آخرین سال دبیرستان خریدم (هر سه جلدش رو) و البته نه میدونستم بیان چیه، نه بدیع، و نه معانی. البته به فهرست نگاه کرده بودم و فهمیدم یه چیزی تو مایههای استعاره و مجاز و تشبیهه، اما خب ناگفته نمونه که من در اصل اینو به خاطر اسم میرجلالالدین کزازی خریدم. سر کلاس حساب دیفرانسیل اینو میخوندم و آخرش هم معلم فهمید و کتاب رو ازم گرفت ... البته یکی دو هفته بعد پس داد!
همهی اون ایرادهایی که کتابهای مشابه در این حوزه دارن، میتونه متوجه این کتاب هم باشه؛ از جمله بینظریه و ولنگوواز بودن. با این حال بخشهایی که من خوندم د[و]شواری نداشت و بهاندازهی نیاز توضیح داده شده بود. کزازی گونهی زبانی خودش رو داره و ممکنه جاهایی برای مخاطب سخت باشه که بفهمه. البته در این مجموعهی کتابها، کزازی با دندهی سنگین حرکت میکنه: خیلی سره صحبت نمیکنه که گیج بشیم. ولی خودمون ایم، تو فصل تشبیه بابت این که برای ارکان تشبیه معادل ساخته (مشبه/ماننده، مشبهبه/مانسته، ادات/مانواژ، وجه شبه/مانروی)، وقتی تو فصلهای بعد یهو میگه که مانواژ فلان شده، هی باید این معادلها رو به یاد بیاری که مانواژ چه کوفتی بود و مانسته مشبه بود یا مشبهبه.
به نظرم چیزی از کتابهای رایج بیان کم نداشت. من چاپ ۱۳۸۹ رو دارم که چاپ نهم میشه. خب وقتی کتابی به چاپ نهم رسیده یعنی ازش استقبال شده. والسلام!
حقیقتش تموم نشد در نهایت منتها برای آیندگان مینویسم: والا ما آخرش از صرف فسفر تو این گرونی گردو و ... دست کشیدیم. حقیقتش اگه روزی بخوام نثرم رو در زمینه ي سرهنویسی تقویت کنم حتما میام سراغ این کتاب(که البته ربطی به موضوع کتاب نداره) ولی برای اینکه تشبیه و انواعش رو فرابگیرم قطعا انتخابم هر کتابی غیر از این خواهد بود. درک معنای خود جملات وقت و انرژی خیلی بیشتری از بنده گرفت تا فراگرفتن انواع آرایه و ... که البته از نظر محتوایی کتاب غنیای هم هست اما خب نثرش چیزی نیست که بخوام حالا باهاش مواجه بشم.