زیبا و پر کشش ،همانند دیگر رماهنهای سیمین شیردل...عشقی نامتعارف میان 2 زوج جوان و زیبایی که هیچ سنخیتی از نظر اعتقادات و گرایشات با یکدیگر ندارند...توصیه من این است بخوانید و لذت ببرید...
معرفی_کتاب معرفی_رمان تلافی نویسنده : سیمین_شیردل انتشارات پرسمان داستان با یه ازدواج شروع میشه و به تلافی کردن های دوتا آدم متفاوت و مغرور میرسه دوتا آدم مغرور که دست به بازی تلافی میزنن تا غرورشون حفظ بشه تو این بازی و تلافی کردن هاشون خیلی چیزا قراره اتفاق بیوفته و هیچکدوم هم نمیتونن پیش بینی کنن که تو این بازی تلافی ممکنه آبرو یه خانواده بره ممکنه باعث خشم و نفرت بشه و یا شاید این تلافی باعث عشق و دوست داشتن بشه کتاب کوتاه و نسبتا خوبی بود ارزش یک بار خوندن رو داره داستان روون و بدون زیاده گویی بود اما میشد بهتر بهش پرداخت تا داستان جذاب تر بشه شخصیت هارو متاسفانه دوست نداشتم حمیرا که کلا خیلی مغرورانه رفتار میکرد و تو کتاب هم مدام از خوشگل بودن و خوشتیپ بودنش حرف بود که خب نتونستم ارتباط بگیرم باهاش مدام میگفت همه دخترا به من حسودی میکنن و پسرا با تحسین نگام میکنن اخ من تنها محجبه باکلاس دنیام و.... کلا تا اخر دوستش نداشتم امید مثل خیلی از شخصیت هایی که خوندیم عشقشو با بد بودن واذیت کردن ابراز کرد و کاراش ادمو دیونه میکرد کلا ویژگی خاصی نداشت یه پسر پولدار و خوشگل و رو مخ ولی اعتراف میکنم هروقت حمیرارو اذیت میکرد من حال میکردم مادر حمیرا رو نظری ندارم در موردش خیلی معمولی بود نه خیلی مادر خوب و خاصی بود که رفتار خاص و ویژه ایی داشته باشه نه مادر بد و رو اعصاب که بخوام ازش بد بگم حاج آقا رو دوست داشتم و میشه گفت تنها آدمی بود که نظرمو یکم جلب کرد رفتاراش خیلی خوب بود و عاقلانه رفتار میکرد تصمیم میگرفت خطای بچشو نپوشوند و این خیلی از نظر من خوب بود
خلاصه کتاب کوتاه و نسبتا خوبی بود به چشم یه زنگ تفریح خوب بود اما داستان خاصی نداره که بخوام به همه پیشنهادش بد
یادمه در دوران جاهلیت این کتاب های عاشقانه رو میخوندم. دلم برای اون روز ها تنگ شده. نمیدونستم میخوام دانشجو ی ادبیات انگلیسی بشم و هیچ وقت به این روز های الکی خوش بر نگردم. اون موقع خوب بود مثل اون کتاب با من بمان که فقط اسم شخصیت بردیا رو ازش یادمه (: