Jump to ratings and reviews
Rate this book

گشایش داستان

Rate this book
نخستین جلد از مجموعه پنج جلدی «داستان‏ نویسی قدم به قدم» با نام گشایش داستان

216 pages, Paperback

First published January 1, 2004

11 people want to read

About the author

مظفر سالاری

10 books25 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (11%)
4 stars
3 (33%)
3 stars
3 (33%)
2 stars
2 (22%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for ZaRi.
2,314 reviews885 followers
Read
March 29, 2016
شرط می بندم هیچ یک از شما نمی دانید که ترکیدن چقدر درد دارد؛ اما توپ ترکیده می دانست؛ چون یک روز این بلا سرش آمد. خیلی دردناک بود. موقعی که بادِ توپ خارج می شد، درد همان طور ادامه داشت. بعد از آن، دیگر هیچ چیز برایش اهمیت نداشت. توپِ ترکیده، زیر کاناپه توی ایوان افتاده بود و با خودش فکر می کرد: دیگر هیچ چیز برایم اهمیت ندارد. من ترکیده ام.

چوب اسکی که گوشه ای ایستاده بود، به راکت تنیس که روی کاناپه دراز کشیده بود، گفت: آن توپِ ترکیده را می بینی؟ دیگر به هیچ درد نمی خورد؛ چون نمی شود با آن بازی کرد.

راکت تنیس، دلش برای توپ ترکیده سوخت: راست می گویی؟ چه حیف! خیلی تأثر آور است که آدم به هیچ درد نخورد.

توپ ترکیده با شنیدن حرف های راکت تنیس، خواست آه عمیقی بکشد که یادش آمد دیگر درون او هوا وجود ندارد. مگر آدم می تواند بدون اینکه درونش هوا باشد، آه بکشد؟...!
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.