Jump to ratings and reviews
Rate this book

نه من و آمد و رفت

Rate this book

31 pages, Paperback

Published January 1, 2008

20 people want to read

About the author

Samuel Beckett

919 books6,582 followers
Novels of Samuel Barclay Beckett, Irish writer, include Murphy in 1938 and Malone Dies in 1951; a wider audience know his absurdist plays, such as Waiting for Godot in 1952 and Krapp's Last Tape in 1959, and he won the Nobel Prize of 1969 for literature.

Samuel Barclay Beckett, an avant-garde theater director and poet, lived in France for most of his adult life. He used English and French. His work offers a bleak, tragicomic outlook on human nature, often coupled with black gallows humor.

People regard most influence of Samuel Barclay Beckett of the 20th century. James Augustine Aloysius Joyce strongly influenced him, whom people consider as one modernist. People sometimes consider him as an inspiration to many later first postmodernists. He is one of the key in what Martin Esslin called the "theater of the absurd". His later career worked with increasing minimalism.

People awarded Samuel Barclay Beckett "for his writing, which—in new forms for the novel and drama—in the destitution of modern man acquires its elevation".

In 1984, people elected Samuel Barclay Bennett as Saoi of Aosdána.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (4%)
4 stars
10 (20%)
3 stars
22 (45%)
2 stars
8 (16%)
1 star
6 (12%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Melika Khoshnezhad.
468 reviews99 followers
May 21, 2025
از این دو نمایشنامک «نه من» را بی‌نهایت دوست داشتم، اما با «آمد و رفت» چندان نتوانستم ارتباط برقرار کنم. هر چه جلوتر می‌رویم بکت انتزاعی‌تر می‌شود و در پژوهشش درباره‌ی زبان عمیق‌تر. دیگر حتی زحمت نامیدن شخصیت‌ها را هم به خودش نمی‌دهد. دیگر حتی چندان با کسی روبه‌رو نیستیم. در «نه من» با دهانی روبه‌روییم که برای شاهدی خاموش واگویه‌ای بی‌سروته را، شبیه تکه‌های پازلی که بی‌نظم پخش و پلا شده‌اند، روایت می‌کند. شاید هدف همین است؛ اینکه ما مواجه شویم با ناتوانی زبان در نشان دادن و بازگویی تجربه‌ی زیسته‌ی انسان. اینکه زبان توانایی نظم‌بخشیدن حقیقی به این همه تکه‌پاره‌ را ندارد،‌ هر قدر هم که دلمان بخواهد عکسش را تصور کنیم.
Profile Image for Faranaj.
146 reviews6 followers
February 17, 2021
مقدمه: شخصیت‌های بکت در این نمایشنامک‌هایش(dramaticule نامی ساختگی که بکت برای نامیدن نمایشنامه‌های کوتاهش ابداع کرده بود) انسان‌هایی‌جدا شده از هویت انسانی خود هستند که در آن واحد هم گوینده‌اند و هم به گفته‌های خود گوش می‌سپارند. بکت با روی آوردن به انتزاع آثاری خلق کرد که با لایه‌هایی پیچیده در هم نمایش و بازی کلامی تماشاگر را در آن واحد به استفاده از درک شهودی و اندیشه‌ی حسابگر فرامی‌خوانند.

که در این صورت البته... آن مفهوم از مجازات... برای این یا آن گناه... یا برای همه چیز... یا بدون دلیل مشخصی... به خاطر خود گناه آن‌طور که کاملاً فهمید... آن مفهوم از مجازات... که اول به فکرش رسیده بود... تربیت شده بود که به آن باور داشته باشد... مثل بقیه‌ی بی‌خانمان‌ها... به یک خدایی...
ص۱۲

و هیچ معلوم نیست چه می‌گوید!... و نمی‌تواند توقف کند... بدون متوقف کردنش... او که فقط یک لحظه قبل... فقط یک لحظه... نمی‌توانست حتی یک صدا در بیاورد... هیچ صدایی از هر نوع... حالا نمی‌تواند متوقف کند... تصور کن!... نمی تواند جریان را متوقف کند... و تمام مغز التماس می‌کند... چیزی در مغز التماس می‌کند... التماس می‌کند به دهان برای توقف... یک لحظه مکث... حتی فقط برای یک لحظه... و هیچ جوابی... انگار اصلاً نشنیده بود... یا نمی‌توانست... نمی‌توانست یک لحظه مکث کند... مثل دیوانه‌ها... همه‌اش با هم... تلاش برای شنیدن... قطعه‌ها را به هم وصل کردن... و مغز... خود به خود در حال بیرون ریختنش... تلاش برای معنادار کردنش... یا وادار کردنش به توقف... یا در گذشته... احضار گذشته... جرقه‌هایی از همه طرف...
ص۱۸

زنان اغلب راه می‌رود... همه‌ی عمرش راه می‌رود... روزها یکی یکی... چند قدم و بعد ایست... خیره شدن به فضا... بعد ادامه... چند تای دیگر... ایست و دوباره خیره شدن... همین‌طور... پرسه زدن در اطراف... روزهای یکی یکی... تا وقتی که فریاد کشید... تنها زمانی که می‌توانست به یاد بیاورد... از وقتی که بچه بود به بعد... باید فریاد کشیده باشد در بچگی... شاید نه... حیاتی نیست... تنها فریاد پس از تولد که راهش بیاندازد... نفس کشیدن... بعد دیگر هیچ تا این یکی... به زودی عجوزه شدن... نشسته خیره شده به دستش...

ص۱۹
Profile Image for Richard008.
59 reviews1 follower
April 2, 2021
آمد و رفت فقط دو صفحه بود
نه من رو نداشتم
ولی خب تنها نسخه آمد و رفت گویا همینه
سعی میکنم اون یکی هم بدست بیارم
برای من جالب نوع توضیح صحنه بود
که زیاد در نمایشنامه ها ندیده بودم و نشان داد که کار بکت با بقیه متفاوت است و کار را برای کارگردانان سخت میکند.
شما تصور کنید که تاکید میکنم هنگام رفت و آمد نباید صدای پا به گوش برسه:)
به قول خود بکت« من برای تک تک دیالوگ هام و اکشن های نمایشنامه ام فکر کردم.»
خطاب به مترجم ایتالیایی که از بکت اخطاریه گرفته بود که نوع نوشتار نمایشنامه را تغییر ندهد،احساسیش نکند و شاعرانه اش نکند.
Profile Image for Amin369.
248 reviews
April 29, 2024
متفاوت. البته نه از مدل متفاوتی که خوشم بیاد. متفاوت ادایی.
مراقب هم باشیم.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.