Jump to ratings and reviews
Rate this book

زرتشت، پیامبر ایران باستان

Rate this book

279 pages

First published January 1, 2002

4 people are currently reading
62 people want to read

About the author

هاشم رضی

29 books43 followers
هاشم رضی (۱۳۰۳در تهران) ایران‌شناس و مترجم ایرانی. رضی بیش از ۲۰ کتاب تالیفی دارد. هاشم رضی از پژوهشگران در حیطهٔ تاریخ زردشتیان است و کتاب‌ها و تحقیقات بسیاری در این زمینه دارد.

از جمله آثار او:
حکمت خسروانی
آیین مهر (۲ جلد)
دانشنامه ایران باستان ۱۳۸۰
تاریخ ادیان (۲۵ جلد). هاشم رضی. تهران. ۱۳۴۳ خورشیدی (تاکنون هفت جلد آن را منتشر کرده‌است.)
ادیان بزرگ جهان. هاشم رضی. فروهر. ۱۳۶۰
وندیداد (ترجمه، شرح، واژه نامه در ۲ جلد)
وندیداد (ترجمه، شرح، واژه نامه در ۴ جلد)
گنجینه اوستا: گاثاها، یسنا، یشت‌ها، ویسپرد و خرده اوستا
تاریخ مطالعات دین‌های ایرانی
مدعیات نبوت و مهدویت
خودآموز خط و زبان اوستایی
دستور زبان اوستایی
فارسی باستان
پیدایش روانکاوی (ترجمه - فروید)
آینده یک پندار (ترجمه - فروید)
اصول روانکاوی (ترجمه - فروید)
حکمت خسروانی: سیر تطبیقی فلسفه و حکمت و عرفان در ایران باستان از زرتشت تا سهروردی و استمرار آن
آیین مغان: آموزه‌ها و مراسم و باورهای بنیادی، پژوهشی درباره دین‌های ایران باستان (۱۳۸۲، نشر سخن)
دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت (۱۳۸۲، نشر سخن)
جشن‌های آب: نوروز، سوابق تاریخی تا امروز، جشن تیرگان و آب پاشان، آبریزگان همراه با گزارش‌هایی درباره آداب و رسوم ملی و دینی زرتشتیان
زرتشت پیامبر ایران باستان

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (36%)
4 stars
10 (30%)
3 stars
4 (12%)
2 stars
2 (6%)
1 star
5 (15%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,114 followers
December 1, 2016
‎دوستانِ گرانقدر، این روزها میبینم که عده ای بی اصل و ریشه و کثیف با تحریفِ تاریخ، این مردمِ از همه جا بیخبر و جوانانِ ساده اندیش و بیسوادِ و بد سوادِ سرزمینم را بیش از پیش فریب میدهند
‎ فرصتی دست داد تا در همین خصوص و در مورد راز اصلی و نهفته در زندگی «زرتشتِ بزرگ» و گرامی، و همچنین «کوروش» را برایتان کمی روشن سازی کنم
‎خواهش میکنم ریویو را با دقت و حداقل دوبار بخوانید تا ملکهٔ ذهن شما خردگرایان شود
‎شاید گفته هایِ من برای بسیاری از شما عجیب و غیرقابل باور باشد، ولی بدون هیچ بزرگنمایی و چشمداشت.. این متن حاصل سالها تحقیق و مطالعۀ من، در کتب مختلفِ تاریخی و باستانی است و بارها ادعا کرده ام که در حال حاضر کسی بیش از من بر تاریخ ایران و اسلام و ادیان، تسلط نداشته و در این حد و اندازه مطالعه نداشته است
------------------------------------------------
‎دوستانِ خردمند، سپیتمه (همان پدرِ زرتشت) با آمی تدا یا آمی تیدا (یعنی دانایِ آشیانه) دخترِ اَشَتِیاگ (آخرین پادشاهِ ماد که بابلیان وی را «ایشتوویگو» مینامیدند و یونانیان (اَستیاگ)، ازدواج کرد
‎البته "کمبوجیه اول" در زمانِ صلح با مادها به دلیلِ تحکیمِ روابطِ سیاسی با دخترِ "اَشَتِیاگ" یعنی «آمی تیدا» ازدواج کرد که این ازدواج، ازدواجِ دومِ «آمی تیدا» نیز بود... که حاصلِ این ازدواج «کوروشِ بزرگ» بود... البته اگر «شاهنامۀ فردوسی» و «تاریخِ هرودوت» را منبعِ اطلاعات قرار دهیم، به این نتیجه میرسیم که «ماندانا» مادرِ «زرتشت» بوده ولی «کوروش» را بزرگ نکرده است.. چراکه «فردوسی بزرگ» مادرِ فریدون (احتمالاً نام کوروش در شاهنامه میباشد) و کسی که او را بزرگ کرده است را «فرانک» به معنایِ «سیاه گوش» میداند و هرودوت هم مادرِ کوروش را «سپاکو» یا همان «سگسان» میداند که دقیقاً همان "سیاه گوشی" است که فردوسیِ بزرگوار، از آن نام برده است
‎ولی ما اصل و درست را همان میگیریم که مادرِ زرتشت و کوروش «امی تیدا» بوده است
‎حال عده ای مدعی هستند که مادرِ کوروشِ بزرگ، «آمی تیدا» نبوده است... و مادرِ کوروشِ بزرگ «ماندانا» بوده است... عده ای هم لطف کردند و او را همسرِ کوروش دانسته اند، این عده از به اصطلاح مورخین و نویسندگان، یا از رویِ بی اطلاعی و نداشتنِ سوادِ تاریخی اینگونه میگویند و یا طبقِ یکسری سیاست هایِ کثیفِ دینی و سیاسی این دروغ ها را تحویلِ مردم میدهند
‎دوستانِ گرامی، نام <ماندانا> در اصل «مُندَنَه» بوده که بعدها به صورتِ <ماندانا> تغییر یافته است... مانندِ «بردیه» که به «بردیا» تغییر پیدا کرده است
‎امّا نکتۀ مهم این است که، «آمی تیدا» لقبِ این بانویِ بزرگوار است که در منطقۀ خودشان به این نام شهرت داشته است که به معنایِ «دانایِ آشیانه» میباشد
‎و در زبانِ پارت ها یا پارس ها «مندنه یا ماندانا» او را صدا میزدند.. که «ماندانا» هم به معنایِ «دانایِ خانه» میباشد... پس «ماندانا» همان "آمی تیدا" میباشد.. و تفاوتی با یکدیگر ندارند
‎لازم به توضیح است که در موردِ نامِ «اَشَتِیاگ»... یونانیان «ش» را به «س» همچون همیشه در زبانشان تغییر داده اند .. چون نام کاملِ این پادشاه «اَشه داتَه آگ» به معنایِ «فروغِ عدالتِ آسمانی» بوده و یونانیان همچون هرودوت نام وی را «استیاگ»، ذکر نموده اند
***************************
‎حاصلِ ازدواجِ «سپیتمه» با «آمیتی دا»، دو پسر بود به نام هایِ «سپیتاک» ( یعنی فردی سفید و مقدس) که سپیتاک همان زرتشت بود و پسرِ دوم «مگابرن» نام داشت که معنای نامش یعنی دارایِ ثروتِ بسیار
‎کوروش به این دو برادر که برادرهایِ ناتنی او محسوب میشدند، مقامِ ساتراپی یا استانداری داد و شهرهایِ دربیکان و بلخ و همچنین هیرکانه یا گرگان را به آنها سپرد
‎مناطق نامبرده در آن زمان تحتِ نظرِ «ویشتاسپ» یا همان "گشتاسب" بود... زیرا "گشتاسب" استاندار یا همان ساتراپِ منطقۀ مهمِ «پارت» بود.... "خارس میتیلنی" تاریخ نویسِ ویژۀ دربارِ «اسکندر مقدونی» اینگونه بیان میکند که: کوروش، ویشتاسپ (گشتاسب) را به عنوانِ حاکمِ منطقۀ مادِ پایین یا مادِ سفلی و همچنین مادِ کوچک یا آذربایجان انتخاب میکند... گشتاسب برادری ناتنی داشت به نامِ «زریادر یا زریر» که گشتاسب با همین برادرِ ناتنی یعنی زریر، به همراهِ زرتشت بر این مناطق حکمرانی میکرد
‎البته در «اوستا» نیز دقیقاً این موضوع بیان شده که : فریدون (کوروش) ، زریر برادرِ گشتاسب را حاکمِ آذربایجان و مراغه، انتخاب کرد و گشتاسب را به همراهِ پسرانِ سپیتمه (سپیتاک و مگابرن) به حاکمیتِ مناطقِ پارت و باختر (بلخ) و گرگان، منسوب نمود
‎یونانیان پسرهایِ سپیتمه را به نامِ برادرانِ مغ (مغ در آن زمان به معنایِ روحانی نبوده، بلکه مغ نامِ یک منطقه بوده که مغ مینامیدند و به عبری عاد نام داشت و که مردمش را مغان مینامیند) میشناختند ... و به آنها لقبِ «سمردیس» (تنومد و غنی) داده بودند... و «مگابرن» را «اُروپاست» ( دارای انبارهایِ گسترده) مینامیدند و سپیتاک یا زرتشت را «پاتی زیت» ( نگهبانِ سرودهایِ دینی) خطاب میکردند
‎به همین جهت، "هرودوت مورخِ یونانی" مینویسد: کمبوجیه (فرزندِ بزرگترِ کوروش... ارتباطی به کمبوجیۀ اول و پدر کوروش ندارد ) وقتی به مصر لشگرکشی میکند، «پاتی زیت» را جانشینِ خویش قرار میدهد و امورِ مملکت را به او میسپارد... بعد از تقریباً چهار سال، وقتی شایعه میشود که کمبوجیه در مصر فوت کرده است، پاتی زیت به همراهِ برادرِ خویش یعنی همان «مگابرن یعنی ثروتمند» ادارۀ امور را کامل بدست میگیرند... که حدوداً 4 سال پادشاهیِ بی نقص و عالی داشتند
‎بعدها فرزندی خیالی برایِ کوروش در نظر گرفتند ( این دروغ و شایعه توسط داریوش پا گرفت) و دهان به دهان و منطقه به منطقه چرخید که کوروش فرزندی به نامِ «بردیه» یا «بردیا» به یونانی «اسمردیس» داشته که پسر دوم او بوده و جایِ کمبوجیه بر تخت نشسته است.. بردیه به معنایِ بلند قامت میباشد و برخی او را «تنائوکسار» به معنایِ تنومند صدا میزدند... که با کمکِ اسنادی میتوان ثابت کرد که اینها نیرنگِ «داریوش بزرگ» برایِ گرفتنِ تاج و تخت بود... چون حکومت را حقِ پدر و پدر بزرگِ خویش میدانسته است
***********************************
‎خواهش میکنم از این قسمتِ توضیحاتِ من را با دقت بخوانید و به اسامی و القاب دقت کنید تا گره از این موضوع تاریخی که دروغ پردازانِ یهودی و اعراب و عرب پرستان قرن هاست آن را تحریف کرده اند، برایِ شما ایرانیان باز شود

‎عزیزانم، نکتهٔ جالب و مهم این است که <کوروش> فرزندی به نامِ "بردیه" نداشته است... پیش از این گفتم که همانطور که هرودوت و کتسیاس و مورخین دیگر گفته اند، یونانیان برادرانِ مغ، یعنی زرتشت و برادرش را «سمردیس یا مردیس» به معنایِ «تنومد» مینامیدند... ولی اشتباهی لفظی در بینِ ایرانیان پدید آمده بود و جانشینِ "کام بوجیه" (کمبوجیه) ( فرزندِ کوروشِ بزرگ) را «اسمردیس» یا «بردیس» خطاب میکردند که به زبانِ پارت ها و مادها، بردیس به «بردیه» و بعدها به «بردیا» تغییر کرده بود
‎ اصلاً «بردیا» نامی وجود نداشت و کمبوجیه فرزندی به نام بردیا یا بردیه نداشته است.. ولی «داریوش» به کمک ناراضیان و اشراف قبل از رسیدنش به ایران، مردم را بر علیه او کرد، و اینگونه گفت که: کسی که بر تخت نشسته بردیایی که شاه جانشینِ خود کرده بود، نیست... و به او لقبِ بردیه یا ««بردیایِ دروغین»» دادند... در صورتی که او همان مردِ تنومند و صاحبِ سروده هایِ آسمانی بود.. مردم میدانستند بردیا چه کسی است، ولی این فتنه و شورش بسیار زیرکانه بود و مردم فریبِ حرفهایِ «داریوش» را خوردند، ولی بعدها داستان طیِ نسلها تغییر کرد و این داستان رنگ و بویِ حقیقت گرفت و در کتابها نوشتند که ««بردیایِ دروغین»» سالها مردم را فریب داد و <داریوش> مردم را نجات داد.. [گئومات] خودِ بردیا بود ولی نوشته شد که گئومات قاتل بردیا بود
‎داریوش فرزندِ «ویشت اَسپَه یا گشتاسب» و دامادِ کوروشِ بزرگ، با 6 تن از همدستانش، بردیه را کشتند و به مردم اعلام کردند که این زرتشت یا بردیایِ دروغین بوده و بردیایِ اصلی را کمبوجیه قبل از رفتن به مصر کشته است و این فرد را که شبیهِ بردیا بوده جایِ خود نشانده است... حال که کمبوجیه فوت کرده، ما این فرد را کشتیم... آن 6 تن که نامشان در کتیبۀ داریوش آمده است، داریوش را حمایت کردند تا به تختِ پادشاهی جلوس کند
‎داریوش روزِ قتلِ زرتشت را دهم مهرماه اعلام میکند و این اتفاق هم در «سکاوندِ» نهاوند رخ میدهد که اتفاقاً تصویر بزرگ زرتشت به دیوار غار کشیده شده که تنومند و رشید بوده است
‎به محل هایِ حکومتِ بردیه یا بردیا در تاریخ دقت کنید، «کسنوفون یا گزنفون» مورخ نامدارِ یونانی و شاگردِ سقراط، میگوید: بردیه بر ارمنستان و ماد، حکمرانی میکرد ... و «کتسیاس یا کتزیاس» دیگر مورخ و پزشکِ یونانی، میگوید: بردیه بر باختر یا همان بلخ حکمرانی میکرد... خوب عزیزانِ من اگر توجه کرده باشید دقیقاً این دو منطقه و ناحیه، همان مناطقی بود که کوروش حکمرانیِ آن را به زرتشت و برادرش سپرده بود که پیش از این توضیح دادم که صحبت از گشتاسب هم به میان آمد
**********************************
‎پس نام زردشت یا زرتشت به قول یهودیها و اعرابِ احمق و نادان، ربطی به دارندۀ شتر زرّین و یا ریش طلایی و یا پشم زرّین و هر کوفت و زهرِمار دیگر ندارد، بلکه زرتشت یا زردشت به معنایِ «دارندۀ عصایِ حکومتیِ زرّین» بوده است... کسانی که سعی کردند زرتشت را بیابانگرد و سوار بر شتر جلوه بدهند، سیاستِ کثیفی داشتند که بگویند زرتشت هم مانندِ پیامبرانِ ما بیابانگرد و چوپان و سوسمار خور بوده است، در صورتیکه زرتشت نه پیامبر بوده و نه آسمانی، زرتشت پادشاه و حاکمی مردم دوست بوده که مساوات و برابری و اخلاقِ نیک را در بینِ جهانیان رواج داده بود
‎کتسیاس مورخ نامداری که صحبت از او شد، به زرتشت یا بردیه، لقبِ «سپندات» میدهد.. یعنی مخلوقِ مقدس،.. نمیگوید پیامبرِ خدا و برگزیدۀ او و یا پسرِ خدا و هزار چرت و پرتِ دروغ و موهومِ دیگر.. بلکه او را انسانِ خوب و پاک میداند
‎البته «سپندات» برگرفته از نامِ اصلی زرتشت، یعنی «سپیتاک» بوده است
‎زرتشت در دورۀ حکومتِ خود، زمین ها و دام ها را از اشراف زادگان و زمین خواران گرفت و در بینِ مردم و دهقان ها تقسیم کرد، و به معنایِ واقعی برابری و حقوق انسانی را در همه جا برپا کرد
‎از همین رو «هرودوت» در مورد کشته شدنِ زرتشت مینویسد: همه در آسیا به خاطرِ قتلِ وی افسوس خوردند، به غیر از اشراف
******************************
‎پس طبقِ اسنادِ تاریخیِ غیر قابلِ انکار، بردیه یا بردیا همان برادر ناتنی زرتشتِ بزرگ، بوده است
‎حال به خرد خودتان رجوع کنید که آیا یک روحانی ساده که در دربارِ یک استاندارِ معمولی مثلِ گشتاسب زندگی میکرده است، میتوان��ته در یک مدت کوتاه در قلبِ مردمِ سرزمینِ خود و اطراف نفوذ کند و دارایِ معروفیت و محبوبیت باشد؟؟! ... روحانی بوده است که نه مثلِ موسی قوم بزرگ داشت که سالها وحشیانه خونریزی کند و با پسران و نوادگانش معروف شود و نه مثلِ محمد رسول الله بود که به شهری مثلِ یثرب (مدینه) هجرت کند و با قدرتِ شمشیرِ طوایفِ اوس و خزرج به یهودیان و بعد به مکّه حمله کند و وحشیانه قتل و کشتار انجام دهد.. و بعدها جانشینانش با زور شمشیر نام او و دینش را در دنیا معروف کنند .. و حتی تاریخِ هجرتِ او از خیمه سرایِ مکّه به خیمه سرایِ یثرب، بشود تاریخ و تقویم مردمِ خاک بر سر و بی زبون و بی غیرتِ ساکن در ایران... و نه مانندِ عیسی حواریونی داشت که بعد از مرگش انجیل های مختلف بنویسند و با شمشیرِ رومی ها، مسیحیت به دنیا شناسانده شود.. و حتی صلیبی را که از او آویزانش کردند را مقدس بدانند و تبدیل به یک نماد شود.. و نه اینترنت و تلفن همراه بوده و نه هواپیما.... پس چطور ممکن است این روحانیِ ساده، به قدری معروف شود که چندین ماه بعد از مرگش در یونان و مصر و چین و هندوستان، به سوگِ از دست دادنش بنشینند و زار زار گریه کنند
‎آیا با خرد ایرانی سازگار است؟ معلوم است که ... خِیییییر
‎پس نتیجه میگیریم زرتشت همان بردیا یا بردیه، برادرِ ناتنیِ کوروش بزرگ بوده است و خانوادۀ مادری و پدربزرگ او از بزرگترین خانواده هایِ کیانی بوده اند و جالب است بدانید که لقبِ چهارمین فردِ خاندانِ ماد ها، یعنی همان کیکاووس، «خشثریتی یا زَرَت اَشترا» نام داشت که به معنایِ "دارندۀ عصای زرین" است... همانطور که پیش از این گفتم زرتشت (زَرتوشترا) از طرفِ مادری به این خاندان تعلق داشت... آیا همۀ این موارد اتفاقی است؟؟ زرتشت در جایگاهی بزرگ قرار داشته که در مدتِ 4 سال و 17 ماه سلطنت، در سرارِ دنیا معروف بشود و القابِ گوناگونی به او بدهند، و غیرِ این نیست.. مگر آنکه مطالعاتِ تاریخیِ من را قبول نداشته باشید و یا علاقه به خرافات دارید و مورخانِ تاریخی و نامدار و کتاب های نوشته شده را بیهوده میدانید و پیرو صحبتهایِ کثیف و ضدِ ایرانیِ اعراب و یهودیان هستید
‎ پس خواهش میکنم اگر ایرادی از این متن میگیرید، استوار و موثق و همراه ذکر منبع معتبر باشد.. نه نویسنده هایی که ناشناس هستند و در پیِ رسیدن به اهدافِ مذهبی و سیاسی به جایِ تاریخ، کثافت و دروغ تحویلِ جوانانِ عزیزِ ایران زمین، میدهند... چنانچه قصد ایراد گرفتن از من را دارید، باید حداقل یک پنجم از مطالعات تاریخی من را داشته باشید
‎اگر به هر روشی سعی در تحریفِ تاریخ در زمان کوروش و زرتشت و قبل از آن شده و یا شاهنامۀ فردوسی بزرگ را که به آن دوران اشاره دارد ولی با نامهایِ متفاوت، بیان شده را تحریف میکنند و یا پنهان میکنند و یا منزوی میکنند، .. فقط و فقط اهدافِ کثیفِ مذهبی و جنبۀ دینی دارد و بس
‎ اگر با زندگی زرتشت از کودکی تا پایان عمر و تاریخِ پادشاهانِ پیشدادی و کیانیان آشنا بشوید، آنوقت است که پی به داستانهایِ خیالی و کپی شده از تاریخِ سرزمینمان ایران، در تمامِ کتاب هایِ آسمانی میبرید و بخصوص میفهمید که اکثرِ پیامبرانِ یهود و داستانهایشان که بویِ گندِ تقلب و تحریف میدهد، از شخصیت ها و پادشاهانِ سرزمین ما ایران برداشت شده است
‎ اگر ایرانی تاریخ را مطالعه کند و شاهنامه بخواند آنوقت است که میفهمد داستان دروغینِ نوح و پسرانش از کجا آمده است! یا بلقیس کیست؟ نکند فریدون همان نوحِ دروغین باشد... نکند بلقیس و زلیخا از شخصیتِ فرنگیس ساخته شده اند؟!! یعنی معنی اسمشان که «پُر گیسو» میباشد.. اتفاقی بوده است... و چراها و نکندهایِ بسیار و باز هم هزاران نکند ها و شایدهایِ دیگر که نشان از کپی کردنِ تاریخ سرزمین ما و شخصیت هایِ افسانه ای و واقعیِ ایران زمین دارد... که اکنون همان اشخاصِ اصلی، فراموش شده اند، ولی شخصیت هایِ دروغین و جعلی هر روز و هر روز نامشان توسط ذکر و روش هایِ دیگر توسطِ ساکنین عرب پرست و بیخردِ این سرزمین زنده میشود.. و در کتاب های درسی و غیره، همین تقلبی ها و جعلی ها در روز بارها نامِ کثیفشان نوشته و خوانده میشود... وای از ما ایرانی ها و وای به حال ما ایرانی ها
----------------------------------------------------
‎امیدوارم این ریویو برای فرزندانِ سرزمینم مفید بوده باشه
‎و امیدوارم این متن و ریویو در سایت ها و شبکه های اجتماعی پخش شود تا مردم سرزمینم آگاه شوند
‎«پیروز باشید و ایرانی»
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.