پرویز کلانتری اکنون نقاش معروفی است. آنچه بخصوص از ویژگیها ایران میکشد - کاهگل، سقاخانه، عشایر، کاشیها و ... شهرت او را به اقصی نقاط پراکنده است. اما کلانتری به نوشتن هم دلبسته است و با ظرافت و لطافت خاصی مینویسد در کتاب حاضر، این نقاش - نویسندهی معاصر، خاطراتی را که در طول سالها از هنرمندان ایرانی و گاه خارجی در ذهن خویش اندوخته است را با همان زبان روان و شیرین خویش بازگو میکند: خاطراتی شیرین و تلخ اما همیشه خواندنی ببینیم که پرویز کلانتری، علاوه بر خود، دربارهی نامآورانی چون فرامرز پیلارام، پروانه اعتمادی، مهرداد بهار، جعفر روحبخش، رویین پاکباز، مرتضی ممیز، فیروز شیروانلو، عباس کیارستمی و از همه مهمتر مشد اسماعیل، روستازادهای از قزوین که در دانشکدهی هنرهای زیبا خدمت میکرد و نیچه را نمیشناخت چه میگوید
پرویز کلانتری خوب مینویسد. افزون بر آن در این کتاب تصویری از کسانی میدهد که شاید هیچ جایی نامی و نشانی ازشان نمانده. شاید دلش میخواست کسی هم برای او چنین یادنامهای بنویسد.