وقتی توانستیم به خود بنگریم، آری یه خود بنگریم، و آنگاه پنجره ای از خود به سوی عالم بی نهایت غیب بگشائیم، در آن حال با خدای خود آشنا خواهیم شد و پر نشاط ترین حالت، یعنی با خدا بسر بردن در زندگی ما ظهور می کند، و از این همه مقصد ماست. چرا که: اول قدم آن است که او را یابی آخر قدم آن است که با او باشی
بروزرسانی: این ریویو دیگر مورد تأیید نیست و جهت یادگاری نگهداشته شده. این آشغالها رو نخونید.
هدف من از خوندن این کتاب آشنایی بیشتر با آقای طاهرزاده بود. کسی که توی این مدت سخنرانیها و مصاحبههاشون و همچنین گفت و گو با شاگردانشون روی من خیلی تأثیر گذاشته بود. کتاب، متن پیادهشدۀ سلسله سخنرانیهای ایشون توی حدوداً سال 1376 است ولی موضوع کتاب چیزی نیست که قدیمی شده باشه. مسئلۀ کتاب رسیدن به خداست و آقای طاهرزاده راه رسیدن به خدا رو در پیدا کردن خود میدونن. ایشون سعی میکنن با زبانی عرفانی (و در بخشهایی فلسفی) انسان رو مورد برسی قرار بدند و احتیاج و نیاز به خداوند را مشخص کنند. قسمتهایی از کتاب رو دوست نداشتم اما در خیلی از ایشون یادگرفتم. خوبی آقای طاهرزاده اینه که فرد فوقالعاده باسوادی هستن و صحبتهاشون آدم رو به فکر فرو میبره.
هر بخش از کتاب باعث میشه فکر کنی الان من کجای جهان هستیم. واقعا چقدر خودمو میشناسم. هرچی به معلوماتم اضافه میشد حین خوندن حس میکردم بیشتر خودمو نمیشناسم و کتاب منو مصمم میکرد به اینکه باید خودمو بیشتر بشناسم که واقعا راه نجات در همین شناخت خود واقعی هست.
این حس که دوست ندارم حتی لحظه ای کوتاه هم توی زندگی پریشان حالی داشته باشم مثل اینکه فقط به این صورت اتفاق میفته که اول خوب خود واقعیمو بشناسم و مسیر درست زندگیمو تعیین کنم.
سیر مطالعاتی استاد طاهر زاده رو با کتاب جوان و انتخاب بزرگ شروع کردم و این کتاب در ادامه اون کتاب فوق العاده باعث شد تا کنجکاویم بیشتر بشه به ادامه سیر.
، شما نه زن هستيد نه مرد، مرد و زن بودن مربوط به بدن هست، ربطي به هستي ندارد، شما فقط هستيد،خودتان ماورا علوم تجربي كه كسب كرده ايد و فن و شغلتان، خودتان هستيد