کتاب حاضر ترجمه رسالهای پرآوازه از حکیم و دانشور سوئیسی آلمانی «تیتوس بورکهات» (۱۹۰۸-۱۹۸۴) به همراه سه مقاله دیگر از او در موضوع «جهانشناسی سنتی و علم جدید» است. این رساله از دو جنبه حائز اهمیت است؛ نخست آن که معنای واقعی علم جهانشناسی و اصول آن را مطابق با فهم و اعتقاد پیشینیان برای ما بازگو و سپس این نکته اساسی در تاریخ علم را تحلیل میکند که چرا و به چه علت بزرگترین نخبگان اعصار گذشته، تا پس از پیدایش علم جدید، نه تنها در انکار و جایگزینی این نوع جهانشناسی (که در نظر متجددان بسیار ساده و خام میآید) نمیکوشیدهاند، بلکه اهتمام وافر در تثبیت و به کار بردن آن داشتهاند. جنبه مهم دیگری که این رساله را از دیگر آثار احیانا مشابه ممتاز میکند، نقدی است که از نظرگاه سنتی بر سه شاخه علم جدید، یعنی فیزیک، زیستشناسی و روانشناسی، دارد و در این زمینه به خصوص خطر سیطره و دستاندازی نظریه تکامل و آرای یونگ را به ساحتهایی از وجود انسان که کاملا برای آنها شناختناپذیر است، گوشزد میکند.
Titus Burckhardt (Ibrahim Izz al-Din after his Islamic name), a German Swiss, was born in Florence, Italy in 1908 and died in Lausanne, Switzerland in 1984.He devoted all his life to the study and exposition of the different aspects of Wisdom tradition.
He was an eminent member of the "Traditionalist School" of twentieth-century authors. He was a frequent contributor to the journal Studies in Comparative Religion along with other prominent members of the school. Burckhardt was the scion of a patrician family of Basel. He was the great-nephew of the art-historian Jacob Burckhardt and the son of the sculptor Carl Burckhardt. Titus Burckhardt was a contemporary of Frithjof Schuon – leading exponent of traditionalist thought in the twentieth century – and the two spent their early school days together in Basel around the time of the First World War. This was the beginning of an intimate friendship and harmonious intellectual and spiritual relationship that was to last a lifetime.
Burckhardt was, as his grandfather, a connoisseur of Islamic art, architecture and civilisation. He compiled and published work from the Sufi masters: Ibn Arabi (1165–1240), Abd-al-karim Jili (1365–1424) and Muhammad al-Arabi al-Darqawi (1760–1823).
یا این کتاب نماینده خوبی برای سنتگرایی نیست، یا سنتگرایی واقعا چیزی بیمایه و واپسگرایانه است.
قطعا میتوان نقد کرد مدرنیته را، نابسندگیهایش را نشان داد، قطعا میتوان از گذشته چیزهایی آموخت و گسستهای تاریخیای مانند مدرنیته را در پیوستگی یا سنتها فهمید و... اما به نظر من راهی که این کتاب میرود به ترکستان است؛ نقادیهای بیمایه و اندیشیده نشدهٔ نظریات/جهان مدرن. برای نمونه فهم نویسنده از منطق ریاضیاتی علم مدرن، فرگشتِ داروینی و... بسیار خامدستانه و نحیف بود. اگر بخواهم سختگیری کنم به غایت با سوگیری بود و اشتباهخوانیای که از نظریات مدرن داشت با غرض بوده است و به نحوی اشتباه فهمیده است که راحت بتواند آن را نقد کند.
مشکل دیگر کتاب این است که نویسنده سنتگرایی را حقِ نازل شده گرفته است و این مسیر باعث شده است کل کتاب یک مصادره به مطلوبِ طولانی باشد.
البته برای آشنایی با کلان نظریات و دیدگاههای سنتی کتاب مفید است و خواندن این کتاب باری دیگر بر من نشان داد درازدامنه و عمیق بودنِ جهلم را. همین فهم سنتگرایی به ما هو سنتگراییای که نخواهد لزوما مدرنیته و علم مدرن را نقد کند خود میتواند ارزشمند باشد. من عالم هستم به این مورد که جهلی بس وسیع و عمیق نسبت به سنتگرایی دارم. این کتاب مدخلی شاید خوب برای این نحو از آشناییِ مقدماتی باشد.
قطعا چارلز تیلور سنتگرا به معنایی که این کتاب و نویسنده طلایهدار آن هستند نیست، اما قطعا روایت تیلوری از گسست میان جهان مدرن و سنتی روایتی غنیتر و معتبرتر است. جهانی حرف اینجاست که نه وقت آن و نه یارای طرح آنان نیست.
استدلالهای نویسنده از قدرت کافی برای نقد مستدل علمگرایی برخوردار نیست. تحلیل و نقدشان گاهاً رایحهای شاعرانه به خود میگیرد. انتقادهای کینهورزانه نویسنده بر بستر علوم تجربی نیز نشانگر تسلط ناکافیشان به مفاهیم علمی و روش علمی است.
او {انسان روزگار ما} همچون کودکان، آسمان بالای سر خود را با خورشید و ستارگان آن میبیند، اما یادآوری نظریه های اخترشناسی مانع از آن میگردد که او در آنها آیات الهی را بازشناسد. نزد او دیگر آسمان ظهور طبیعی روح، که عالم را در بر کشیده و آن را منور ساخته است، نیست. از صفحه 53 کتاب
بورکهارت در ردیف سنتگرایان مشهور مسلمان است، همانند رنه گنون، فریتیهوف شوآن و سید حسین نصر؛ موضوع کتاب نیز همان چیزی است که دراغلب آثار سنتگرایان میتوان یافت: دفاع از مابعدالطبیعه و فلسفهٔ باستان، نقد علم مدرن و ستایش از هنرهای سنتی، به عنوان راهی برای بازگشت به نگرش معنوی۰ بورکهارت کتابی به این نام ندارد. این کتاب برگزیدهٔ تعدادی از مقالات وی است، برخی کوتاه، برخی بلند و در مجموع دشوار. در بخش نخست کتاب ــ معرفی جهانبینی سنتی ــ همه استدلالها به اشاره برگذار شده و برای کسی قابل فهم است که پیشتر آراء سنتگرایان دربارهٔ طبیعت و مابعدالطبیعه را خوب شناخته باشد. بخش دوم کتاب نقد علوم جدید است و قابل فهمتر؛ اما باز هم نیازمند آشنایی دقیق با آراء و متفکرانی است که مورد نقدند: نظریهٔ نسبیت، نسخههایی خاص از نظریهٔ تکامل و روانشناسی یونگ۰ دامنهٔ اطلاعات بورکهارت بسیار وسیع است و نحوهٔ مواجه کردنش مابعدالطبیعهٔ سنتی را با نظریات علمی جدید بسیار جالب توجه۰ حجم کتاب محدود است: حدوداً ۱۴۰-۱۵۰صفحه (که بخشی هم توضیحات مترجم است)؛ اما اگر قرار میبود استدلالها و ادعاها با توضیحات کافی عرضه شود دستکم دوبرابر میشد۰ ترجمهٔ کتاب روان است، اما میشد بهتر هم باشد. اگر مترجم جملهها را کوتاه میکرد، یا قیدها را با دقت بیشتری به کار میبرد، دستکم خواندن کتاب آسانتر میبود۰ حرف آخر اینکه این کتاب کتابی مقدماتی برای آشنایی با آراء سنتگرایان نیست۰