Jump to ratings and reviews
Rate this book

واقعیت گرایی فیلم

Rate this book
1 person is currently reading
19 people want to read

About the author

فریدون رهنما

4 books15 followers
فريدون رهنما، شاعر و سينماگر و منتقد هنري، در دوم خرداد 1309 در تهران متولد شد و در 17 مرداد 1354 در پاريس درگذشت. ‏

شاملو می گوید:‏
حق فریدون رهنما بر شعر معاصر، پس از نیما، دقیقا ً معادل حق از دست رفته‌ی كریستف كلمب است بر آمریكا»‏

احمدرضا احمدی می گوید‌:‏
فریدون رهنما مرشد من در راه شعرم بوده است، هر چقدر هم كه تأثیر مستقیم نبوده باشد

هانری كربن درباره‌ی فیلم "سیاوش در تخت جمشید" در موزه‌ی گیمه فرانسه می‏‏‎گوید:‏

این فیلم ٥٠ سال بعد فهمیده می‌شود، فریدون رهنما توانسته، بی‌درنگ و به صرافت طبع، همان بن‌مایه‌ی ارجمندی را بازیابد كه فیلسوفان ایرانی، هم‌واره در پی آن بوده‌اند.‏

پل الوار:‏

فریدون رهنما، با صدایی رسا آوازهای پاك و بلند پایه‌اش را می‌سراید.‏

Feraydoon Rahnamâ

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (33%)
4 stars
4 (44%)
3 stars
1 (11%)
2 stars
1 (11%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Shayan Tadayon.
Author 1 book2 followers
December 7, 2023
پیوندِ این رساله را (که در سال 1336 در فرانسه به فرانسه ارائه شده و اول بار در 1351 در ایران و به فارسی منتشر شده) با فیلم های او باید جداگانه به فکر و مشق نشست، در اینجا صرفا سعی می کنم خطوطِ اصلیِ این رساله را مشخص نمایم.

برتولوچی در مصاحبه ای درباره ی کارش با پازولینی در ساختنِ فیلمِ «آکاتونه» می گفت مهم برای او در آن روزها بودن در پشتِ صحنه و دیدنِ این که یک فیلم چگونه ساخته می شود نبود، چیزِ مهم تر، دیدنِ این بود که چطور سینما زاییده می شود چرا که برای پیرپائولو مساله ارجاع به دیگر فیلم ها و به کارگیری مدل های از پیش موجود نبود بلکه او (پازولینی) سینما را اختراع کرد. این گفته ی برتولوچی را ابدا نباید و نمی شود به حسابِ تعریف و تعارف گذاشت. اما خب پرت نگفته ام اگر بگویم قلمِ رسای رهنما نیز به سادگی چنین بلندپروازی هایی دارد. رهنما در واقع با پشتواره ای که از دانش و آگاهی فراهم آورده (از آشناییِ عمیقش با جنبش های فرهنگی و هنریِ روزگارِ خود و تاریخِ فلسفه ی غرب تا دغدغه های شخصی اش که همه برخاسته از موقعیت و جانِ شرقی/ایرانیِ اوست) در پیِ بازیابیِ قوتِ فیزیولوژیکِ سینما و بدین واسطه به کار بردنِ آن همچون چشمِ قوت گرفته ای استْ گشوده رو به پیچ و خمِ تو در توی جهان/واقعیت. در ادامه ی این یادداشت و با خواندنِ کلِ کتاب می توان این مساله را خیلی بهتر دریافت.

در ابتدا می نویسد این رساله ای به معنای معمول نیست. منظور از معمول همان شکلِ رایجِ پایان نامه های دانشگاهی است که تابعِ نظم و قاعده ی خاصی، اغلب نه تنها دریچه ای تازه باز نمی کند بلکه بر سر خراب شده و فرصتِ تنفسِ ساده را نیز از فکر می گیرد. خصوصی و شخصی بودنِ این رساله ( چنان که رهنما می گوید) به معنیِ عاری بودن از هر نظم و ترتیب و روشی نیست. روش در تار و پودِ کار تنیده شده. مایه های شخصی و خصوصی برگرفته از دانش گسترده و پی گیری های نظام مندِ اوست. شخصی بودنِ کار در جهتِ اصرار به اندیشیدن و خواندن و یافتنِ راه های تازه در نظر و گسترشِ زبانِ سینماست. گسترشی در جهتِ چشم اندازِ یک هنرمندِ متفکرِ ایرانی که به تاریخ نه چون تکیه گاه یا باری بر دوش، که به عنوانِ جهت یابِ اکنون و حالیتِ پیدا کردنِ گذشته می اندیشد.[1]



به بهگزینانِ سینمای آینده ی ایران. کتاب چنین تقدیمی دارد. از این رو همواره می تواند نامه ای به سینمای فردا باشد. پیشانی نوشتِ آن نیز این نقلِ قول است:«خود نویس همان نسبت را به هنر دارد که سینما به هنر واقعی.» امروزه با گسترشِ صنایعِ فرهنگی و ارتباطاتِ جمعی و شبکه های اجتماعی، با گسترشِ همه جوره ی تصاویر در زندگی های متصورمان این قول را بیش از پیش در می یابیم. اهمیتِ آن در روشن کردنِ پاره ای مسائل در برخورد با سینما بیشتر شده. رهنما نیز این تمایز را مدِ نظر دارد. سینما به عنوان وسیله ی سرگرمی از نوعِ شهرِ فرنگ، سینمای جذابیت های اولیه، وجه تخدیریِ آن و تابعیتش از نیازهای اقتصادی و بازرگانی در یک سو و سینما به عنوان وسیله ای فرهنگی چیزی مانند تئاتر، داستان نویسی یا نقاشی که تابعِ نیازهای فکری و هنری است در سوی دیگر. در این مابین مدام کشمکشی هست درونی و بیرونی میانِ صنعت و هنر و میلِ استقلال جوییِ سینماگرانی که (در آن سال های نوشتنِ کتاب که سال های شکوفایی نظریه مولف و سینمای مدرن است ) دغدغه ای از جنسِ دیگر/هنری دارند. در پسِ این کشمکش و ورایِ آن، خودِ این مدیوم تازه قرار دارد که تازگی ها و ویژگی های خاص خودش را دارد. قلمِ رهنما همچنان که دغدغه ی هنری دارد گاهی به تیزبینیِ یک نشانه شناس می نماید در شناساییِ وجوهِ خاصِ این مدیومِ تازه.

کتاب چند کارِ اساسی می کند که چنان که پیش می رود همه در هم تنیده می شوند. یک: مرورِ معانیِ مختلفِ واقعیت گرایی و پرورشِ مفهومِ موردِ نظرِ مولف. دو: رابطه و مقایسه سینما با دیگر هنرها و امکاناتی که سینما بالقوه می تواند از آن ها وام بگیرد. سه: ویژگی های برجسته ای که سینما را از دیگر هنرها متمایز می کند. در نهایت نیز: تنیده شدنِ همه ی این مفاهیم در واقعیتی که در نظامِ نظریِ او برکشیده شده است.

https://shayantadayon.blogspot.com/20...
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.