اثر حاضر روایت دیگری است از فرهنگ روستا، با همه آداب و سننی که دارند. نویسنده این داستان، وقایعی را از روستا بازگو میکند که مردمان آن از دولت همواره خیری ندیدهاند، بلکه به انحای مختلف مورد چپاول عمال دولتی قرار گرفتهاند. پیرمردی از این روستا پس از گذراندن دوران کارمندی بازنشست میشود و قصد دارد ایام باقی را در کنار پیرزنی دیگر سپری نماید، اما مردمان روستا باور ندارند که مردی به ظاهر بیکار از دولت پول بگیرد، از این رو، مرد بازنشسته از نظر آنان حکم مرده را دارد. قهرمان دیگر داستان که پیرزن است زندگی گذشته خود را روایت میکند. او برادری داشته که پیش از این با دختری کولی زندگی میکرد. از نتیجه پیوند آنان دختری به دنیا میآید که «سوسنه» نام دارد «. سوسنه» که اینک دختری بالنده است با «احمد» معروف به «کج کلاه» روابط عاشقانه و زندگی مشترکی آغاز میکند که مورد پسند متشرعین نیست…
ابراهیم یونسی (سیروان آزاد)، نویسنده و مترجم و مورخ تاریخ کردستان و نخستین استاندار کردستان در بعد از انقلاب سال ۱۳۰۵ در شهر بانه متولد شد. در سال ۱۳۲۲ به تهران آمد و در دبیرستان نظام ثبتنام کرد.ابراهیم جوان در سال ۱۳۲۴ دیپلمش را گرفت و وارد دانشکده افسری شد. در سال ۱۳۲۷ با درجه ستوان دومی رسته سوار دو از دانشکده افسری فارغالتحصیل گردید، و مأمور خدمت در لشکر چهار رضائیه شد. یونسی اواخر سال ۱۳۲۸ با بانو رزا گلپاشی ازدواج کرد، ثمره این ازدواج سه دختر و یک پسر است
یونسی از اعضای گروهی بود که در سال ۱۳۳۳ پس از دولت دکتر مصدق به عنوان افسر نظامی دستگیر و محکوم به اعدام شد ولی در آخرین لحظات ـ هنگام اجرای حکم ـ به او ابلاغ شد که به علت نقص عضو خدمتی از یک درجه تخفیف (یا عفو ملوکانه) برخوردار شدهاست؛ به حبس ابد محکوم و پس از هشت سال با یک درجه تخفیف آزاد شد. او ترجمه و کار داستاننویسی را از همان روزهایی که در زندان بود، آغاز کرد. طبق آنچه گفته است، در همان ایامی که در زندان به سر میبرد، از "سیاوش کسرایی" که برادرش جزو زندانیشدهها بود و او مرتب به ملاقاتش میرفت، درباره ترجمه «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز میپرسد و او به یونسی پیشنهاد میکند که جا دارد این اثر را ترجمه کند؛ پس ترجمه میکند و کتاب، زیر نظر "سیروس پرهام" منتشر و در سال ۱۳۳٦ در دانشگاه تهران برنده جایزه میشود. یونسی داستاننویسی را در زندان و از طریق مکاتبه با مدرسه آموزش رماننویسی انگلستان تجربه کرد. پس از آزادیاش در سال ۱۳۴۱ «هنر داستاننویسی» را که در این ایام تالیف کرده بود، منتشر کرد
یونسی به همراه "محمد قاضی" و "م. ا. بهآذین" در بخش ترجمه شرکت کامساکس (شرکتی دانمارکی که راهآهن ایران را ساخت)، همکار بودند
او در طول سالهای دراز فعالیت قلمی در حوزه تالیف و ترجمه و داستان نویسی بیش از ۸۰ کتاب را به بازار کتاب عرضه کرده است