Jump to ratings and reviews
Rate this book

زنی با چکمه‌ ساق‌بلند سبز

Rate this book
داستان‌های این مجموعه نگاهی تازه به مسائل و اتفاقاتی دارند که در زندگی روزمره ما رخ داده یا می‌دهند. در داستان اول این مجموعه نگارنده از جنگ می‌گوید: گزارشگر یک روزنامه که نزدیک به بیست سال در اروپای غربی زندگی کرده، حالا به ایران برگشته است، چرا که مادرش در حال احتضار است. بعد از درگذشت مادر، او قصد دارد به اروپا برگردد اما یک روز که از سر بی حوصلگی در خیابان‌های تهران قدم می‌زند با دیدن یک کتاب با نام "گیرنده: منقطه جنگی" که به طور تصادفی به دستش می‌افتد با نامه‌هایی روبرو می‌شود که دانش‌‌آموزان از شهرای مختلف برای رزمندگان جبهه‌های جنگ تحمیلی نوشته‌اند. او آنها را می‌خواند و یکی از نامه‌ها تأثیر عجیبی بر روی او می‌گذارد. حالا به او سرنوشت نویسنده یکی از نامه‌ها علاقه‌مند شده است. سال‌ها از پایان جنگ گذشته است و او ناخواسته به سوی شهری می‌رود که دختری از آنجا، سال‌ها پیش، برای رزمنده‌ای نامه نوشته است و... دیگر داستان‌های این مجموعه عبارتند از: تالاب، روسان دارند از آب بالا می‌آیند، اتاق طبقه دوازدهم، سینمای مخفی و چند داستان دیگر.‏ مرتضی کربلایی لو متولد 1356 نویسنده جوانی است که در داستان‌هایش باید منتظر وقوع حادثه‌ای بود که در آخرین لحظه‌ها رخ می‌دهد. "من مجردم خانوم" و "خیالات" کتاب‌هایی هستند که پیش‌تر از او منتشر شده است. کتاب "من مجردم خانوم" در بیست و دومین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی (بهمن 83) مورد تشویق قرار گرفت.

104 pages, Paperback

Published January 1, 2011

17 people want to read

About the author

مرتضی کربلایی‌لو

15 books13 followers
مرتضی کربلایی‌لو، نویسنده متولد ۱۳۵۶. در داستان‌هایش، هنرمندانه و ظریف، موقعیتی به ظاهر عادی را موشکافانه تصویر می‌کند تا رعب‌آور و خاص بودن آنچه بارها و بارها از کنارش گذر شده است طی کشفی دلهره‌آور عیان شود. کتاب من مجردم، خانم در بیست و دومین دورۀ کتاب سال شایستۀ تشویق شناخته شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (5%)
4 stars
2 (5%)
3 stars
13 (38%)
2 stars
9 (26%)
1 star
8 (23%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Mehdi khani.
167 reviews38 followers
July 7, 2010
این کتاب شا مل هشت داستان کوتاه است که ویژ گی بارز آنها طرح معما گو نه و ابهام بر انگیز آنهاست.چیستانی که گاه با دقت دو باره بر عنوان داستان (مانند داستان هیچ کس نفهمید که ما هردومان به آن ادرس رفتیم و موهای سفید یارو را کوتاه کردیم حتی خودمان و داستان به یاد استادم تِنگو)،گاه با نگاهی ویژه بر جمله ای در اوان داستان (مانند داستان تالاب و آنجا که می گوید:حالا هر وقت «تالاب» بشنوم یا بخوانم،یاد او و آن روز می افتم و این که چطور دلم آمد با او کاری بکنم که کردم)وگاه با خواندن آخرین سطرهای داستان(مانند داستان زنی با چکمۀ ساق بلند سبز و داستان قهوۀ ترک)گشوده می شود و متاسفانه گاه نویسنده آنقدر گرم معما بافی شده که خود نیز سررشتۀ کلاف را گم می کند و داستان ضعیف و بی سر وتهی چون روسان دارند از آب بالا می آیند می آفریند که بی گمان ضعیف ترین داستان این مجموعه است.می ماند دو داستان دیگر یکی اتاق دوازدهم که در آن نویسنده به زیبایی فضای خوابگاههای دانشجویی را به تصویر می کشد و البته در آن گره ای زده نمی شود که بخواهد وا شود و نیز داستان دلپذیر و زیبای سینمای مخفی است که شرح حال جوانی است که از کودکی یاد گرفته بود فیلمها را ببیند نه با چشم که با گوش .مجموعۀ زنی با چکمۀ ساق بلند سبز به خصوص آنجا که به تجربیات شخصی نویسنده نزدیک می گردد گیرا و دلپذیر می شود (مثل تالاب که در آن نویسنده فضای حومۀ شهری کویری(قم) را به تصویر می کشد یا داستان قهوۀ ترک که بیش از دیگر داستانهای مجموعه دوستش داشتم)ولی آنجا که گرفتار ابهام زایی و معما بافی می شود مثلِ داستان روسان دارند از آب بالا می آیند سردرگم و تحمل ناپذیر می شود.به هر حال توصیه می کنم خواندن این مجموعۀ بکر و منحصر به فرد را از دست ندهید .مجموعه ای که در آن زن عنصری غائب است ولی در جستجوی اویند گاه در واقعیت (مثل زنی با چکمۀ ساق بلند سبز و روسان دارند از آب بالا می آیند) و گاه در خیال (مثل قهوۀ ترک)ا

روی نیمکت وسطی نشستم.شاخ و برگ ها خش خش کردند و باد وزیدن گرفت.شانزه لیزه بود و چراغ هاش و آن دختری که با دوچرخه و دامن سفید کوتاه رد شد.بعد رد مارپیچ چرخ روی برف تا کفش فروشی.تکیۀ دوچرخه ای به دیوار مغازه.در شیشه ای و گردان مغازه.دختری بلوند که نامه می نوشت.سرم که آهسته به دستهای دختر نزدیک شد و نگاه دختر.بلند شدم و هراسان از نیمکت فاصله گرفتم و به سمت آن خانه رفتم.دلتنگی لابه لای کاج ها ماند
Profile Image for Amir.
2 reviews24 followers
February 25, 2013
فقط داستان تالاب(البته با فاصله ی زیاد از بقیه داستانا) و داستان آخر یکم خوب بود.
51 reviews
March 28, 2024
نصف نسخه صوتی کتاب رو پارسال تو قطار اتوبوسی تهران به مشهد گوش دادم و بقیه شو الان تموم کردم. داستانهای سرگرم کننده بود و به خصوص برای قطار خوب بود. بهترینش به نظرم هیچ کس نفهمید که هر دوی ما ... بود
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.