یکی از دغدغهها این است که چطور ادبیات کلاسیک را به این روزگار وصل کنیم و برای بچهها تعریف کنیم؟ از طرفی به خاطر رفتن بیشتر خانوادهها به خارج همیشه این خواست وجود دارد که کتابهایی شبیه شاهنامه را برای بچههایشان بخرند تا احتمالاً با ایران و ادبیات آن آشنا بشوند. در فرنگستان (اغلب غرب وامانده و امریکا) چون تنوع نشر و البته دسترسی بیشتری هست به اقسام مختلف این کار را میکنند. مثلاً در یکی از کتابها برخی از نمایشنامههای شکسپیر را با لگو عکسبرداری کرده بودند و چاپ کردند و شکلهای مختلف دیگر که حتی ترجمههایش به ایران هم میرسد. در ایران اغلب این شکلی است که حکایت سادهتری را برمیدارند و همان را بازنویسی میکنند و منتشر میشود و گاهاً آثار خوبی درمیآید و بیشتر آثار متوسطی. کتابی شبیه این برای من این شکلی است که وقتی برای مخاطب نه سال به بالا (با توجه به خود کتاب) خوانده میشود آیا جالب است؟ آیا بچهها هنوز میدانند خیاط چه کار میکند؟ آیا پارچه خریدن کار معمولی هنوز هست؟ آیا شوخیهای کتاب را متوجه میشوند؟ و یا باید تسهیلگر یا والدی بالای سرشان باشد که بتوانند با او صحبت کنند و کتاب را بهتر بفهمند؟ برای من جواب این سوالها معلوم نیست و احتمالاً در یک گفتوگو بهتر بتوانم درک کنم اما نظر شخصیام این است که کتاب نهایتاً الکن میماند چون اول از همه دارد یک حرف گلدرشت میزند و شخصیتها را از اول معلوم میکند و از طرف دوم با اینکه تصویرسازی جالبی دارد اما کمکی به درک بهتر کتاب نمیکند و بیشتر یک تزیین است. لازم نیست همیشه متن و تصویر با هم عجین باشند اما اینجا بدون تصویر هم کار راه میافتاد و حتی تصویر من را ترغیب نمیکند که کتاب را بیشتر ورق بزنم. فکر میکنم مثل بیشتر آثار این شکلی برای بچههایی است که خودشان به ادبیات کلاسیک علاقه دارند یا کسانی که این شکل از ادبیات را برای بچهها میخرند و لزوماً هم نمیدانند بچهها خوششان میآید یا نه؟!