رضا داوری اردكانی به سال ۱۳۱۲ در اردكان یزد به دنیا آمد و تا پایان دوره اول متوسطه در آنجا به مدرسه رفت. در سال ۱۳۳۰ از دانشسرای مقدماتی اصفهان دیپلم گرفت و در مهرماه همان سال به استخدام وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پرورش فعلی) درآمد و چندین سال در مدارس شهرهای اردكان، اراک، قم و تهران تدریس كرد. در سال ۱۳۳۴ برای تحصیل به دانشگاه تهران وارد شد و در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۶ به اخذ درجه دكتری نائل آمد. او فیلسوف و متفکر ایرانی و استاد بازنشستهٔ گروه فلسفهٔ دانشگاه تهران است. داوری از سال ۱۳۶۹ عضو پیوستهٔ فرهنگستان علوم است و از سال ۱۳۷۷، ریاست این فرهنگستان را بر عهده دارد. او از چهرههای شاخص در حوزهٔ نظریهپردازی فرهنگی و اندیشهٔ فلسفی بشمار میآید. داوری عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و استاد مدعو دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تهران) است. وی یکی از اعضای هیئت مؤسس انجمن فلسفه میانفرهنگی ایران است و همچنین در حال حاضر یکی از اعضای هیئت مدیرهٔ این انجمن نیز میباشد.
حقیقت کمی احساس بی نظمی کردم در کتاب. از استاد داوری انتظار داشتم مطالب را در این کتاب منسجم تر و منظم تر بنویسند. اگر چه از کتاب آموختم ولی خیلی با اشتیاق نخواندمش. استاد طرح مشخصی برای کتاب نداشتند و به نظرم نتوانسته بودند به نحو خوبی فلسفه را در ایران معاصر مورد تحلیل قرار دهند اگر چه خرده گرفتن بر بزرگان کار سختی است ولی به دور از انصاف دیدم که به تمجید این کتاب بپردازم و ایراداتش را نگویم.
داوری شیفتهی فلسفه است و با قالب کردن ایدئولوژی و سیاست به جای فلسفه مخالف است. وی با استاد دانستن هیدگر و فردید، هرگونه تخطئهی آنان را اشتباه میداند و آن را اشتباه جوانانی از جمهوری اسلامی میداند که به پوپر ارادت دارند.
کتاب اول از آقای داوری را خواندم و لذت بردم. البته قبلا مقالاتی از ایشان خوانده بودم ولی این اولین کتاب بود. واضح است که بعضی قسمتها را نمیفهمیدم و البته بیشتر به خاطر لغات خارجی بود که در خوانش بعدی حتما معنای آنها را پیدا میکنم آخر باید در خوانش بعدی یادداشت برداری هم بکنم.
برای هر فضل این کتاب باید یک ریویو جدا نوشت؛ انگار هر فصل که میانگین ۴۵ صفحه داشت کتابی بالقوه بود!