دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و ماهواره ها مرز های جغرافیایی را انکار کرده اند. این همان دهکده ای است که گرگوار سامسا در آن چشم باز کرده است. این همان دهکده ای است که مردمانش صورت مسخ شده ی « کرگدن» های اوژن یونسکو را پذیرفته اند. همان دهکده ای که مردمانش « در انتظار گودو» هستند. این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورت واحد قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سر باز زند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روییده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقیما دریافت می کنند. این همان دهکدهای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند. این همان دهکده ای است که در آن «ترمیناتور دو» به سی سال قبل باز می گردد و خودش را از بین می برد. این همان دهکده ای است که در آن «بت من» و «ژوکر» با هم مبارزه می کنند. این همان دهکده ای است که در تلویزیون هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند، همان دهکده ای که در آن گوسفند هایی با سر انسان و انسان هایی با سر خوک به دنیا می آیند. این همان دهکده ای است که در آن تابلو « مسیح از ورای ادرار» ماه ها توجهات همه رسانه های گروهی را به خود جلب میکند. این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد... اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان رمل های فکه زیسته اند، همان دهکده جهانی که در نیمه شب هایش ماه، هم بر کازینو های «لاس وگاس» تابیده است و هم بر حسینیه «دوکوهه» و گور هایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق به او می گریسته اند. دنیای عجیبی است، نه؟....
میلان کوندرا در کتاب «هنر رمان» از تناقض هایی خاص این آخرین دوران تمدن غرب نام می برد که آنها را «تناقض های پایانه ای» می خواند. مثالی که او می آورد می تواند پرده ی ابهام از این تعبیر به یک سو زند :
در طی عصر جدید، عقل دکارتی همه ارزشهای
به ارث رسیده از قرون وسطی را، یکی پس از
دیگری تحلیل می برد. اما در زمان پیروزی تام
و تمام عقل، این عنصر غیر عقلی محض(قدرتی
صرفا در پی خواست خویشتن) است که بر
صحنه جهان تسلط خواهد یافت، زیرا دیگر
هیچ نظامی از ارزش های مقبول همگان
وجود ندارد که بتواند مانع پیشروی آن شود.
متن بالا از مقاله انفجار اطلاعات انتخاب شده
این کتاب به اهالی هنر به خصوص علاقمندان ادبیات توصیه اکید می شود.
واقعا مقاله « منشور تجدید عهد هنر» اگر سربازان پا به رکابی می داشت، تحولی در هنر ایجاد میکرد.
به امید رستاخیز هنر...