بهزاد قادری متولد ۱۳۳۱ در زاهدان، نویسنده، مترجم، محقق و منتقد ایرانی و استاد بازنشسته گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران است. او پس از گذران تحصیلات اولیهاش، مقاطع تحصیلات لیسانس را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه فردوسی مشهد و فوق لیسانس ادبیات آمریکا را در دانشگاه شیراز طی کرد، و دکترای ادبیات نمایشی قرن نوزده و سه دهه ۱۹۶۰–۱۹۹۰ را در بریتانیا به اتمام رسانید. از جمله فعالیتهای مهم او تا کنون سرپرستی کتابخانه ملی کرمان در بدو تأسیس؛ سرپرستی گروه زبانهای خارجی دانشگاه شهید باهنر کرمان؛ معاونت آموزشی دانشکده هنر دانشگاه کرمان؛ عضویت در هیئت تحریریه نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی؛ عضویت در شورای تخصصی گروه زبان و ادبیات انگلیسی؛ عضویت در هیئت امنای تئاتر کرمان به مدت دو سال؛ عضویت در هیئت ممیزه دانشگاههای جنوب شرق ایران؛ عضویت در هیئت تحریریه نشریه پژوهش زبانهای خارجی دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه تهران و عضویت در مرکز ایبسنشناسی دانشگاه اسلو-نروژ بوده است. همچنین او تدریس دروس عصر روشنگری، عصر رمانتیسیسم و نمایشنامه قرن نوزدهم را در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه Essex انگلستان از سال ۱۳۷۲ تا پایان تحقیقاتِ دورهٔ دکتری سال ۱۳۷۶ را در کارنامهٔ خود دارد. او در سال ۱۳۸۵ از سوی سفارت نروژ در تهران و مرکز هنرهای نمایشی برای پژوهش دربارهٔ آثار ایبسن لوح سپاس دریافت کرد. بهزاد قادری مجموعه نمایشنامههای هنریک ایبسن را به ضمیمهٔ پژوهشهایی مفصل در این زمینه در نشر بیدگل ترجمه کرده است.
یک میراث گرانبهای دیگر هم باید از کی یرکه گور به ایبسن رسیده باشد: اندیشه نیز، همانند سکه، دو رو دارد. کی یرکه گور آن فیلسوفانی را که ادعا می کردند حقیقت را یافته بودند ریشخند می کرد. او حتی گاه دو کتاب را در یک زمان منتشر می کرد. در یکی موضوعی را به گونه ای بسط می داد؛ در دیگری همان موضوع را به گونه ای کاملا متفاوت با اولی بررسی می کرد. این کار به شیوه جدلی هگل نزدیک است، با این تفاوت که اگر هگل ادعا می کرد با مفاهیم شفاف منطق او می توان به معرفت مطلق رسید، کی یرکه گور با رنگ و بوی طنز و شوخ طبعی و مشکل کردن کار برای خواننده اش حقیقت مطلق هگل را ریشخند می کرد. براند و پرگنت که از اولین کارهای ایبسن در خود-تبعیدی به شمار می آیند، نشان می دهند که او به گونه ای جهان بینی دست یافته بود که هم به شیوه جدلی هگل نزدیک بود و هم، همانند شیوه تفکر کی یرکه گور، منتقد آن بود. ایبسن هرگز دو کتاب با یک موضوع را همزمان و از دو دیدگاه به چاپ نرساند. اما او پس از نوشتن یک نمایشنامه طرح نمایشنامه دیگری را می ریخت تا این بار آنچه را در قبلی بررسی کرده بود، به گونه دیگری ببیند. براند انسانی سخت گیر، شورشی و اخلاق گرا و گاه خشک مغز را مجسم می کند؛ پر جوانی سهل انگار، ماجراجو و اخلاق گریز را به نمایش می گذارد. این یکی از جنبه های پر قوت مدرنیسم ایبسن است که تا پایان کار نیز با او ماند و به همین دلیل وی تأکید می کرد هر کس بخواهد او را بفهمد باید تمامی آثارش را بخواند. ص 37