با پیدایش مصالح جدید و تحولات علمی ، معماری معاصر در جهان با بیان وسیع تری به جریان افتاد که همراه خود مفاهیم و مباحث بسیار گوناگون و متنوع اندیشه بشری را به همراه آورد. آشنایی ما ایرانیان با معماری غرب به حدود صد و پنجاه سال قبل ، یعنی اوایل سلطنت ناصرالدین شاه می رسد. قاجارها از طریق سفرنامه ها، عکسها و کارت پستال با معماری اروپا آشنایی پیدا کردند و از این رو ساختمانهای این دوره بدون اطلاع دقیق از قواعد سبکهای اروپایی ایجاد میشدند. باید اذعان نمود که در طی این صد و پنجاه سال و درگیر شدن هرچه بیشتر ما با معماری غرب ، ارتباط ما با آن معماری همواره به صورت شکلی بوده نه مفهومی. کتاب حاضر تلاش و کوششی در جهت تبیین این مبانی و مفاهیم است.
کتابی خوب و روان است. دامنه و عمق مطالب هم متناسب است ازین جهت کتاب خیلی مناسبی است برای شروع مطالعه در مورد تاریخ معماری مدرن اما به همان اندازه خطرناک ازین جهت که اغلب پس زا خواندن کتاب توهمی از دانستن مبانی و معماری غرب پیش می آید.
کتاب دو ضعف اساسی دارد اول این که روایتی خطی از معماری مدرن ارایه میدهد که تا حدودی غلط است مثلا به هم پوشانی و سبک ها و دوره های همزان اشاره ای نمیکند یا ان ها را پشت سر هم قرار میدهد
دوم این که به زمینه های اجتماعی و تکنولوژیکی پیدایی سبک ها اشاره ای نمیکند
با این همه کتاب بسیار مناسبی است برای شروع مطالعه در تاریخ معماری مدرن پس از ن کتاب های زیر را پیشنهاد میدهم کتاب معماری و شهرسازی در قرن بیستم که دو نقطه ضعف کتاب قبادیان نقاط قوت این کتاب است. کتاب معماری غرب بانی مسعود از زمان و معماری زارعی
یه منبع خوب برای شروع مطالعه معماری مغرب زمین که به صورت خیلی ساده و خلاصه دوران ها رو دسته بندی و معرفی کرده که از معماری مدرن شروع کرده تا به زمان حال رسیده از نویسنده ایرانی معماری غرب ریشه ها و مفاهیم نوشته امیر بانی مسعود هم که بسیار مفصل تر توضیح داده و از ریشه ها و خاستگاه های معماری غرب شروع به توضیح کرده (بین النهرین، مصر، یونان ... )تا به امروز میرسه از منابع خیلی خوب و معتر از نویسنده های خارجی هم تاریخ معماری مدرن از لئوناردو بنه ولو میشه گفت که در 5 جلد به صورت مفصل از معماری 1760 تا 1990 رو شرح داده و منبع دیگه هم هست معماری مدرن از 1900 ویلیام جی. آر. کرتیس و بسیاری منابع دیگر ...
شاید اگر در رشتهی معماری اتفاقی نمیافتاد، میبایست در زمینههای روابطِ انسانی، باورهای اجتماعی و آزادیها و عدالتهای ضروریِ جوامعِ انسانی به طورِ کلی بررسی و دربارهی آن سؤالاتِ جدیدی مطرح میشد. -داراب دیبا —————————————— ما دیگر این احساس را نداریم که مردانِ کلیساهای بزرگ، قصرها و تریبونها هستیم. ما مردانِ هتلهای بزرگ، ایستگاههای راهآهن، خیابانهای وسیع، بنادرِ عظیم، بازارهای سرپوشیده، رواقهای روشن، جادههای مستقیم و تخریبهای سودمند هستیم. -سانت الیا —————————————— اگر فلسفه روحِ زمان است، معماری کالبدِ زمان است. با عوض شدنِ روحِ زمان، کالبدِ زمان هم عوض میشود. —————————————— پست مدرنیسم ضدِ جنبشِ فکریِ رنسانس، ضدِ خردگراییِ عصرِ روشنگری، ضدِ انقلابِ کبیرِ فرانسه و ضدِ ایدئولوژیِ لیبرالیسم، کمونیسم و هرگونه ایدئولوژی و فراروایت است.
کتاب بسیار جالب و خوبیه. دکتر قبادیان در این کتاب اشاره و نیم نگاهی به فلسفه موثر بر معماری معاصر دارد و پایه های مبانی نظری هر سبک معماری معاصر را توضیح می دهد. از معماران و هم چنین ساختمانها مهم موثر فکر نمی کنم موردی جا مانده باشد. فقط نیاز به بازبینی دارد. با توجه به زمان انتشار این کتاب، در خصوص دهه اخیر شاید بد نباشد مطالبی در آن گنجانده شود از آنجایی که این کتاب تالیف و نه ترجمه، ارزش کار دکتر قبادیان بیشتر می شود. در فارسی منابع معماری مانند این را به ندرت می بینیم.
فکر میکنم اولین کتاب درسی تاریخی بود که از خوندن صفحه صفحش لذت بردم وقتی از فرهنگها و زمانهای مختلف میگفت از تفاوت نسلها و نگرشها.وقتی از عصر مدرن و سنت حرف میزد... از فلسفههایی که هر سبک معماریو ساخته... بیشتر از لذت بردن. تک تکشونو بلعیدم...
روایتی بر معماری معاصر غرب که بسیار شیوا و دلنشین بود... شاید تنها مشکل کتاب گم شدن در میان تاریخ هایی باشد که بطور پیوسته ارائه نشده و عکس های مرتبط با هر متن که در جاهای دوری از آن متن قرار دارد
به نظرم برای آشنایی با معماری معاصر غرب این کتاب دکتر قبادیان منبعی خوب، کامل، و حتی سهل و ممتنع است. تالیفی بودن کتاب و نزدیکی زبان نوشتار کتاب به زبان آشنای ما و عکسهای متعدد و واضحش باعث سادگی و روانی آن، و علاوه بر این، بررسی پیوسته و تخصصیاش باعث قرار گرفتنش در دسته کتب مرجع معماری معاصر غرب شده است.
با دقیق شدن در گذر تاریخ معماری معاصر میتوان حرکت همیشگی انسان روی خط افراط و تفریط را پیگیری کرد و نداشتههای هر سبک را در داشتههای سبک بعدی جستجو کرد و آرمان متعالی سبک پیشین را به عنوان عامل استهزا و ریشخند سبک پسین شناخت...
اگر فلسفه روح زمان است، معماری کالبد زمان است. با عوض شدن روح زمان، کالبد هم عوض میشود! ... «شاید اگر در رشتهی معماری اتفاقی نمیافتاد، میبایست در زمینههای روابط انسانی، باورهای اجتماعی، آزادی ها و عدالتهای ضروری جوامع انسانی بهطور کلی بررسی و دربارهی آن سوالات جدیدی مطرح میشد. -داراب دیبا- »
كتاب روان و بي دردسري براي خواندن است. به قول خود نويسنده، تاريخي است از معماري و تا حدي فلسفه غرب كه يك ايراني براي ايرانيان به زبان آنها نوشته است. اما همزمان با صفحات كم حجمش، در عمق مطلب كنكاش نميكند. به نظرم كتابي است مقدماتي براي آشنايي ابتدايي.