کتاب پیشتر از نشر فرزان و حالا از نشر تازه ای به اسم دمان منتشر شده. هر چاپ مزیتهایی دارد و معایبی. اما در کنه حرف اسحاقپور و فهم ایده خللی ایجاد نمیکنند. ترجمهی خوبی هم دارد.
ایدهی اصلی اسحاقپور این است که میخواهد بدون قیاس و تکیه بر وجوه تمایز نگارگری ایرانی در نسبت با نقاشی مدرن یا پسارنسانس غربی ببیند چه وجوهی از این نگارگری هست که میتواند وجه ممیز و تشخصبخش آن باشد و یک ربطی هم به جهان فکری-فرهنگی یا آگاهی ملی ایرانی داشته باشد. تأکیدی که بر گذر از جهان مادی و تکیه بر نور دارد به نظرم وجه اصلیست. بقیهی چیزها در این جا گرد هم می آیند. اما اگر یک و فقط یک نقطه ضعف برای این کتاب بخواهم بر بشمرم این است که کتابهای اینچنینی یعنی کتابها یا رسالاتی که «نظر» میدهند یعنی تئوریای برای معماری یا نقاشی یا هر هنر تجسمی ارائه میدهند یا به کتبی دیگر ارجاع میدهند یا خود دست به کار تحلیل جزئینگر آثار می شوند. یعنی چند نگاره را در طول تاریخ تحلیل میکنند و آنقدر از جزییات فرا میآیند که حرف جای تردید ندارد. این وجه در نظریات راجع به مینیاتور ایرانی ناقص است. حرف به نظر درست میآید ولی خب.