Jump to ratings and reviews
Rate this book

چه دير...

Rate this book
ماجرا از اين قرار است که يکي از دو راوي، خواهر کوچک تر ، زني 40 ساله، با همسري بيمار و دو پسر بزرگ (دانش آموز و دانشجو)، ناگهان عاشق مي شود و يادداشت ها و شعرهاي عاشقانه اش را در دفتر خاطرات مي نويسد. راوي ديگر، خواهر بزرگ تر، زني 50 ساله که «از دوران دبيرستان غ...ف نوشتن را تجربه کرده غ...ف و حتي دوره يي کوتاه غ...ف نزد يکي از استادان، اصول داستان نويسي را فراگرفته» است (صفحه 7) از آن يادداشت ها و «توضيح» ها و نوشته هايي که خودش به آن اضافه مي کند رماني خواندني مي سازد. با اين پرسش که «نمي دانم موفق شدم حق طلب را ادا کنم يا نه؟»(صفحه 7)

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (33%)
2 stars
2 (66%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Maria.
2 reviews
January 26, 2009
با اينکه رمان بر لبه پرتگاه احساساتي گري و سانتي مانتاليسم پيش مي رود و شعرها و يادداشت هاي راوي اول آن را مدام به افتادن در پرتگاه تهديد مي کند، اما راوي دوم، هر بار به موقع به داد رمان مي رسد و آن را همان بالا نگه مي دارد.

موضوع يا «درونمايه» داستان که بگذريم چيزي که بيش از هر چيز مرا جذب کرد لحن روايت و نگاه متمايز راوي هاست؛ لحن و نگاهي «زنانه» که به ويژه در نوشته هاي «نيکو» همان زن 40 ساله با احساسات يک دختر نوجوان به شکل بارزتري ديده مي شود.

با اينکه با «زنانه» و «مردانه» کردن امور در داستان موافق نيستم و اين گونه تعميم ها و طبقه بندي ها را متعلق به حيطه علم مي دانم نه هنر، اما خواهي نخواهي مشخصه هاي مشترکي است که پندار و گفتار و کردار «زنانه» را از «مردانه» متمايز مي کند اما از اين تمايز کلي که بگذريم هر زن و مردي هم بايد لحن و نگاه ويژه و منحصر به فرد خود را داشته باشد و از ديگران متمايز شود تا واقع نمايي و باورپذيري داستان به شکل بهتر و عميق تري تحقق يابد؛ تمايزي که به ندرت در داستان ها ديده ام. با سيطره به اصطلاح «گفتمان مسلط مردانه» بر کلام مکتوب حتي نويسندگان زن نيز اغلب به صورتي «مردانه» مي نويسند. نگاه و لحن شان وقتي مي نويسند يعني وقتي مکتوب مي شود مقهور سيطره آن گفتمان مردانه يي است که بر ادبيات و متن مکتوب مسلط است. نمونه اش را در همين رمان در روايت راوي دوم (نسترن) مي توان ديد.

........و در آخر
بله، دير است، خيلي دير. اما کي مي تواند بگويد موسم دلبستگي چه وقت است؟ در چه سني بايد عاشق شد؟ در چه شرايطي؟ آيا عشق يک «انتخاب» است يا يک «اتفاق»؟ آيا عشق «آمدني» است؟ يا «آموختني»؟
Displaying 1 of 1 review