فیرا به دربار بهار بازگشته است. او قصد دارد به نقشههای هایبرنیها پی ببرد که چیزی نمانده پریثیین را به زانو دربیاورند.
اما برای این کار باید به بازی پرخطر حیله و فریب بپردازد و حتی یک اشتباه ممکن است نه تنها فیرا را، بلکه تمام جهان را به نابودی محکوم کند. با پررنگتر شدن هرچه بیشتر تهدید جنگ، فیرا باید تصمیم بگیرد. از میان لردهای عالیرتبهی پرجذبه و مرگبار به کدام اعتماد کند. برای پیروزی در جنگ به پیمان با دشمنانش تن دهد. با رویارویی ارتشها زمین از خون سرخ خواهد شد، اما شاید همهی اینها برای هیچ بوده باشد…
Sarah J. Maas is the #1 bestselling author of the Throne of Glass, Court of Thorns and Roses, and Crescent City series. Her books have sold millions of copies and are published in thirty-eight languages. She lives in New York City with her family.
با این بخش خیلی گریه کردم اما بهشدت از پایانش لذت بردم. اخرش واقعا شوکهم کرد و وقتی که کاملا ناامید شده بودم٫همه چیز درست شد و یک پایان خوب داشت.
اما فقط پایان نبود که من رو شوکه کرد… چیزایی که درمورد موریگان(مور) توی این بخش فهمیدم خیلی زیاد باعث شد شوکه بشم و باعث شد خیلی زیاد به مور افتخار کنم و بیشتر از قبل دوستش داشته باشم.
توی این بخش هم سوریل بود و نمیدونم که فقط من دوستش دارم یا واقعا دوست داشتنیه:) همینطور هم با اتفاقهایی که برای سوریل افتاد خیلی بیشتر از قبل دوسش دارم..
اما توی این بخش چه اتفاقاتی میفته؟
ریسند جلسهای تشکیل میده و تمام لردهای عالیرتبه رو از هر ۶ دربار دعوت میکنه. حتی تملین رو! و در کمال ناباوری٫با اینکه هیچکس انتظار اومدن تملین رو نداره اما تملین میاد. تملین میاد و میگه که در جنگ علیه هایبرنه و با چیزایی که میگه فیرا رو از کارایی که در دربار بهار انجام داده٫شرمنده و پشیمون میکنه. بخاطر کارهایی که فیرا انجام داد٫تملین نصف ارتش و البته مردمش رو از دست داد. اما بازهم علیه هایبرنه و این رو ثابت هم میکنه. اما داستان تازه از اونجایی شروع میشه که هایبرن دیوار رو نابود میکنه. اونم خیلی زود! دقیقا وقتی که هیچکدوم از دربار ها توقعش رو ندارن. و همونطور که معلومه جنگ آغاز میشه.. و این یعنی نقطه اوج داستان.
اتفاق های تلخ زیادی رخ میده..هر لحظه ممکنه اتفاقی بیفته و شخصیت موردعلاقهتون رو از دست بدید..اونم خیلی دردناک و غمگین. اما واقعا کی زنده میمونه و کی جونش رو از دست میده؟
کاش یکی میتونست جلوی ریسند رو بگیره که انقدر خودش رو برای بقیه فدا نکنه..بجاش با کمک همدیگه از پس مشکلات بر بیان.. اما چه میشه کرد؟ اون ریسنده. همونی که ۵۰ سال خودش رو بهخاطر ولاریس و خانوادهش فدا کرد.. اما این بار ریس تنها نیست. فیرا بهش کمک میکنه و همچنین بقیه.
این بخش واقعا عالی بود. هیجانش خیلی زیاد بود و واقعا از خوندنش لذت بردم. خیلی هم عالی ترجمه شده بود و من واقعا راضی بودم. قلمرو تا ابد یکی از مجموعه های مورد علاقهم خواهد موند. امیدوارم که بخونید و دوستش داشته باشید.
قلمرو خار و رز جلد سه این کتاب رو به مراتب از جلد دوم این مجموعه کمتر دوست داشتم، فضا و وایبی که جلد دوم بهم میداد خیلی خوب بود اما این کتاب هم عالی بود. داستان در ادامه ی جلد دوم هست و تمام اتفاقات در پریثی ین و قاره انسان ها میفته. خیلی بخوام توضیح بدم اسپویل میشه. هیجان این جلد از جلد دوم بیشتر بود و خواننده هر لحظه ممکن بود غافلگیر بشه. داستان یک دفعه از حالت آروم در می اومد و هیجان انگیز میشد. صحنه های غمگین خیلی زیاد داشت و اواخر کتاب کاری میکرد اشکت در بیاد. رمنس کتاب دیگه میر تو فاز لوس بودن و کاپل کتاب زیادی لوس میشن و اینقدر جفت جفت میکنن آدم حالش بهم میخوره. فضاسازی جی ماس کلا خوب نبود ولی بد هم نبود. میشد با خلاقیت خودت فضا هارو تصور کرد. شخصیت خاصی هم به داستان اضافه نشد و کلا شخصیت سازی زیاد نداشت... ترجمه ی خانم هدایتی هم عالی بود و دیگه حرفی واسه گفتن نمیزاره. از بهترین ترجمه هایی بود که خونده بودم. در کل کتاب خوبی بود.دوستش داشتم و خب پایان خوبی برای داستانی بود که یه جلده درگیر شیم . در کل داستان بعد از این کتاب وارد فاز جدیدی میشه که رمنسش قطعا زیاد میشه... در پایان از باژ غافل نشید😉
داستان کتاب سوم خیلی جدی تر از کتاب قبلی بود. هرچی فضای کتاب دوم توی دربار شب رویایی و قشنگ بود توی این کتاب به مراتب اتفاقات تلخ تر و جدی تری افتاد. راستش واقعا دوست نداشتم اینقدر شخصیت تملین بخواد نچسب بشه ولی خب بازم به نظرم منطقی بود یه سری اتفاقات و نمیتونم از تملین "متنفر" باشم. فکر کنم بیران میتونه با اختلاف بیاد تاج شخصیت رو اعصاب و رو مخ رو از من دریافت کنه. امیدوارم فقط من نباشم که فکر میکنه لوشن حقش خیلی بیشتر از این چیزاس
داستان از دوجلد قبلی روند تندتری داره. اکثرا میدونید من نظرم راحب کندی و اضافه گویی جی ماس چیه اما خب این جلد داشت نکنه داشت اما کمتر بود. مشکل من شخصیت پردازی تملین همچنان. چیز جالبی که این جلد داشت استفاده از یه سری داستان ها کنار هم بود مثلا اینه خب ایده رو از سفید برفی گرفته بود یا ملکه واسا که از فیونا ایده گرفته بود. اما این جلد یه چیز جالبی داشت. توی بطن داستان امده بود از حقوق زن ها و خانواده ال جی بی تی هم گفته بود. جایی که فیرا و ریس راحب حق و حقوق زنها صحبت میکنن توی دنیای کتاب؛ هرچی هم بگیم فانتزیه بازم این موارد توی دنیای واقعی هست مردایی که فکر میکنن زنها اموال شخصیشونن. یا قضیه یکی از شخصیتها که اگر بگم لسپویله که خیلی جالب مشکلات خانواده ال جی رو توی داستان جا دادن. شاید سوال باشه چرا خوندم دوباره چون من بار اول به خاطر تعریف ها فکر کردم با یه مجموعه خفن طرف اما نبودم پس اون لذت رو نبردم ازش هنوزم جلد اول دوم برام یواش پیش میره و روزمره گی های جی ماس خسته ام میکنه و یادمم نبود در حدی که نمیدوستم اخرش دقیق چی شد اما وقتی دوباره جلد سوم چون میشناختم قلم جی ماس رو ازش لذت بیشتری بردم. نمره ۳
و در نهایت رسیدیم به پایان جلد سوم مجموعه قلمرو خار و رز 🙂 میتونم بگم تو این مدتی که داشتم این مجموعه رو میخوندم با اینکه یه داستان کاملا کلیشه ای و ساده ای داشت اما باهاش زندگی کردم و با وجود همه نقص هایی که داشت باز هم ویژگی های مثبت کم نداشت و حتی جاهایی بهم درس زندگی داد این مجموعه سرشار از راز ها ، فداکاری ، دوستی ، عشق و... است نبردی که در پایان جلد سوم اتفاق افتاد نفس گیر بود و من همونطور که داشتم کتاب رو میخوندم صحنه های نبردش جلو چشمم بود و میتونستم به خوبی تصورش کنم حتی صداهای شخصیتارو انگار میشنیدم و این برام لذت بخش بود اینکه هرکدوم از شخصیت ها با هر قدرتی که داشتن و با تمام وجود جنگیدن و حتی از خودشون گذشتن تا بتونن دنیارو نجات بدن قابل تحسین بود داستان با سرعت خوبی پیش رفت و معتادل بود .حوادث نه خیلی سریع اتفاق میفتادن نه خیلی آروم هیجان کتاب هم خوب بود و پایان باحالی داشت😁 و من واقعا دلم برای فیرا و ریسند و کاسین و ازریل و... تنگ میشه ترجمه خانم هدایتی هم واقعا عالی بود و با نهایت هنر ترجمه کرده بودن و اون حس رو به خوبی انتقال میدادن