What do you think?


کودک مدفون و غرب واقعی
Two plays: Buried Child ; True West
چاپ ۱۳۸۶
چاپ ۱۳۸۶
- GenresPlays
216 pages, Paperback
First published April 1, 2007
About the author
Sam Shepard
242 books706 followersSam Shepard was an American artist who worked as an award-winning playwright, writer and actor. His many written works are known for being frank and often absurd, as well as for having an authentic sense of the style and sensibility of the gritty modern American west. He was an actor of the stage and motion pictures; a director of stage and film; author of several books of short stories, essays, and memoirs; and a musician.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
December 5, 2023
واقعا ارتباط برقرار کردن با نوشتههای شپارد برای من سخته!
درسته شپارد انگار خواسته بدون "تو چشم مخاطب" کردن مطالب، روایتی از اضمحلال و ازهمپاشیدگی مفهوم و بنیانهای خانواده بگه. میدونم شپارد با زبون بیزبونی انگار میخواد به ما بفهمونه که دنیای مدرن جای ابتذال و تنهایی و سرخوردگیه و چطور خطای افراد در خانواده (در مورد این دوتا نمایشنامه، پدرهای خانواده که یکی فعالانه و دیگری منفعلانه تر زدن تو ستون فقراتِ روانی خانواده) تبعات هولناکی رو برای افراد در موجودیتی به نام خانواده ایجاد میکنه. و انگار خیلی جاها تنه میزنه به تنه نمایشنامههای ابزورد یونسکو یا بکت. اما حقیقتا که این نمایشنامهها حتی یک درصد هم برای من wow factor نداشتن؛ چه فرمی چه محتوایی چه تکنیکی.
نمیدونم چطور توضیحش بدم:)
درسته شپارد انگار خواسته بدون "تو چشم مخاطب" کردن مطالب، روایتی از اضمحلال و ازهمپاشیدگی مفهوم و بنیانهای خانواده بگه. میدونم شپارد با زبون بیزبونی انگار میخواد به ما بفهمونه که دنیای مدرن جای ابتذال و تنهایی و سرخوردگیه و چطور خطای افراد در خانواده (در مورد این دوتا نمایشنامه، پدرهای خانواده که یکی فعالانه و دیگری منفعلانه تر زدن تو ستون فقراتِ روانی خانواده) تبعات هولناکی رو برای افراد در موجودیتی به نام خانواده ایجاد میکنه. و انگار خیلی جاها تنه میزنه به تنه نمایشنامههای ابزورد یونسکو یا بکت. اما حقیقتا که این نمایشنامهها حتی یک درصد هم برای من wow factor نداشتن؛ چه فرمی چه محتوایی چه تکنیکی.
نمیدونم چطور توضیحش بدم:)
January 10, 2025
سام شپارد واقعاً یه دیوونهی لعنتشده است. اصلاً حال ندارم به شکل ادبی ازش تعریف کنم و مستقیم میگم پشمام! اگر مکدونا دوست دارید لحظهای در حملهور شدن به این کتاب تعلل نکنید.
این کتاب شامل دوتا نمایشنامهی اصلیتر و مهمتر سم/سام شپارد میشه. کودک مدفون و غرب واقعی هردو نامزد جایزهی پولیتزر بودن و کودک مدفون برنده هم شده. هردوی این آثار از وحدتهای سهگانه ارسطویی پیروی میکنن و همین خیلی خیلی جذابشون کرده. معمولاً خیلی به ترجمهی افرادی که کار اصلیشون ترجمه نیست نمیشه اعتمادی کرد ولی داریوش مهرجویی واقعاً ترجمهی تروتمیزی تحویل داده و از حیث ویراست و سانسور هم محصول نهایی در امانه. این کتاب رو نشر هرمس چاپ کرده که یه پیشگفتار و گفتوگو باحال با سام شپارد اولش گذاشتن. هرچند پیشنهاد میکنم اون بخش رو بعد از اتمام نمایشنامهها بخونید.
کودک مدفون
بهشدت دیوانهواره. چقدر همهچیز شوکهکنندهست توی این داستان. فرض کنین یه ارکستری داریم که همهی نوازندههاش دارن فالش میزنن و رهبر ارکستر هم مست کرده. این وسط یه نوازندهی سالم پیدا میشه و سعی داره تو این هرجومرج یه جوری دووم بیاره. خیلی اثر تمیزیه و شخصیت شلی از بهترین شخصیتهاییه که توی داستانها دیدم. ارتباطهای پدر-پسری و مادر-پسری بهطرز وحشتناکی درست قرار گرفتن و اصلاً...همهی اینها به کنار، چندتا داستان دیدید که بتونن قانعتون کنن تا از یه شخصیت معلول بدتون بیاد؟ هوم؟
غرب واقعی
درود خانمها، آقایان و دیگر عزیران
به مجلس فنبویی امیر در باب غرب واقعی خوش آمدید
چهارتا شخصیت، دوتا اصلی، در یک مکان، حدود کمتر از 72 ساعت، درگیری سر رویاها، نتیجه؟ شاهکار
غرب واقعی داستان دوتا برادره که هیچ ربطی به همدیگه ندارن. این تمایز و شخصیتپردازی کهکشانیشون توی دو صحنهی اول مشخص میشه. داستان هم همونطور که سول کیمر، یکی از شخصیتهای فرعی، اشاره میکنه، دربارهی غرب واقعیه. در نتیجه اگر محتوای آمریکایی اصیل دوست دارید این بابا عمراً ناامیدتون نمیکنه. گویا «غرب غمزده»ی مکدونا هم شباهت قابل توجهای به این اثر داره و خب مکدونا خیلی از سام شپارد تاثیر گرفته.
May The Winds Rise
این کتاب شامل دوتا نمایشنامهی اصلیتر و مهمتر سم/سام شپارد میشه. کودک مدفون و غرب واقعی هردو نامزد جایزهی پولیتزر بودن و کودک مدفون برنده هم شده. هردوی این آثار از وحدتهای سهگانه ارسطویی پیروی میکنن و همین خیلی خیلی جذابشون کرده. معمولاً خیلی به ترجمهی افرادی که کار اصلیشون ترجمه نیست نمیشه اعتمادی کرد ولی داریوش مهرجویی واقعاً ترجمهی تروتمیزی تحویل داده و از حیث ویراست و سانسور هم محصول نهایی در امانه. این کتاب رو نشر هرمس چاپ کرده که یه پیشگفتار و گفتوگو باحال با سام شپارد اولش گذاشتن. هرچند پیشنهاد میکنم اون بخش رو بعد از اتمام نمایشنامهها بخونید.
کودک مدفون
ما نمیتونیم زنده باشیم مگر اینکه به چیزی اعتقاد داشته باشیم. نمیتونیم اعتقاد و ایمانمونو متوقف کنیم. اگه دست از اعتقاد بکشیم یهدفعه میبینیم که داریم میمیریم و میمیریم.
بهشدت دیوانهواره. چقدر همهچیز شوکهکنندهست توی این داستان. فرض کنین یه ارکستری داریم که همهی نوازندههاش دارن فالش میزنن و رهبر ارکستر هم مست کرده. این وسط یه نوازندهی سالم پیدا میشه و سعی داره تو این هرجومرج یه جوری دووم بیاره. خیلی اثر تمیزیه و شخصیت شلی از بهترین شخصیتهاییه که توی داستانها دیدم. ارتباطهای پدر-پسری و مادر-پسری بهطرز وحشتناکی درست قرار گرفتن و اصلاً...همهی اینها به کنار، چندتا داستان دیدید که بتونن قانعتون کنن تا از یه شخصیت معلول بدتون بیاد؟ هوم؟
پر از وفاداری. امید. وفاداری و امید. شما همه مثل همین، شما امیدواران. اگه امید به خدا نباشه پس به یه مَرده، اگه مرد نباشه پس به یه زنه. اگر زن نباشه، پس باید به یه سرزمین باشه یا آیندهای چیزی.
غرب واقعی
درود خانمها، آقایان و دیگر عزیران
به مجلس فنبویی امیر در باب غرب واقعی خوش آمدید
چهارتا شخصیت، دوتا اصلی، در یک مکان، حدود کمتر از 72 ساعت، درگیری سر رویاها، نتیجه؟ شاهکار
غرب واقعی داستان دوتا برادره که هیچ ربطی به همدیگه ندارن. این تمایز و شخصیتپردازی کهکشانیشون توی دو صحنهی اول مشخص میشه. داستان هم همونطور که سول کیمر، یکی از شخصیتهای فرعی، اشاره میکنه، دربارهی غرب واقعیه. در نتیجه اگر محتوای آمریکایی اصیل دوست دارید این بابا عمراً ناامیدتون نمیکنه. گویا «غرب غمزده»ی مکدونا هم شباهت قابل توجهای به این اثر داره و خب مکدونا خیلی از سام شپارد تاثیر گرفته.
بادبانهای قرمز تو تنگ غربی
دور دورها رو سطح آبی
لطفاً معشوق مرا هم بیاورید
سالم به خانه پیش من
May The Winds Rise
July 1, 2012
کتاب بعدیِ مهرجویی رو هرگز نخواهم خواند !
هر چند حدس میزنم دیگه هرگز رمان ننویسه ...
به نظرم حرفاش تموم شده تو رمان نویسی دیگه .
مگر اینکه بزنه به جاده های عجیب غریب و یه رمان تخیلی بنویسه مثلن !
هر چند حدس میزنم دیگه هرگز رمان ننویسه ...
به نظرم حرفاش تموم شده تو رمان نویسی دیگه .
مگر اینکه بزنه به جاده های عجیب غریب و یه رمان تخیلی بنویسه مثلن !
June 27, 2023
برخلاف پیشداوری که داشتم، کودک مدفون رو بیشتر از غرب واقعی دوست داشتم.
نمره ۳.۵
نمره ۳.۵
March 26, 2013
راستی داریوش مهرجویی یه صحنهی فیلم سنتوری رو انگار از نمایش غرب واقعی برداشته، اونجا که علی سنتوری کشوهارو زیر و رو میکنه که یه مداد پیدا کنه: «آخه یه قلم پیدا نمیشه اینجا؟ ... آخه این چه خونهایه که یه قلم توش پیدا نمیشه؟»
July 26, 2012
فاجعه
کتابی که اگه فقط توصیفات غذاهای مختلف رو ازش حذف کنیم حجمش به نصف تقلیل پیدا میکنه
کتابی که اگه فقط توصیفات غذاهای مختلف رو ازش حذف کنیم حجمش به نصف تقلیل پیدا میکنه
December 15, 2020
چهار ستاره برای کودک مدفون و یک ستاره و نیم برای غرب واقعی
October 13, 2015
کودک مدفون
وقتی خوندن نمایشنامه رو شروع کردم برام اینکه سام شپرد چقدر راحت و اغراق آمیز موضوع گسیخت خانواده در آمریکا رو به نمایش گذاشته، جالب بود! توی طول نمایشنامه رشد بلال و هویچ و . . . توی حیاط پشتی برام بی معنی بود و حتی زمانی که شخصیت ها یه جورایی هویت های خودشون رو فراموش می کردن برام گنگ بود تا آخر نمایشنامه که خیلی جالب و خلاقانه ارتباط تمامی موضوعات رو درک کردم و واقعا از خوندن این نمایشنامه لذت بردم.
غرب واقعی
غرب واقعی هم نمایشنامه خیلی خوبی بود. یه جورایی فک کنم مفاهیم درونیش رو درک کردم اما نمیدونم چرا نمیتونم بیانش کنم! غرب واقعی جریانش خیلی روتین تر از کودک مدفون بود.
کلا تو این 2 تا نمایشنامه با 2 تا خانواده عجیب غریب آشنا می شید اول کتاب هم یه مصاحبه از سام شپرد است که مطالب جالبی تو صحبتاش هست.
وقتی خوندن نمایشنامه رو شروع کردم برام اینکه سام شپرد چقدر راحت و اغراق آمیز موضوع گسیخت خانواده در آمریکا رو به نمایش گذاشته، جالب بود! توی طول نمایشنامه رشد بلال و هویچ و . . . توی حیاط پشتی برام بی معنی بود و حتی زمانی که شخصیت ها یه جورایی هویت های خودشون رو فراموش می کردن برام گنگ بود تا آخر نمایشنامه که خیلی جالب و خلاقانه ارتباط تمامی موضوعات رو درک کردم و واقعا از خوندن این نمایشنامه لذت بردم.
غرب واقعی
غرب واقعی هم نمایشنامه خیلی خوبی بود. یه جورایی فک کنم مفاهیم درونیش رو درک کردم اما نمیدونم چرا نمیتونم بیانش کنم! غرب واقعی جریانش خیلی روتین تر از کودک مدفون بود.
کلا تو این 2 تا نمایشنامه با 2 تا خانواده عجیب غریب آشنا می شید اول کتاب هم یه مصاحبه از سام شپرد است که مطالب جالبی تو صحبتاش هست.
December 26, 2008
مصاحبه با سام شپرد در مقدمه کتاب خیلی جالب است
August 8, 2019
خیلی خوب فروپاشی مفهوم خانواده و توهم رویای آمریکایی رو به تصویر کشیده بود.
از نمایشنامهی غرب واقعی :
لی: فقط یه دقه صبر کن آستین
آستین: چرا؟ واسه چی؟ تو که به کمک من احتیاجی نداری. تو که خوب دو دستی چسبیدی به این پروژه. به علاوه من خیلی دلم بوی شب رو میخواد. بوی بوتهها. بهارنارنجها. بوی غبار روی ورودی خونهها. فوارههای وسط حوض. چراغای خونههای مردم. در مورد نورها حق با توئه، لی.هرکی رو که میبینی داره زندگی خودشو میکنه. داخل خونهها. در امن و امان. اینجا خودش یه بهشته. میدونستی؟ ما داریم تو یه بهشت زندگی میکنیم. و همینو فراموش کردهیم. لی: تو حالا درست عین بابامون حرف میزنی.
آستین: آره خب، ما همه عین هم حرف میزنیم؛ وقتی داریم له میشیم یه جوری صدای همو منعکس میکنیم.
از نمایشنامهی غرب واقعی :
لی: فقط یه دقه صبر کن آستین
آستین: چرا؟ واسه چی؟ تو که به کمک من احتیاجی نداری. تو که خوب دو دستی چسبیدی به این پروژه. به علاوه من خیلی دلم بوی شب رو میخواد. بوی بوتهها. بهارنارنجها. بوی غبار روی ورودی خونهها. فوارههای وسط حوض. چراغای خونههای مردم. در مورد نورها حق با توئه، لی.هرکی رو که میبینی داره زندگی خودشو میکنه. داخل خونهها. در امن و امان. اینجا خودش یه بهشته. میدونستی؟ ما داریم تو یه بهشت زندگی میکنیم. و همینو فراموش کردهیم. لی: تو حالا درست عین بابامون حرف میزنی.
آستین: آره خب، ما همه عین هم حرف میزنیم؛ وقتی داریم له میشیم یه جوری صدای همو منعکس میکنیم.
October 6, 2014
نمایشنامه کودک مدفون را دوست نداشتم. نمایشنامه غرب واقعی بهتر بود اما به نظرم خوب تمام نشد
در کل انتظار بیشتری از این دو نمایشنامه داشتم
در کل انتظار بیشتری از این دو نمایشنامه داشتم
November 7, 2020
"کودک مدفون" فضایی فراواقعی دارد و میتوان در سایه فرهنگ پروتستان آمریکا مضامین متعددی در آن دید، برای نمونه پنهان کاری و فریب برای حفظ ظاهری از زندگی اخلاقی خانوادگی، یا ساختار مردسالارانه ای که در واقع متزلزل است و همچون قدرتنمایی پسر معلول خانواده، به شدت پوشالی و آسیب پذیر...
به نظرم مضمون اصلی "غرب واقعی" فرار از زندگی مدرن و قید و بندهای تصنعی آن است. دو برادر برای مدتی به خانه مادری خود برگشته اند. در ابتدای نمایشنامه به نظر می رسد، برادر کوچکتر دست بالا را دارد، چرا که او تحصیل کرده و نویسنده ای موفق است. اما به محض اینکه داستان برادر بزرگتر که برآمده از زندگی ماجراجویانه و البته نه چندان شرافت مند اوست، مورد توجه یک تهیه کننده تئاتر قرار می گیرد، این رابطه معکوس می شود. برادر کوچک رفته رفته متوجه می شود که با تن دادن به یک زندگی مآل اندیشانه و ماشینی، فرصت تجربیات اصیلتری را از دست داده است. ارزشهای شهری رنگ می بازد، و هر یک از دوبرادر می کوشند تا به "بیابان" بازگردند، جایی که خود را از حصار این ارزشها آزاد می یابند.
به نظرم مضمون اصلی "غرب واقعی" فرار از زندگی مدرن و قید و بندهای تصنعی آن است. دو برادر برای مدتی به خانه مادری خود برگشته اند. در ابتدای نمایشنامه به نظر می رسد، برادر کوچکتر دست بالا را دارد، چرا که او تحصیل کرده و نویسنده ای موفق است. اما به محض اینکه داستان برادر بزرگتر که برآمده از زندگی ماجراجویانه و البته نه چندان شرافت مند اوست، مورد توجه یک تهیه کننده تئاتر قرار می گیرد، این رابطه معکوس می شود. برادر کوچک رفته رفته متوجه می شود که با تن دادن به یک زندگی مآل اندیشانه و ماشینی، فرصت تجربیات اصیلتری را از دست داده است. ارزشهای شهری رنگ می بازد، و هر یک از دوبرادر می کوشند تا به "بیابان" بازگردند، جایی که خود را از حصار این ارزشها آزاد می یابند.
Displaying 1 - 12 of 12 reviews













