تا اواسطش داستان خوبی بود اما اطناب زیادش باعث افتش شد،به شدت خسته کننده،به طوری که دلم می خواست هرچه زودتر تموم بشه،یه جاهایی یه هیجانات کوچکی به رمان اضافه می شد اما خیلی سریع همونم از بین می رفت،بعضی قسمت های داستان قبل از اینکه شروع بشن تموم می شدن، قلم شقایق لامعی رو دوست دارم به موضوعات روانشناسی ای هم که میپردازه علاقه مندم اما متاسفانه این رمان اونطور که باید انتظاراتم رو برآورده نکرد.
[دراپشده در تاریخ ١١ بهمنماه ١۴٠١] [بالاخره تمامشده در تاریخ ١٢ اردیبهشت ١۴٠٢]
▪️چند بدم؟ ٣ زیاده، ٢ کمه. ٢/۵ خوبه؟
"هشتمتری" خوب بود. راستش دارم از لفظ «خوب» استفاده میکنم که بیمیلیام نسبت به ادامهی داستان رو تلطیف کنه و بیحوصلگی و خستگیِ منو تا حدی کمرنگ نشون بده. به طور کلی، قشنگیاش برای من شبیه به زیباییِ یه کوزهی عتیقهی گرونقیمت باستانی، پشت شیشهی موزهست. همونقدر لمسنشدنی و دور از دسترس من... میبینمش، ولی احساسم بهش سالها و قرنها فاصله داره. از یکجایی به بعد، قلم و توصیفات؛ دیگه برام روتین شد و متأسفانه سابقه نداشت از نویسندهی دغدغهمندی مثل شقایق لامعی، اثری رو دراپ کنم. داستان توی بگیر و ببندهای زیادی گرفتار شد و راستشو بخواین اونقدر کششو برام حفظ نکرد که بخوام ادامه بدم و رسماً شوقمو برای این داستان از دست دادم. پس شخصاً از همین تریبون اعلام میکنم که با وجود نزدیک به ششصد پارت از داستان، کنارهگیری میکنم و صحنه رو برای بقیه جا میذارم. اونقدری زنده نمیمونم که کتابهایی بخونم که دارن آزارم میدن. و متأسفانه این تنها داستانی بود که شخصیتها و کارها و تصمیماتشون رو باور نکردم. ایدئولوژی خاصی پشتش بود که حداقل تو کَت من یکی نمیرفت☺️❤️
بالاخره تموم شد! خب هشت متری شخصیت پرداری خیلی خوبی داشت فضا سازیشو من خیلی دوست داشتم.یه محیط کاملا رئال بود.همه چی خوب بود تا اینکه هرچی میرفتی جلو انگاری که سر جای اول قصه بودی. قلم لامعی رو من خیلی خیلی دوست دارم و خب شاید عمده ی این ۳ امتیاز برای قلم و شخصیت پردازی باشه. روند داستان کند بود وقتی به ۱۰۰ پارت اخر رسید بدو بدو و هول هولکی داستان جلو رفت. ایل ناز و مهیار دوتا شخصیتی بودن که هم به روند داستان گاهی کمک میکردن و هم من دوستشون داشتم. به هرحال هروقت از در املاکی رد بشم یاد ایمان بی اعصاب میوفتم که داره سر ایدا و سام غر میزنه. در نهایت برای من همچنان بدِخوب در صدر جدول قرار داره.
شخصیت هارو دوست داشتم.به موضوعات اجتماعی و روانشناسی هم اشاره خوبی شده بود. با تموم اینا انگار که یجورایی سنگین بود جلو رفتنش و یه وقتایی اون فضا خسته کننده میشد. ولی واسه ایده نسبتا جدیدش از خوندنش راضیم.
رمان آنلاین " هشت متری" از " شقایق لامعی" در " 758 " پارت به اتمام رسید!
آیدا دختری است که در خانواده ای پرجمعیت، در" هشت متری،" زندگی میکند. زندگی نسبتا آرامی دارد. نویسنده است و رمان هایش را آنلاین به اشتراک میگذارد. همه چیز مانند قبل است تا اینکه ایمان امیری زاده و خانواده اش پا به هشت متری میگذارند...
با رمان" بد خوب " با شقایق لامعی آشنا شدم و این رمان برایم جزو متفاوت ترین ها و جدید ترین ها بود . از ایده داستان، شخصیت ها، هیجان، عشق و .... همه چیز داستان" بد خوب" کافی و به جا بود و همیشه برای پارت های جدید رمان لحظه شماری میکردم و خلاصه هیجان زیادی برای خواندن آن داشتم که هنوز هم یادم است چگونه برای خواندنش ذوق داشتم.
همین باعث شد رمان های دیگر نویسنده را هم بخوانم.
اما درباره ی " هشت متری" باید بگویم نویسنده همان طور سعی کرده متفاوت عمل کند؛ مثلا این تفاوت را در نوع بیان و روایت جملات داستان حس کردم که خب امتیاز مثبتی است زیرا که تلاش کرده دچار تکرار در بیان قصه نشود و جملات را با دقت انتخاب کند اما آنقدر درگیر جزئیات شده که جذابیت این نوع متفاوت بودن به چشم نمی آید و باز هم به دلیل جزئیات و کشمکش شخصیت ها خصوصا درگیری آیدا با خودش ، بسیار زمان می برد تا داستان به جای اصلی برسد و روی غلتک بیفتد. خلاصه بگویم که انگار داستان شیوایی و روان بودنش را از دست داده. قصه روندی کند و بدون هیجان داشت یعنی اگر پارت های داستان را نمیخواندی یا سرسری رد میکردی هم اتفاق خاصی نمی افتاد. نکته ی دیگر نپرداختن به شخصیت " ایمان" است. شخصیت " ایمان" برای من ملموس نبود و نتوانستم زیاد با آن همدات پنداری کنم به نظرم جا داشت بیشتر روی شخصیت ایمان کار می شد، خامی را در شخصیت پردازی ایمان احساس میکردم. همین طور به نظرم دلایلی که برای آیدا می آورد هم محکم و قانع کننده نبود. کلا ایمان در اواخر داستان پررنگ شده بود و شاید دلیلش همین است که من با این شخصیت ارتباط زیادی برقرار نکردم. از عاشقانه ی داستان هم انتظار خیلی بیشتری داشتم ، منظورم عاشقانه های غلیظ و لوس و آبکی نیست، منظورم عاشقانه هایی است که دلنشین هستند و تو را مجبور میکنند باز هم بخوانی شان. درست که مدل عاشقی کردن ایمان متفاوت بود اما جای عاشقانه های بیشتر و گرم تر واقعا در رمان خالی بود.
خلاصه که از آثار " شقایق لامعی" رمان " بدخوب" چیز دیگری است و آن را واقعا پیشنهاد میکنم. اما " هشت متری" جزو رمان های پیشنهادی من نیست.
هشت خوب بود اما نه عالی هشت متری پر از حال خوب بود اما نه اواخرش هشت متری خوب و در عین حال منطقی بود. اواخر خیلی کسل کننده شده بود و میتونست سریع تر تموم بشه اما پشیمون نیستم بابت تایمی که گذاشتم.