کتاب «دو سفرنامه نیما یوشیج»، خاطرات و دست نوشته های نیما از مسافرت او و همسرش به شهرستان «بارفروش» و «رشت» در مدت زمان ۲۰ مهر ۱۳۰۷ تا ۳ دی ماه ۱۳۰۸ شمسی است که در سه دفتر نوشته شده است. نیما در این دفترها دید خود نسبت به رسم و رسوم و خلقیات مردم، فضای شهر، محلهها و خیابانها، بازارها، قیمت کالاها، صنایع دستی، مراکز صنعتی، معاریف شهر، نشریات و وضعیت فرهنگی را بیان کرده است. این دفترها را سیروس طاهباز به سازمان اسناد ملی ایران اهدا کرد و علی میرانصاری کار تدوین آنها را به عهده گرفت. میرانصاری این دفاتر را بازخوانی و عبارات ناخوانا را با کمک مطلعین محلی تصحیح کرد. این اثر بعد از فوت طاهباز، توسط انتشارات سازمان اسناد ملی در سال ۱۳۷۹ به طبع رسیده است.
علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود. تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
در این دو سفرنامه می توان دغدغه های شاعرانه، مردمی، فرهنگی و مالی نیما را مشاهده کرد. برخی بخش های این دو سفرنامه واقعا خواندنی هستند
قسمت عمده ی کتاب را سفرنامه ی بارفروش تشکیل می دهد - سفرنامه ی رشت تنها 17 صفحه است. سفرنامه ی بارفروش به شیوه ای منظم تر به وصف بارفروش و مردمش از یک سو و حالات روحی نیما از سوی دیگر می پردازد. اما سفرنامه ی رشت پراکنده است - چون تنها اواخر آن به رشت می پردازد و باقی در مورد توقف نیما در شهرهای دیگری همچون لنگرود و ... است - و اختصار و افتادگی هایش ابهام این مختصر بودن را زیاد کرده. نقش مشکلات مالی در سفرنامه ی رشت خود را بیشتر نمایانده است. خود نیما از سفر بارفروش خود راضی است و اما سفر رشت برایش هیچ لذتی نداشته
آنچه باعث شد نمره ی بیشتری به این کتاب ندهم چند چیز است: 1) سفرنامه ها از روی دست نوشته های ناتمام و چرک نویس نیما چاپ شده اند به همین دلیل هم خود متن بریده بریده و تصحیح نشده است و هم ناخوانا بودن بسیاری کلمات نوشته را از هم گسیخته است؛ 2) مصحح در رعایت علائم نگارشی مثل نقطه و ... کلا حواس پرت است - وسط جمله ها نقطه گذاشته، یا وسط جمله ای به سطر بعد رفته و ...؛ 3) مصحح حرف های نیما را سانسور کرده چون ظاهرا در سفرنامه ی بارفروش نیما به بارفروشی ها و اخلاقشان حسابی تشر زده - البته مصحح دقیقا مشخص کرده کجاها را حذف کرده؛ 4) در نهایت اینکه برخی جاها نیما اشاراتی دارد به امور شخصی و غیرشخصی که مصحح بهتر بود توضیحی ذیل آن بیاورد و مثلا از نامه های نیما کمک بگیرد تا ابهام ها برطرف شوند
بخش هایی که جالبتر بودند: رضاشاه در بارفروش، پنجشنبه بازار، چگونگی تأسیس قرائت خانه ی بارفروش، ارتباط بعضی صفات، صفات دیگر، صفات یک پیرزن، رودخانه ی بابل، خستگی و بخش ها پراکنده دیگر
میخواستم یک ستاره بدم. از بس که این متن، بد و بدتر از بد تصحيح شده و میشه گفت اصلا ويرايش نشده. ولی لابلاش حرفهایی بود که....نشد بهش یک ستاره بدم. البته احساس میشه که خود نیما هم خوب ننوشته یا در حالت هوشیاری ننوشته. از نگاه اسناد و تاریخی ارزشش رو داره که این متن دوباره و به دقت تصحيح و چاپ بشه.
سانسورهایی که در دولت خاتمی روی نوشتههای نیما انجام شده که اغلب شامل کلمات رکیک است، واقعاً آزاردهندهاست. در حالی که اثر ارزشمندی آرشیو شده توسط سازمان اسناد ملی ایران که ای کاش این بیسلیقگی لحاظ نمیشد. با این حال خواندن از احوالات آن روزهای نیما خالی از لطف نیست.