داستان خاطرهها On January 8th, 2020, the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) shot down the Ukrainian International Airline flight PS752, shortly after takeoff in Tehran, Iran. In less than 50 seconds all 176 innocent passengers on-board, including twenty-five children and teenagers, as well as one unborn child, and nine crew members were killed. Some of the victims' family members asked the author to teach them how to write the memoirs of their loved ones lost in this criminal act. This book is the story of what they achieved during coaching sessions in their workshop.
Moniro Ravânipour منیرو روانیپور (۱۳۳۳-) نویسنده ایرانی است. داستان «رعنا»ی وی از مجموعهٔ نازلی، در دورهٔ سوم (۱۳۸۲) جایزه گلشیری برگزیده شدهاست. بیشتر داستانهای روانیپور در جنوب ایران میگذرد و فضای آن برآمده از طبیعت و مردم جنوب ایران است.
منیرو روانی پور در دوم مرداد ۱۳۳۳ در جفرهٔ بوشهر به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر گذراند و در دانشگاه شیراز روانشناسی خواند. برای ادامه تحصیل به آمریكا رفت و در رشته علوم تربیتی از دانشگاه ایندیانا کارشناسی ارشد گرفت.
روانیپور از سال ۱۳۶۰ داستاننویسى را شروع كرده است و اولین كتابش (كنیزو) در سال ۱۳۶۷ منتشر شدهاست. پس از آن تعداد زیادی داستان کوتاه و چند رمان نوشت. داستان رعنا از مجموعهٔ نازلی، در دورهٔ سوم ۱۳۸۲ جایزه گلشیری برگزیده شده است.
روانیپور در کلاسهای داستاننویسی ِ خود با بابک تختی، پسر پهلوان تختی آشنا شد و ازدواج کردند. بابک تختی ناشر (نشر قصه) است و فرزندشان غلامرضا حاصل این ازدواج میباشد.
در سال ۱۳۷۹ روانیپور یکی از شرکتکنندگان کنفرانس برلین بود. قهرمان داستان زن فرودگاه فرانکفورت نیز زنی است که قرار بوده در کنفرانس برلين داستان بخواند، اما با مشکلاتی كه در حاشيه کنفرانس بهوجود میآيد فرصت داستانخوانی را از دست میدهد و علاوه بر آن در کشورش نیز او را برای حضور در اين کنفرانس مورد شماتت قرار میدهند.
روانیپور در سال ۱۳۸۵ از اولین حامیان «کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز علیه زنان» در ایران بود.
وی هماکنون از دسامبر ۲۰۰۷ با خانوادهاش در امریکا به سر میبرد.
هرچند سبک و زبان نویسنده در طول سالها تغییر میکند، دغدغههای او ثابت هستند؛ عناصر ويژه داستانی، طبیعت حاكم بر فضاى داستانها و نقش برجسته زنها، از همان كتاب اول در داستانها حضور دارند. بعضی از شخصیتهای داستانی مانند مریم یا گلپر نیز در داستانهای مختلف روانیپور بارها ظاهر میشوند.
۱۳۶۷ - مجموعه داستان کنیزو ۱۳۶۸ - رمان اهل غرق ۱۳۶۹ - مجموعه داستان سنگهای شیطان ۱۳۶۹ - دل فولاد ۱۳۷۲ - مجموعه داستان سیریا، سیریا ۱۳۷۸ - رمان کولی کنار آتش ۱۳۸۰ - زن فرودگاه فرانکفورت ۱۳۸۱ - مجموعه داستان نازلی - گنجشک و آقای رئیس جمهور - ترانههای کودکان
نمیخواستم این کتاب رو الان شروع کنم چون میدونستم با خوندنش حالم بد میشه ولی گفتم نمونه رایگانش که فقط اوایل کتاب هست رو ببینم. خوندن رو که شروع کردم یهو به خودم اومدم دیدم نمونه تموم شده ولی من دیگه نمیتونستم متوقف شم. همونجا کتاب رو خریدم و تا تموم نشد نذاشتمش زمین. این کتاب با اینکه خیلی تلخه و بارها و بارها آدم رو به گریه میندازه، ولی امیدبخشه. اینکه بازموندههای اون جنایت اونقدر انگیزه داشتن که بتونن اینجوری یاد عزیزانشون رو زنده نگه دارن، مثل یه معجزه است. کاری که منیرو روانیپور تونسته انجام بده واقعا قابل تحسین و ارزشمنده! امیدوارم روزی برسه که این کتاب توی مدارس ایران تدریس بشه و یاد تمام بیگناهانی که قربانی شدن تاابد زنده بمونه.
Powerful and touching. A beautifully written, emotionally raw, account of these family members tragic loss. I felt like I knew the daughters, sons, sisters, and brothers who perished in this horrible "accident". Moniro's coaching is brilliant! In eight sessions she successfully pulled family members from the depths of their grief and woke their inner author.
This book will keep the memories of those killed by the Islamic Regime alive. It is a must read. Moniro Ravanipour is teaching the strategies she used while pulling out the mourning families of Flight PS752 from their grief! The Unique techniques of a Life Coach who lived the same exact moments and experienced the grief!