از دیندار متعصب تا روشنفکر مترقی به ابوحامد محمد غزالی حمله میکنند و بیآنکه منصفانه به او فرصتی برای دفاع از خود با نظراتش بدهند، او را یک طرفه به محاکمه میکشند و اغلب محکوم میکنند. اگر زندگانی پرتلاطمش را بدانیم، به او فرصتی دادهایم تا شاید از خطاهایش دفاع کند و جفایی که بر او رفته کم شود. غزالی در کتاب بازگشت از گمراهی خود صادقانه به بسیاری از خطاهایش اعتراف میکند. او در اوج کشورگشاییهای جلالالدین ملکشاه، سیاست ورزیهای مسموم خواجه نظام، هوس رانیهای ترکان خاتون همسر پادشاه، مجادلات فکری معلمش عمر خیام، ترس و ارعاب حسن صباح و زندگی آرام و بیآلایش صوفیانه برادرش شیخ احمد در اوج اشتهار و اعتبار و اقتدار تصمیمی در زندگی میگیرد که دانستن آن نظر رایج ما را درباره غزالی عوض میکند. این کتاب داستان تطور روحی و فکری غزالی در بستر تلاطمهای فاجعه آمیز و دهشتناک اطراف اوست؛ روایتی شیرین از ماجراهای تلخ و ترسناک که غزالی را در میان گرفت و بلعید.
به عنوان مخاطبی عام که کتابهای زیادی نخواندهست، میگویم این کتاب با اختلاف بهترین کتابیست که در طول عمر خواندهام. بهمن شکوهی ما را با محمد غزالی، متکلم قرن پنجم هجری همراه میکند و سیر زندگیاش از کودکی تا رفتن به نظامیه و جذب شدنش در دستگاه ملکشاه سلجوقی و قرارگیری ناخواستهاش در میان رابطهٔ پرتنش سلطان و خلیفه و تا پشیمانیاش از آنچه که بود را بهانهای قرار میدهد برای ترسیم نگاهش به زندگی، دین، سیاست و قدرت، افسانه و حقیقت و این همه را با بازآفرینی صحنهٔ تاریخی پرتلاطم و جذاب آخرین پادشاه بزرگ سلجوقی تلفیق میکند و شگفت آنکه پرداختن به این همه موضوعات تاریخی و فلسفی و مذهبی ذرهای از جذابیت این رمان کم نمیکند و همچنان یکی از جذابترین و کشانندهترین رمانهاییست که میتوانید بخوانید. این کتاب را چه به غزالی علاقه دارید و چه ندارید، چه ادبیات و تاریخ را دوست داشته و دنبال میکنید و چه نمیکنید، چه کتابخوان قهاری هستید و چه تازه به کتاب خواندن روی آورده اید شدیداً پیشنهاد میکنم