Ibn Sidah (1007–1066) was a blind Andalusian scholar of Classical Arabic, author of the Muhkam, a dictionary of 28 volumes. He was born in Murcia and studied in Cordova.
علي بن إسماعيل، والمعروف بابن سـِيدَه (398هـ/1007م - 26 ربيع الآخر 458هـ/27 مارس 1065م) كاتب معاجم أندلسي. ولد في مرسية ونشأ في بيت علم، علمه أبوه اللغة العربية والنحو، كان أعمى كأبيه. توفي أبوه وهو صغير.
.و تَذَبْذَبَ الشَّىْءُ: ناسَ، و اضْطَرَبَ ابن سيده، على بن اسماعيل، المحكم و المحيط الأعظم - بيروت، چاپ: اول. ج10 ص 53 - وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا - جاثيه: 35 وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُ - حديد: 14 آرزو و خواستن زندگی دنیا - بغرورها(غرر) - مدخل ها : غر ، ذبب ازهرى، محمد بن احمد، تهذيب اللغة - بيروت، چاپ: اول. ج8 ؛ ص15 - .غِرَار: بى خبرى در خواب سبك و اصل آن از- غرّ- يعنى اثر روشن و ظاهر از چيزى است راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات الفاظ قرآن - تهران، چاپ: دوم، 1374. ج2 ؛ ص688 - الذَّبْذَبَة: اسم صوت براى حركت چيزى است كه آويخته شده و سپس اين معنى براى هر اضطراب و جنبشى بطور استعاره بكار رفته، مثل آيه مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ- 143/ نساء راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات الفاظ قرآن - تهران، چاپ: دوم، 1374. ج2 ؛ ص4 - .تَذَبْذَبَ- تَذَبْذُباً [ذبّ]: تكان خورد، ميان دو امر متردّد شد ذَبْذَبَ- ذَبْذَبَةً [ذبذب] ذبذب الرجُلُ: آن مرد سرگشته و دو دل شد. بستانى، فواد افرام، فرهنگ ابجدى - تهران، چاپ: دوم، 1375. ص406 - .تذبذب بمعنى حركت است در مجمع فرموده: «ذَبْذَبْتُهُ فَتَذَبْذَبَ» يعنى او را حركت دادم و حركت كرد قرشى، علىاكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، 1371. ، ج3، ص: 4 - .تَرَدَّدَ: [ردد]. (ف). تَحَرَّجَ، تَوَرَّعَ، تَذَبْذَبَ اسماعيل صينى، محمود، المكنز العربي المعاصر - بيروت، چاپ: اول. ص 23 - .الغُرور: جمع غرّ - : آرامش نفس است به آنچه با هوی موافق باشد و طبع بدان مایل گردد فرهنگ لاروس (عربی-فارسی) جلد دوم، تاليف دكتر خليل جُرّ، ترجمۀ دكتر سيد حميد طبيبيان – تهران : اميركبير 1387 – ص 1524