«روانشناسی اسکیزوفرنی» نوشته احمد علامه فلسفی( -۱۳۳۰)، مدرس علوم روانشناسی است. در بخشی از کتاب میخوانیم: «اسکیزوفرنی«schizophrenie»، از ریشه یونانی skhizein به معنی شکسته شدن، جدا کردن، گسستن و شکافتن است و phren به معنای روح و ذهن میباشد. اسکیزوفرنی به معنی ذهن گسیخته نیست بلکه به معنی«اختلال شخصیت» یا«هویت پریشی» مطرح است. بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی، رابطه خود را با دنیای خارج میگسلد و با جدا شدن، از واقعیات اجتناب میورزد و در افکار و اوهام خویش فرو میرود. اغلب این مبتلایان که ظاهرا بی حس و بی رمق هستند، در دنیای خاص خود زندگی میکنند و گویی هیچ اعتنایی به محیط و اطرافیان خود ندارند و به صورت گوشهگیری و انزواطلبی عمر خود را در عوالم تخیلات و اوهام خویش سپری میکنند زیرا بیماران اسکیزوفرنی احساس میکنند که ارزش و اعتبار فردی و اجتماعی خود را از دست دادهاند و سربار خانواده و جامعه هستند لذا از واقعیات و حقایق زندگی فرار میکنند و در عزلت خویش ماوا میگیرند. امروزه بر اثر تحقیقات، مطالعات، تجربیات و آگاهیرسانی گسترده، نتیجه این شده است که باید با درک صحیح و منطقی این بیماران را تحت روانپزشک در میان خانواده، اجتماع و جامعه صادقانه پذیرفت و این رازی است که موجبات تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس و بهبودی نسبی بیمار را فراهم میسازد و یا حداقل سبب میگردد که بیمار از حالت بحرانی و شدت عارضه خود خارج شود. زیرا همدردی و حمایتهای عاطفی و انسانی کمکی در جهت کنترل، نظارت و تعدیل اسکیزوفرنی خواهد بود. اسکیزوفرنی، بیماری روانی مرکب از چندین عارضه روانی است که ذهن انسان را آشفته و ازهم گسیخته مینماید و تشخیص این نوع بیماری دشوار بوده و مستلزم این است که روان شناس، روانکاو و روانپزشک باید با مهارت، دقت و شکیبایی بتواند با ریشهیابی دقیق تشخیص و تجویز صحیح بدهد.»