ثري(ثري) :مدخلها بري - ثرى - ثرب - حتو - غثث زمخشرى، محمود بن عمر، الفائق - بيروت، چاپ: اول. ج1 ؛ ص146 ******** :یزدانپناه عسکری حاشیهی زمین آسمانِ وجودی و عمقِ آسمان وجودی طه (20) : 6 - لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى * أَرَضَ فى الأرضِ: در زمين به سفر پرداخت. بستانى، فواد افرام، فرهنگ ابجدى - تهران، چاپ: دوم، 1375. ص 44 * لفظ ارض عبارت از هر پديدهاى است كه در زمين بعد از تباهى، و فرسايش، حيات مجدّد مى يابد و بعد از وجود تكوينى و خلقت مجدّدا به سوى حيات و .رشد عودت مىكند، از اين روى بعضى از مفسّرين گفته اند مقصود از (يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها- 17/ حديد) نرم شدن دلها بعد از قساوت و سنگدلى است راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات الفاظ قرآن - تهران، چاپ: دوم، 1374. ؛ ج1 ؛ ص168 * الاخْتِبَار- [خبر]: مص،- ج اخْتِبَارَات: :آزمايش، امتحان؛ «على سَبِيل الاخْتِبار» و «تَحت الاخْتِبار»: بهطور آزمايش،- الذّاتي آنچه را كه شخص از تجربه به دست مىآورد بستانى، فواد افرام، فرهنگ ابجدى - تهران، چاپ: دوم، 1375. ص27
* .الثَّرِيّ- [ثري] من التراب: خاك كه پس از خشك شدن خيس و نرم شده باشد بستانى، فواد افرام، فرهنگ ابجدى - تهران، چاپ: دوم، 1375. ص279 * الثَّرَيان : حميرى، نشوان بن سعيد، شمس العلوم - دمشق، چاپ: اول. ج2 ؛ ص831 ثریان ثریان . [ ث َ رَ ] (ع اِ) التقاء ثَریان و ثَروَان ؛ نم به نم رسیدن ، یعنی بحدی باران آمدن که بزمین فرو شود تا با نم و تری زیر زمین تلاقی کند و نیز التقاء ثَرَیان و التقاء ثروان . فزودن شرف أب بر شرف ام ّ - لغتنامه دهخدا