این کتاب به نوعی دنبالهای بر کتاب دیگر فیرحی است که به تحولات مفهوم قانون در دوران پیشامشروطه میپردازد. این کتاب به تحولات مفهوم قانون و همچنین مفاهیم مرتبطی مثل وطن و ملت و حکومت از دوره مشروطه تا امروز میپردازد و علاوه بر مهمترین و بانفوذترین متفکرین دوره مشروطه، حتی به افرادی مانند علی شریعتی و جواد طباطبایی نیز میرسد. تز اصلی این کتاب این است که در دوره مشروطه مواجهه سنت و مدرنیته در تفکر سیاسی و حقوقی ایرانیان پارادوکسهایی را وارد کرد که هنوز هم این پارادوکسها حل نشدهاند و بنابراین ازنظر تاریخ اندیشه، ما هنوز هم به جدالهای دوران مشروطه ادامه میدهیم. این کتاب هم مانند کتاب قبلی یک اثر پژوهشی عالی است که البته برخلاف آن به موضوعاتی اختصاص دارد که بیشتر به آن پرداخته شده ولی از ارزش کتاب چیزی کم نمیکند. فیرحی حین نوشتن این کتاب درگذشت و نشر نی کار زیبایی کرده و کتاب را در همین حالت نیمهکاره منتشر کرده است. واقعا غمگینکننده است که بین این همه پژوهشگر و استاد مزخرف در ایران چرا باید فیرحی جوان میمرد و پروژهاش نیمهکاره میماند. ظلم روزگار است