روانکاوی در معنای کلی نوعی درگیر شدن با دنیای دیگری در ژرفای زیاد است. اینکه ببینی انسانی دیگر چگونه می-اندیشد، چگونه زندگی می¬کند، از چه چیز¬هایی زجر می¬کشد و به چه امیدی و آرزویی زنده است. نگاهی عمیق از منظری نزدیک به هستی دیگری و اضطراب¬های بنیادین آن. خواب¬ها همانطور که فروید گفته است جاده شاهنشاهی به ناخودآگاه هستند و یک میانبر در دسترس برای رسیدن به آن ولی می¬توان آن را این طور هم بیان کرد رویاها جاده شاهنشاهی برای نزدیکی عمیق و فهم هستی شناسانه درمانجو و درمانگر نیز هستند. اینکه شما تماشاچی ویژه¬ی ژرف-ترین رویه¬های ذهن درمانجویتان باشید جایگاه ویژه¬ای در زندگی و ذهن او برای خود یافته¬اید. شما یک دیگری مهم و شاید مهمترین دیگری در لحظه حال برای او هستید و این کلید درمان است. پرورش یک فرآیند درمان قوی در کنار رابطه¬ی درمانی معنی¬دار و انسانی می¬تواند بسیار التیام بخش و کارا باشد. در این میان ارتباط با دنیای ذهنی و ناخودآگاه درمانجو به وسیله¬ی خواب¬هایش و فهم دقیق از آن می¬تواند راه خوبی برای نزدیکی بیشتر به دنیای او باشد. روان¬درمانی اگزیستانسیال بیشتر از آنکه یک سبک درمانی نظام یافته باشد یک نگرش قوی درمانی است که حساسیت¬های درمانگران را به محتوای هستیگرای موجود در ناخودآگاه و ناشی از رویارویی با مسلمات هستی جلب می¬کند. ما سعی کرده¬ایم بدون اینکه نسخه کلی برای همه¬ی درمانجویان و خواب¬هایشان بپیچیم و بدون اینکه راهکارمدار باشیم با نگرشی کاربردی کمک کنیم تا بینش درمانگران نسبت به ماهیت اگزیستانسیال رویاها تقویت شود و نگاهی روشن¬تر و جدید به تحلیل خواب داشته باشند