هوشنگ گلشیری یکی از نامآورترین و مهمترین داستاننویسان ایرانیست که در زمان حیاتش سالها کارگاههای مختلف داستاننویسی برگزار کرد و شاگردان بسیاری داشت که عموم آنها بعدتر نویسندگان و منتقدانی درجه یک شدند. «محمد تقوی» یکی از شاگردان گلشیریست که با شناخت عمیق و ویژهاش از اسلوب داستان و طریقت نویسندگی، کتاب «احضار مغان» را با کندوکاو در زندگی و آثار استادش نوشته است. تقوی با شناخت درست و عمیقش از زندگی و آثار گلشیری و شیوهی داستانپردازی او، به منظر این نویسندهی بزرگ به انسان و جهان و البته ایران و ایرانی پرداخته است. تقوی در «احضار مغان» با دست گذاشتن بر بینش منحصربهفرد خالق «شازده احتجاب» در خصوص وضعیتهای تاریخی این ملک، بیدادها و بیدادگریهای رفته بر آن، فراموشیها و جاماندگیهای تاریخی و ... نشان میدهد که نویسندهی بزرگ ما چه اشرافی بر تراژدی نهفته در زهن، زبان و زیست مردمش داشت. اینکه گلشیری به شناختی ویژه از مردمش رسیده بود و به خوبی در داستانهایش عاملیت آنها در ناکامیهای تاریخی و شخصی را روایت کرده بود. کتاب «احضار مغان» تجزیه و تحلیل جهان داستانی انسانیست که با قوهی شناخت، ذوق و تخیلش، داستانهایی برای زمانهی خودش و تاریخ پس از آن برجای گذاشت که تمام تاریخ را احضار میکرد و درعینحال با وجهی پیشگویانه رو به آینده داشت و امروز با رجوع به آنها میتوان سیر تحولات سیاسی – اجتماعی بسیاری را دید و به شناخت لایههای پنهانشان دست یافت.
برای منی که هم نقد خوندن رو دوست دارم و هم گلشیری رو، این کتاب مفید و خواندنی بود. البته در مورد عنوان کتاب ، " مقالاتی در نقد و تحلیل آثار هوشنگ گلشیری " این توضیح رو بدم که تمام فصلهای کتاب مقالات نقد آثار گلشیری نیست.یک فصل سخنرانی آقای تقوی در دهمین سالگرد درگذشت گلشیری است و فصل دیگری نگاهی به مجله کارنامه که اواخر دهه هفتاد چاپ میشد و فصل آخر کتاب هم مصاحبه ایست در مورد گلشیری که با آقای تقوی انجام شده. آثاری مثل رمان آینه های دردار و داستان کوتاههایی مثل میر نوروزی ما، خانه روشنان و معصوم اول و دوم و رمان جن نامه در کتاب مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند که شامل مقالاتی است که آقای تقوی در طی سالهای گوناگون اونها رو نوشته. خود آقای تقوی از شاگردان و همکاران گلشیری حساب میشه. پیشتر نوشتم یکی از آثار مثبت کتاب برای من این بود که هوس کردم مجددا آینه های دردار رو بخونم. به طور کلی اغلب آثار گلشیری برای من با یک بار خواندن کامل حل و فصل نمیشه ولی هیچگاه باعث نشده میلم به گلشیری خوانی کم بشه. البته که داستان کوتاه های او رو بیشتر از رمانهاش دوست دارم چون رمانهاش معمولا پیچیده است. حدود یک ماه پیش جن نامه رو شروع کردم به خوندن که متاسفانه بیش از نیمی از اون رو نتونستم بخونم و مقاله ای که در نقد جن نامه در این کتاب نوشته شده بود باعث شد بیش از پیش بابت ناتمام ماندن این کتاب خجالت بکشم و حتما سعی کنم در آینده مجددا جن نامه رو بخونم. در کتاب اشارات خیلی کمی هم به کریستین و کید شده بود که ای کاش در مورد نقد این اثر و همچنین بره گمشده راعی هم آقای تقوی مطالبی رو مینوشتند.