از پیشگفتار: بعد الحمد و الصلوة ـ از جمله قبایل و امم سالفه که اعمال و آثار ایشان در جریان امور و کیفیت زندگانی سکنۀ این کره تصرف و مدخلیت تامه داشته و یادگارهای عبرتانگیز از خود گذاشتهاند رومیهای قدیم میباشند که مدّت چندین قرن دعوی مالک رقابی مردم روی زمین مینمودند و چندان هم بی حق نبودند زیرا که در برابر خود گردن فرازی نمیدیدند جز ملوک اشکانی یا شاهان ساسانی ایران که گاه گاه به واسطۀ جلوگیری از تجاوزات سرداران رومی یا به حکم دستاندازی به متصرفات ایشان آن قوم با حشمت و شأن را یادآور میشدند که مالکالملک علی الاطلاق دیگری است و دستگاه بشر هر قدر با وسعت و عظمت باشد از انقلابات دهر مصون نیست اما طائفۀ مزبور اگرچه عاقبت در مقابل سیل حوادث روزگار خودداری نتوانسته و دولت و سلطنت ایشان نیز دستخوش انحطاط و انقراض گردیده در دورۀ جهانداری و فرمانروایی خود در سیاست ملک و نظام لشکری و قوانین کشوری و غیرت وطنی و کلیۀ آداب تعیش و تمدّن راهی رفته و شیوهای اختیار نموده بودند که ملل معظمه حالیه رفعت مقام و مایۀ احتشام خویش را از پیروی ایشان میدانند و بیمضایقه آنان را قدوۀ خود میخوانند در هر مورد به اعمال و آثار آنها نظر میکنند و قوانین و رسوم آن قوم را مأخذ و منشأ ترتیبات اجتماعی خویش قرار میدهند و از این روست که در ممالک متمدنه تدریس تاریخ روم را در مدارس و مکاتب جزء واجبات میشمارند و عدم اطلاع از اصول و وقایع آن را برای هر کس نقض تربیت محسوب میدارند. نظر به مطالب مسطوره در این ایّام که حضرت مستطاب اجل اکرام اقای مؤتمن الملک وزیر معارف و اوقاف ضاعفالله اجلاله برای مدارس و مکاتب امر به ترتیب پروگرام یعنی فهرست مواد تدریسیه نمودند تدریس تاریخ روم هم بالضروره میبایست در پروگرام قید شود و از آنجا که کتابی در این شعبه از تاریخ در زبان فارسی نوشته نشده بود که برای تعلیم مدارس ما مناسب باشد تألیف و طبع چنین کتابی را به این ناچیز که عمر خویش را وقف خدمت معارف نموده رجوع فرمودند و بندۀ اقل انجام این خدمت را مایۀ شرف و افتخار خود دانسته امتثال امر نمودم و کتابی را که به نظر مطالعهکنندگان میرسد ترتیب دادم و از آنجا که اجر هیچکس نباید ضایع شود عرض میکنم نظر بنده در نگارش این تاریخ بر کتابی بوده است که مسیو سینوبس دانشمند فرانسوی در این موضوع تألیف نموده الا این که به اقتضای حوائج مملکتی در بعضی موارد از آن کاسته و برخی مطالب لازمه بر آن افزودهام امید که از عهدۀ ادای این تکلیف به درستی برآمده و برای خویش مایۀ شرمساری فراهم نکرده باشم.
محمد علی فروغی معروف به «ذکاء الملک دوم» از رجال و سیاستمداران و ادبا و دانشمندان ایران در سال ۱۲۹۴ ه– ق= ۱۲۵۴ ه– ش، در تهران متولد شد. پدرش محمد حسن که معروف به «ذکاء الملک اول» از ادبا و شعرای زمان ناصرالدین شاه قاجار است. جد اعلای این خانواده، از یهودیان بغداد بود که برای تجارت به ایران آمد و در اصفهان ساکن و مسلمان شد. به همین علت فروغیها به یهودی الاصل بودن، مشهور بودند. محمد علی در مدرسه دارالفنون به تحصیل علم پرداخت ولی قبل از تمام شدن این رشته، به ادبیات و فلسفه رو آورد و کم کم وارد خدمت دولتی شد که سال ۱۲۷۴ شمسی، علاوه بر تدریس در مدرسه علمیه و سیاسی، مترجم زبانهای فرانسه و انگلیسی در مراکز دولتی بود.
فروغی با عضویت در هیئت اعزامی به اروپا، ماموریتهایش از سال ۱۲۹۷ ش، شروع شده بود. یکبار از طرف وزارت دادگستری، عضو کمیسیون مطالعات در اروپا شد و چند سال هم، نماینده ایران در مجمع عمومی جامعه ملل بود و ریاست ۵۶ مین و ۵۷ مین شورای جامعه را به عهده داشت. او به خاطر فضل و حسن تدبیرش، نزد خارجیان معتبر بود. محمد علی فروغی در آذر ماه ۱۳۲۱ در سن ۶۷ سالگی در گذشت.
آثار محمد علی فروغی در آذر ماه ۱۳۲۱ در سن ۶۷ سالگی در گذشت. او به ادبیات فارسی و زبان فارسی، بسیار علاقمند بود و مخصوصا برای شعر، مقامی والا قائل بود. با وجود تمام کارهای رسمی و دولتی، مطالعه و تحقیق داشت و مخصوصا در زمانهای کناره گیری از کارهای سیاسی و دولتی تمام اوقات خود را صرف کارهای ادبی و فلسفی کرد و در همین زمینهها آثاری از اوست. از آن جمله بعضی کتب درسی، حقوق اساسی یا آداب مشروطیت، اندیشههای دور و دراز، پیام به فرهنگستان حکمت سقراط، آیین سخنوری، فن سماع طبیعی و… چند متن فارسی به اهتمام او تصحیح و طبع شده از جمله، رباعیات خیام، گلستان سعدی، زبده دیوان حافظ و….
خواندن این کتاب برای من مثل حاضرشدن سر کلاس درس یک معلم خوشسخن بود؛ فروغی هم کتاب را اصولا به همین قصد نوشته، برای اینکه جزو پروگرام مدارس و مکاتب باشد. «تاریخ مختصر دولت قدیم روم» که به گفته فروغی بر اساس کتاب سنیوبس فرانسوی نوشته شده، با بررسی جغرافیای ایطالیا و سلاطین قدیم روم آغاز میشود و با سقوط امپراطوری روم غربی پایان میگیرد و در این میان، صدها رویداد مهم ذکر و بررسی مختصر میشوند. این کتاب تاریخ تحلیلی نیست و قرار هم نیست باشد، اما صرف نگاه به روند شکلگیری و اوج و سقوط امپراطوری روم باستان عبرتآموز و فوقالعاده جذاب است. به قول فروغی در ابتدای کتاب: «ملل معظمهٔ حالیه، رفعت مقام و مایهٔ احتشام خویش را از پیروی ایشان (رومیان باستان) میدانند و بی مضایقه آنان را قدوهٔ خود میخوانند. در هر مورد به اعمال و آثار آنها نظر میکنند و قوانین و رسوم آن قوم را مأخذ و منشأ ترتیبات اجتماعی خویش قرار میدهند و از این روست که در ممالک متمدنه، تدریس تاریخ روم را در مدارس و مکاتب جزء واجبات میشمارند و عدم اطلاع از اصول وقایع آن را برای هرکس نقص تربیت محسوب میدارند».
تا در حال و هوای فروغیام این کتاب را هم بنویسم. چاپی از این کتاب اخیراً از نشر «مدید» به کوشش «هاشم بناپور» منتشر شده که حیف کاغذ حیف پول حیف مقوا و مرکب و چسب، بیاغراق در هر صفحه مغلوط است. پیدیاف این کتاب از اینور و آنور پیدا میشود که بالا و پایین و چپ و راست آن بوکمارک مزخرف سایت تاریخ ما دارد محض آزار چشم و مثل خار است وقت خواندن، به لطف دوستی در کتابخانه مجلس نسخهی تمیزتری پیدا کردم پارسال که دیدم چاپ کاغذی فاجعه است و کنار هم خواندم. از حیث نثر خیلی عالی و بعضی نقاط را خط کشیدم و یادداشت برداشتم چون فروغی آن زمان هنوز بیشتر تربیت در نظام سنت قدمایی دارد و اصطلاح و زبانش به پدرش شبیهتر است و از طرفی دارد موضوع «دول روم» را مینویسد و همین خودش باعث شده زبان قدمایی بیالتقاط ما به مصاف جهانی و وقایعی برود که یکسره دیگرگون است و در بعضی نقاط این «مصاف فریقین» حاصلهای جالبی داشته باشد. تمنای فروغی مثل چندکتاب دیگرش آن روزها این است که موادی درسی برای محصلان مهیا کنند که قدری تاریخ ایران قدری تاریخ مشرق زمین و قدری تاریخ روم بدانند و بعد برسند به دنیای معاصر و القصه داخل آدم شوند و اغلب بتوانند در علوم سیاسی دانشی به هم برسانند و در دیپلماسی و روزنامهنگاری و مدرسی (و بعدتر در تنظیمات جدید عدلیه و مالیه) وارد شوند و کار را رفته رفته از دست میرزابنویسهای هیچننویس بگیرند که «به قدرت حافظه و لافظه» رطبویابس بیمعنی سر هم میکنند و هنوز حتی مباحث قائم مقام فراهانی را هم درنیافتهاند چه برسد جلوتر بیایند ــــو غرض از همه اینها ساختن افکار عامه و ملت، دو چیزی که فروغی ازآن روز تا ۱۹۱۹ و از آن روز تا ۱۳۲۰ و خطابهی گرداندن پادشاهی هی داد میزند که «نداریم» و اگر داشتیم اینقدر راحت اموراتمان ذیل مقدرات قدرتهای دیگر تعریف نمیشد. بعد از نثر چیزی که یادداشت برمیداشتم قدرت روایت فروغی است (فرض من این است که کتاب بالکل ترجمه نیست و یکجور اقتباس است) و هنرش در برگزیدن موقعهایی که در روایت بیاورد و بیمنظور نیست اینها بخصوص اگر وضع سلطنت مستقل آن روز با در نظر بیاوریم و تلاشهای مشروطه و تجربههای مجلس اول و کنفرانس صلح پاریس... در آن فضاها نگاه پیشبین و پیداکن و پردهپسزن فروغی در حکایت قیصر روم هم نکتهای و نصیحتی برای اهل سیاست ایران مییابد. فروغی چیزی شبیه اعجوبه است. هم تربیتش، هم قدرتش، هم این همه کار در مدت کم، اثرگذاری وحشتناک، تتبعاتش در فارسی و تصحیح متون، تألیفات، فارسینویسی و تأسیسهایی که در حکومت و مالیه و عدلیه و فرهنگستان و انجمنها و اینها کرده طوریست که آدم خیال میکند دارد تاریخ ملل دیگر را میخواند و آدمی در قوارهی دیگری.
کتابی که من مطالعه کردم، نسخهی چاپی نشر مدید در سال ۱۳۹۹ به کوشش «هاشم بناپور» بود. کیفیت چاپ و کاغذ و صحافی و جلد، بسیار بد و آزاردهنده بود. اما محتوای کتاب، که فروغی آن را برای تدریس و برنامهی درسی مدارس سیاسی آن زمان تدوین کرده بود، بسیار جذاب و گیرا بود. هرچند کتاب میتوانست ویراست بسیار بهتری هم بشود اما درنهایت متن فوقالعاده ارزشمند و شیرینی برای خواندن تاریخ و آشنایی اجمالی با دول روم است. نمیدانم نسخهی بهتری از این چاپ هم موجود و در دسترس هست یا خیر، اما به هر ترتیب، من مطالعهی حتی همین نسخه کم کیفیت را هم پیشنهاد میکنم. از عظمت فروغی هرگز نباید غافل شویم، او که گویی از زمانهی دیگری آمده بود و ایرانیای از جنس دیگر بود.