برای صحبت در مورد این کتاب، بهتره از نویسندش شروع کنم، چه آنکه هر اثری که تاکنون از صفی یزدانیان دیده یا خواندم همگی بسیار شخصی و درونی بودن (البته توی همین کتاب یزدانیان میگه که زیاد با این کلمه شخصی موافق نیست). صفی یزدانیان دنیای خودش رو داره، کمی که با این دنیا آشنا بشی میفهمی که عاشق فیلم Sound of music است، شیفته خطه شمالی ایران، خصوصا رشتِ، ستایشگر واقعی هنر ناب است، خواه موسیقی باشد، نقاشی، سینما و یا ادبیات و بارزترین ویژگیش علاقه بسیار در هرچیز نوستالژیک است که میشه گفت گیرایی آثارش از همین موضوع نشأت میگیرن! برای من صفی یزدانیان یکی از اثرگذارترین انسانهای زندگیم به حساب میآید و برای همیشه قدردانش هستم، به خاطر اثر زیادی که روی من گذاشت و به سینما علاقهمندم کرد و چند سال فضای ذهنم rent free :))) برای فیلم فوق العاده "در دنیای تو ساعت چند است؟" اش بود، هرچند حالا شاید به اون شدت فیلم رو دوست نداشته باشم و از اون موقع تا الان خیلی چیزها تغییر کرده حتی یزدانیان به واسطه ساخت دومین فیلم بلندش (ناگهان درخت) جایگاه ویژهاش رو در ذهن من و شاید بعضی طرفدارانش از دست داده، اما نباید دنبال حالت ثابتی در همه طول زندگی بود و هر طرز فکری زمان خاصی برای خودش داره و اما در مورد این کتاب؛ چیزی که دربارهش میتونم بگم اینه که انگار که پای صحبت یک عاشق سینما نشستی و از فیلم پدرخوانده شروع کرده برات یک دور فیلمهای مورد علاقهاش رو مرور میکنه و به واسطه اون سهگانه گریزی میزنه به موسیقی، ادبیات، آشپزی، ایتالیا و... در واقع هر آنچه بهش دلباخته، ولی منسجم نبودن کتاب و در جاهایی جملات بی سر و ته، شاید تنها ایرادش برای منه. ارزش این اثر را اما کسی متوجه میشه که بارها پی به نکات ریزی در فیلمهای مختلف از شباهتشان یا حضور بازیگری و ... برده و عمیقا مایل بوده باشد که لذت این کشف را با کسی در میان بگذاره، درست مثل کاری که یزدانیان بعد از دیدن چند بارهی پدرخوانده ها و حجم عظیمی از فيلمهای سینمای اروپا در این کتاب انجام داده و به قول خودش ما را خوانده تا در این تجربه همراهش باشیم!
از متن کتاب: "هنر فایدهای ندارد و فایدهای ندارد که ساعتها و صفحهها به کار گرفته شوند برای توجیه فایده ی کار هنری...مهم است حالا که ناچار از گذران زندگی هستیم و مجال هم که به قول ایشان بی رحمانه اندک است، هر چیز را بشود در هستی های متفاوت در معانی گسسته، در گسستش از جای اصلیش، در افزودن احتمال احساسهای بیارتباط با هم و از زوایایی مرتبط یا پرت از هم آزمود."
"سینما قرار نیست معما طرح کند و کار تماشاگر چیدن قطعات پازل نیست، اما همیشه پشت هنرهای متعالی خبرهایی هست برای آن کسی که بخواهد بشنود، یا خود بسازدشان. چیزهایی بسازد که شاید از خیال خالق نیز لحظهای عبور نکرده باشد. این دیگر دنیای خود من است که تو پیشم گستردهای. هر که میخواهی باش، آندری تارکوفسکی یا آنتوان چخوف، لئونارد کوهن یا ویرجینیا وولف. من یا حفرهای مییابم و به جهانت میآیم و در این سفر یا به دنیای خودم چیزی می افزایم، یا از آن میگذرم، یا لحظهاي با آن خوشم و فردا فراموشش میکنم."
کتاب، سیر و سیاحت صفی یزدانیان است در دنیای فیلمهایی که دوستشان دارد و «پدرخواندهها» پایه و آغازگر و یکجورهایی نخ تسبیح این سیر و سیاحت هستند. به همین خاطر هم اسم کتاب را گذاشته است «عکس دستهجمعی» با پدرخوانده، نه مثلا «عکس یادگاری» با پدرخوانده. او گاهی یک صحنه یا یک موتیف موسیقایی از پدرخوانده را میگیرد و با تداعیِ آزاد، به صحنهها و موسیقیهای مشابه در بسیاری از فیلمهای دیگر اشاره میکند و گاهی از فیلم دیگری به کارهای دیگرِ کارگردانِ آن میرسد و باز، از آن کار دیگرِ کارگردانِ دیگر، با اشاره به مضمونی مشترک، به پدرخواندهی «فورد کاپولا» باز میگردد و البته این تداعیها و اشارهها منحصر به فیلمها نیستند و کار، گاهی به موسیقیها و تابلوهای نقاشی و سریالها و رمانهای مختلف هم میکشد. همین تداعیهای آزاد و تلاش برای شرحِ غیرِ روشمندِ مضامینِ فیلمها، کتاب را به نوشتهای خاص تبدیل میکند اما به همین دلایل، احتمالا خواندنِ آن را، برای کسانی که حداقل بخشی از آن آثار را ندیده یا نخوانده اند (و عاشق برخی از آنها نیستند) بسیار دشوار یا غیرممکن خواهد کرد.
کتاب یک سیاحت به تمام معناست بین فیلمها. بین پلانها، بین قطعات موسیقی و بین لحظات خوب سینمایی. «عکس دستهجمعی...» کتابِ یک نفس خوندن نیست البته. باید چند خط جلو بری. ناگهان با تشریح لحظهای از یک فیلم روبرو بشی. به ذهنت فشار بیاری و تصویر گنگی ازش به ذهنت بیاد. برگردی بری فیلم رو ببینی. شارپ شی روی فیلم بعد برگردی ادامهاش رو بخونی. و با این رفت و آمدها کیف کنی از دستهبندی شدن دیده و خوندههات. حول پدرخوانده. پدرخوانده بزرگ. چی از این بهتر؟ مرسی صفی یزدانیان.
یک متن شلخته بی هدف که متاسفانه باز هم نشر چشمه بدون ویراستاری و ویرایش فقط چاپ کرده ، چون فروش به هر قیمتی برای این نشر اولویت داره تا یک کتاب تمیز و بدون غلط .
صفی یزدانیان تلاش داره با کتاب و فیلم هاش خودش را به عنوان آدم مولف جا بزنه ، که نه در فیلم هایش و نه در این کتاب موفق نمیشه