Jump to ratings and reviews
Rate this book

به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد

Rate this book
بابای من نان سنگک می‌خرید و بابای سارا نان بربری. اختلاف ایدئولوژی داشتند. همین شد که نشد آنچه باید می‌شد و سارا را به من نداد.

156 pages, Paperback

First published January 1, 1399

1 person is currently reading
2 people want to read

About the author

مجتبا نریمان

1 book1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (50%)
3 stars
1 (25%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (25%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Arman Heidaryan.
29 reviews13 followers
January 31, 2024
کتاب ۵۳

📚 به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد
✍ مجتبا نریمان
📑 انتشارات نریمان
🇮🇷 ادبیات ایران
📁 مجموعه داستان - سیاسی

هیچ‌کسی حاضر نیست در حالتِ عادی ایران را برای همیشه ترک کند و در خاکی زندگی کند، که بدن پدرش، ذراتش را نساخته باشد!

«بله پدرجان، تیربارون برای زمان طاغوت بود الآن تیربارون نمی‌کنن. البته ما دیگه اعدامی سیاسی نداریم.»


مجموعه داستانِ "به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد" از مجتبی نریمان، در سال ۱۳۹۹ منتشر شد و شاملِ ۲۳ داستان کوتاه میشه که به سبک Novel in stories (رمان در داستان‌ها) نوشته شده؛ یعنی همه‌ی این داستان‌ها فضا و کاراکترها و اتمسفر یکسان داره و با داستان‌های کاملا متفاوتی طرف نیستید. تم اصلی داستان‌ها هم، یه تم سیاسیه!

۱. دو تا سگ که عاشقِ هم شدند بدون اینکه همدیگه رو دیده باشن
۲. معلمی که قراره به‌زودی اعدام شه و متوجه میشه که شکنجه‌گرش رو میشناسه
۳. نوجوونی که سر سفره‌ی نوچه‌ی شعبون بی‌مخ نشسته و حالا، مصدقی شده
۴. مردی که توی سرمای شدید، مجبوره کتاب‌هاش رو آتیش بزنه تا از سرما نمیره
۵. رودخونه‌ای که به‌جای ماهی، کتاب داخلش حرکت می‌کنه
۶. کسی که توی تابستونِ داغ و شرجی اهواز هم، اُورکت می‌پوشه
۷. پنج تا دوست صمیمی که هرکدوم به نوعی دیوونه میشن
۸. یه پسربچه و یه دختربچه که همیشه با هم خاله‌بازی می‌کنند و توی دنیای خودشون با هم زن و شوهرند
۹. مردی که شب‌ها موقع خوابش، میشنوه که یه جن میره و سازش رو برمی‌داره و با سازش، موسیقی تمرین می‌کنه
۱۰. عینک ریبونِ جادویی که می‌تونه بقیه رو بدون لباس نشون بده
۱۱. یه پادگان نظامی که هر سربازی که روی برج دیدبانیش کشیک میده، می‌میره
و ۱۲ تا داستان دیگه ...


این کتاب، دومین کتابی بود که به پیشنهاد محمدرضا فرهادی عزیز و پاتوق کتاب‌بازها خوندم. اکثر داستان‌های کتاب حالت طنز داره ولی می‌تونه خیلی جاها هم، احساساتینون کنه.
جناب نریمان خیلی خیلی ایده‌های جالبی داشتند و موفق شدند این ایده‌ها رو به خوبی روی کاغذ بیارند.

فونت کتاب بزرگه و باعث میشه راحت‌تر داستان‌ها رو بخونید؛ اما کتاب پر از اشتباهات نگارشی و اشتباهات تایپی هستش.
داستان کوتاهِ "فاویسم" از کتاب حذف شده، ولی همچنان اسمش توی فهرست کتاب باقی مونده.
خلاصه که راستش رو بخواین، ویراستار کتاب و انتشارات نریمان اصلا در ویراستاری و انتشار کتاب بی‌اشتباه نبودند!

از این کتاب داستان‌های "تاریخ را آب می‌برد"، "شغل پدر" و "ما پنج نفر" رو خیلی دوست داشتم و داستان‌های "گرگه"، "کتاب‌سوزی"، "برای فریبا"، "با سُم روی سیم نزن" و "برجکِ پیرزن" توی ذهنم می‌مونه!

نتیجه‌گیری کلی من:
کتاب داستان‌های خیلی خوبی داره، اما داستان‌هایی که ممکنه زیاد دوست نداشته باشید هم داره!
خیلی خوشحالم که این کتاب رو خوندم و اصلا از خوندنش پشیمون نیستم، اما فکر می‌کنم این کتاب، شاید کتابی نباشه که بتونم راحت خوندنش رو به دیگران پیشنهاد بدم.
ولی اگر فکر می‌کنین این کتاب رو دوست داشته باشید، پس برید سمتش و قبل از اینکه چاپ‌تموم بشه، امتحانش کنید!
[پ.ن: آقای نریمان می‌گفتند که احتمالا این کتاب، دیگه تجدید چاپ نمیشه 🫠]


⭐ امتیاز من به کتاب: ‌۳.۵ از ۵
⭐️ امتیاز گودریدز به کتاب: ۳.۶۷ از ۵
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.