شازده میگفت: «رایش سوّم! رایش سوّم! همهچی داره با عقل جور درمیاد! اینها امشب میخوان تلافی کنند. ببین چهجور اسلحههاشون آماده است؟! ببین چجوری دارن نگاهمون میکنن! کافیه دست از پا خطا کنیم. آره، فاشیستهای بیهمهچیز! ولی تو هیچ نگران نباش کریستوف! کور خوندن! نمیدونن که ما دستشون رو خیلی زودتر از اینها خوندیم و داریم بازیشون میدیم! هاهاها ...»